در زبان فارسی واژه گرایش و در مواردی نگرش را در برابر “attitude” در زبان انگلیسی قرار داده اند. این اصطلاح از علم روانشناسی اجتماعی به سایر علوم راه یافته و معانی مختلفی دارد. در یکی از قدیمی ترین کاربردهای این اصطلاح معنی آن وضع و حالت بدنی بود، مثلأ در آزمایش های اولیه مربوط به زمان واکنش، آزمایشگران وقتی از آمادگی آزمودنی برای پاسخ دادن به یک محرک سخن می گفتند، از این اصطلاح استفاده می کردند. اما در حال حاضر بیشتر به جنبه ذهنی و روانی فرد اطلاق می شود، هر چند آمادگی برای عمل یا پاسخ ­دادن به یک محرک همچنان در این­تعریف حفظ شده است (کریمی،1382 : 223).

گرایش دارای سه ویژگی است؛ نخست اینکه هر گرایش شامل یک شی، شخص، رویداد یا موقعیت است. دوم اینکه گرایش ها معمولأ ارزشیابانه است و سوم اینکه گرایش ها معمولأ دارای ثبات و دوام قابل توجهی هستند(کریمی ، 1382 : 266).

آلپورت[1] گرایش را این گونه تعریف می کند: “حالتی ذهنی یا عصبی حاکی از تمایل که از طریق تجربه سازمان یافته و بر پاسخ های فرد به تمامی موضوعات و موقعیت ها که با آن در ارتباط است، تاثیری جهت دار یا پویا دارد.”(آلپورت ، 1371 : 124).

دیوید کراچ[2] و همکاران ترکیب شناخت ها، احساسات و آمادگی برای عمل نسبت به یک چیز معین را گرایش شخص نسبت به آن چیز می گویند(کریمی ، 1373 : 295).

رفیع پور نیز گرایش را به معنی یک گرایش یک نظام از تمایلات، عقاید و اعتقادات که فرد نسبت به پدیده های محیط خود دارد، دانسته که این نظام در طول زمان در پی تاثیرات محیطی و تجربیات شکل می گیرد و دارای دوام و قوام است. او گرایش را در سه بعد «آمادگی جسمی برای پذیرش  محرک های بیرونی و تبدیل آن به عمل»، «فکری و آگاهی» و «احساسی» مطرح می کند(رفیع پور،1372: 6).

بنابراین، گرایش به صورت مثبت یا منفی خود را نشان می دهد. یعنی فرد در برابر شی از خود عکس العمل خاصی بروز می دهد و آماده می شود که عمل خاصی انجام دهد. عمل خاصی که در این پژوهش مطرح است مشارکت در ورزش های همگانی است. گرایش را به دو صورت می توان در نظر گرفت. از یک سو به عنوان متغیر مستقل، یعنی تاثیر گرایش در رفتار و عمل فرد و در حالت دیگر به عنوان متغیر وابسته در نظر گرفته می شود. یعنی گرایش به چیزی، متأثر از متغیر یا متغیرهایی است. در این پژوهش گرایش به مشارکت به عنوان یک متغیر مطرح می شود.

مشارکت از نظر لغوی بر وزن مفاعله به معنای شرکت دوجانبه و متقابل افراد برای انجام امری است. فرهنگ انگلیسی آکسفورد[3] ، مشارکت را کنش یا واقعیت شرکت داشتن و سهم داشتن معنی نموده است. اصطلاح مشارکت را آلن بیرو(1366)، به معنای سهمی در چیزی یافتن و از آن سود بردن و یا در گروهی شرکت جستن و با آن همکاری داشتن تعریف کرده است(بیرو ، 1366 : 257).

گای[4] (1992) با الهام از اندیشه های گرام[5] (1983)، اوکلی[6] (1983) و مارسدن[7] (1984) ، بین دو تفسیر از مفهوم مشارکت تمیز قائل شده است. در تفسیر اول مشارکت به معنای بسیج اجتماعی است که بر بسیج مردم برای اجرای پروژه های توسعه اجتماعی و اقتصادