در رشته کین­آنتروپومتری[1] (سنجش حرکت انسان) (حرکت= kin، انسان= anthropo و سنجش= metry)، زیرشاخه­ای وجود دارد که ترکیب بدن نامیده می­شود. ترکیب بدن واژه­ای است که به عناصر بدن انسان اشاره دارد. ترکیب بدن می­تواند به مقادیر اجزای اصلی سازنده بدن در سطح زیرمیکروسکوپی (اتم­ها و مولکول­ها) یا در سطح میکروسکوپی (سلول­ها) و یا در سطح ماکروسکوپی (بافت­ها و کل بدن) اشاره داشته باشد. در فیزیولوژی ورزشی، ترکیب بدن اغلب به معنای تقسیم بدن به یک مدل دو جزئی توده بدون چربی و توده چربی می­باشد (43).

هدف روش­های فراوان سنجش ترکیب بدن، تعیین وزن مطلوب یک فرد است. برخی از این روش­ها (برای مثال چارت­های سن- وزن- قد) به تنهایی ترکیب بدن را نشان نمی­دهند، اما این فرضیه را مطرح می­کند که وزن بیش از حد به ازای یک قد و سن معین، نشانه­ی چربی اضافی است. وزن مطلوب را می­توان با آزمایش ترکیب بدن تا با آزمایش چارت­های استاندارد سن- وزن- قد، رواتر ارزیابی کرد. برای مثال، توده خالص بدن ورزشکاران عضلانی می­تواند 30 درصد بیشتر از میانگین وزن بدن با توجه به قد آنان باشد که در جدول­های سن- وزن- قد استاندارد ارائه شده است. بدیهی است این ورزشکاران عضلانی نباید به عنوان افراد دارای اضافه وزن طبقه­بندی شوند. بنابراین، فراتر رفتن بدن از مقدار میانگین، اگر ناشی از سنگین­تر بودن توده خالص بدن مانند عضله باشد تا بافت چربی، معنای کاملاً متفاوتی دارد. مثال دیگر، مربوط به مربیان بیسبال لیگ برتر است که وزنشان تقریباً به اندازه میانگین وزن بازیکنان بیسبال لیگ برتر است. با وجود این، ارزیابی­های ترکیب بدنی آن­ها نشان داد که مربیان 4/6 کیلوگرم کمتر بافت خالص دارند تا بازیکنان. این بدان معنی است که درصد چربی بدن مربیان بیسبال معادل 20 درصد و درصد چربی بازیکنان لیگ برتر، 6/12 درصد است. بنابراین، سنجش ترکیب بدن نسبت به سنجش وزن بدن، روش رواتری برای تعین وزن مطلوب به­شمار می­رود (43).

در مطالعه روش­های گوناگون تعیین ترکیب بدن، باید به خاطر داشت هیچ روش مستقیمی برای سنجش کل چربی موجود در بدن فرد زنده وجود ندارد و همه روش­ها جنبه­ی فرضی دارند. یک روش مطمئن، مخلوط کردن بدن و سپس تجزیه و تحلیل شیمیایی اجزای تشکیل­دهنده­ی آن است. بدیهی است این روش، روشی پیچیده و آسیب­زا است. جسدهای انسانی بسیار کمی از راه استخراج شیمیایی چربی­ها برای ارزیابی مستقیم ترکیب بدن، تجزیه و تحلیل شده­اند. همه روش­های ترکیب بدنی که در بدن موجود زنده انجام می­شوند، غیرمستقیم برآورد می­شوند که در دامنه وسیعی از قیمت­ها و مهارت­ها قرار دارند (43).

بدن انسان را می­توان به مدل­های جزئی طبقه­بندی کرد. هر چند معمولاً فیزیولوژیست­ها، از مقیاسی به نام “استاندارد طلایی” موسوم به وزن­کشی زیر آب برای پیش­بینی درصد چربی بدن استفاده می­کنند، اما در معادله­ی بروزک[2] و نیز معادله­ی سیری[3]، از مدلِ دو جزئیِ کمتر دقیق­تر، استفاده می­شود. به­لحاظ نظری، معادله­های مبتنی بر مدل­های 3 جزئی و 4 جزئی، برآوردهای دقیق­تری از درصد چربی بدن ارائه خواهند کرد. در مدل­های 2 جزئی، بدن به دو جزء چربی و بدون چربی تقسیم می­شود. در مدل­های 3 جزئی، بدن به سه جزء چربی، آب و جامدات و یا چربی، مواد معدنی و بافت نرم تقسیم می­شود. در مدل­های 4 جزئی، بدن به چهار جزء چربی، آب، مواد معدنی و پروتئین تقسیم می­شود (43).

منابع گوناگون، در ترکیب بدن پیشنهادی برای یک فرد متوسط، اختلاف­نظر دارند. ممکن است مقادیر میانگین، همیشه مقادیر پیشنهادی نباشند. برای مثال، ما نمی­دانیم که آیا 16 درصد چربی در کودک تازه متولد شده بهداشتی است یا خیر. همچنین، برخی فکر می­کنند افراد مسن باید مقدار اندکی چربی اضافه در بیماری­های طولانی­مدتِ شدید داشته باشند. ترکیب بدن پیشنهادی برای ورزشکاران نیز فرق می­کند؛ معمولاً، ترکیب بدن ورزشکاران به نوع ورزش و یا جنسیت بستگی دارد (43). اگرچه ترکیب بدن تا اندازه زیادی توسط عوامل ژنتیکی کنترل می­شود، عوامل محیطی، رژیم غذایی و ورزش می­توانند بر سطوح نسبی چربی و توده عضلانی بدن اثرگذار باشند (44). برای مثال، دوندگان ماراتن مرد موفق، تقریباً 5/7 درصد چربی دارند، در حالی که دوندگان ماراتن زن موفق، کمتر از 20 درصد چربی دارند. شناگران استقامتی و نیمه­استقامتی موفق، چربی بیشتری در مقایسه با شناگران موفق سرعتی دارند (43). برخی پژوهشگران برای جودوکاران نخبه­ی جوان و بزرگسال به ترتیب درصد چربی بدن 9/2 ± 3/10 و 8/5 ± 9/12 را گزارش کرده­اند (45). همچنین مطالعات نشان می­دهند که درصد چربی بدن برای ورزشکاران نخبه­ی ووشو و کیک­بوکسینگ دامنه­ای از 32/2 ± 7/7 تا 99/2 ± 53/11 را شامل می­شود (4،34،46). بنابراین، به­نظر می­رسد درصد چربی ایده­آل به هدف فرد بستگی دارد. استفاده از یک مقدار معین به­عنوان استاندارد درصد چربی در ورزشکاران یک رشته خاص مناسب نسیت، به جای آن استفاده از دامنه­ای از مقادیر بهتر است (43). چراکه درصد چربی مردان ورزشکار در عموم رشته­ها، بین 5 تا 13 درصد می­باشد (47). همچنین، اگر روش غیرمستقیم برای سنجش درصد چربی بدن استفاده شود، در این صورت باید درصد چربی برآوردی فرد در قالب عددی در محدوده خطای استاندارد بیان شود. از این­رو، اگر خطای استاندارد 6/0 باشد، درصد چربی 20 درصد را باید در محدوده 14 تا 26 درصد بیان کرد (43).

چربی راهی اقتصادی برای ذخیره انرژی است. برای مثال، یک گرم چربی، حاوی اندکی بیشتر از دو برابر کیلوکالری (کیلوژول) در مقایسه با کربوهیدرات­ها یا پروتئین­هاست. چربی علاوه بر ذخیره اقتصادی سوختی­اش، محل ذخیره ویتامین­ها نیز می­باشد. اهمیت دیگر چربی، عملکرد آن به­عنوان یک عایق است. به دلیل این نقش­های مهم، چربی اغلب به دو بخش چربی ذخیره و چربی ضروری تقسیم می­شود. به­لحاظ نظری، چربی ضروری برای ادامه­ی حیات یک مرد متوسط (قد 174 سانتیمتر و وزن 70 کیلوگرم) تقریباً 2 تا 5 درصد کل وزن بدن و برای یک زن متوسط (قد 163 سانتیمتر و وزن 57 کیلوگرم) تا بیشتر از 12 درصد کل وزن بدن است. چربی ضروری می­تواند در مغز استخوان، قلب، روده­ها، کلیه­ها، کبد، طحال، دستگاه عصبی مرکزی، عضلات و دیگر اندام­ها و بافت­ها ذخیره شود. به­علاوه، در زنان، نقاط وابسته به جنس چربی ضروری، ناحیه پستان و احتمالاً لگن، باسن و ران می­باشد. چربی ذخیره به صورت زیرپوستی بین پوست و عضلات ذخیره می­شود. همچنین، این نوع چربی بین عضلات (بین­عضلانی) و اطراف اندام­های گوناگون ذخیره می­شود. چربی زیرپوستی تقریباً نصف چربی بدن یک بزرگسال جوان را تشکیل می­دهد. در حالی که نصف دیگر در بین عضلات ذخیره می­شوند. در بزرگسالان مسن­تر، چربی احشایی (درونی) به نسبت زیادتر می­شود (43).

معادله­های رگرسیون ویژه برآورد درصد چربی بدن و یا چگالی بدن ریشه در همبستگی­های بین شاخص­های آنتروپومتریک (برای مثال، چربی زیرپوستی) و شاخص­های هیدروستاتیک چگالی بدن دارد. نقاط چربی زیرپوستی زیادی را می­توان سنجید و سپس آن­ها را با بهترین نقاط برآورد چگالی بدن و یا چربی­ای که برای معادله رگرسیون انتخاب شده است، ترکیب کرد. به طور کلی، محاسبه درصد چربی بدن توسط روش­های سه­نقطه­ای نسبت به روش­هایی با نقاط کمتر، برآورد بهتری را سبب می­شود. با وجود این، استفاده از بیش از سه نقطه، تأثیری بر سهولت یا دقت اندازه­گیری ندارد (43). این در حالیست که باریرا[4] و همکاران (2013) روش هفت نقطه­ای را برای محاسبه درصد چربی بدن پیشنهاد کرده­اند. آن­ها معتقدند که محاسبه درصد چربی بدن توسط دانشجویان تربیت بدنی با استفاده از روش هفت نقطه­ای، روایی بالاتری نسبت به سایر روش­ها دارد. به بیان دیگر، بین دانشجویان تربیت بدنی و آنتروپومتریست­های باتجربه در محاسبه درصد چربی بدن توسط روش هفت­نقطه­ای، تفاوت معناداری وجود ندارد. هفت چین­پوستی مورد نظر عبارتند از: سینه، زیربغل، سه­سر، تحت­کتفی، شکم، فوق­­خاصره­ای و ران (48).

تکنیک سنجش دقیق چربی زیرپوستی به تمرین نیاز دارد. آزمونگر باید بیاموزد که چین زیرپوستی آزمودنی را لمس کند. با وجود این، لمس چین زیرپوستی در همه افراد یا در همه نقاط اندازه­گیری همان فرد، یکسان نیست. بنابراین، روشی که از طریق آن بتوان چربی زیرپوستی را به راحتی از عضله زیر آن جدا کرد، در افراد مختلف و در نقاط مختلف بدن یک فرد فرق می­کند. همچنین، فشارپذیری پوست یا بافت چربی که می­تواند بر لمس و سنجش اثرگذار باشد، فرق می­کند. برای مثال، زمانی که ضخامت چربی زیرپوستی در افراد جوان­ترگرفته می­شود، احتمال تغییر ابعاد آن بیشتر است زیرا آب­رسانی بافتی در آن­ها بیشتر است (43).

از بین بیش از 100 معادله برآورد چگالی بدن با توجه به استفاده از اطلاعات آنتروپومتریک (و سپس تبدیل آن به درصد چربی بدن)، روش سنجش چین­پوستی[5] دقیق­ترین روش است. پایایی اندازه­های چربی زیرپوستی بالاست. برخی از پژوهشگران اعتقاد دارند که استفاده از روش چربی زیرپوستی در برآورد وزن چربی بدن مانند آن است که سعی کنیم وزن پوست یک پرتقال را با سنجش ضخامت پوست و بدون در نظر گرفتن اندازه پرتقال به­دست آوریم. با این وجود، تعیین درصد چربی بدن با استفاده از روش چین­­پوستی بهتر از سایر روش­­ها می­باشد، و از آنجا که محل تجمع چربی (توزیع ناحیه­ای) می­تواند از نظر بالینی و از نظر زیبایی­شناسی، به­عنوان مقدار تام چربی مهم باشد، چین­پوستی بر سایر شاخص­های ترکیب بدنی برتری دارد (43).

[1] .Kinanthropometry

[2] .Brozek

[3] .Siri

[4] .Barreira

[5] .Skinfold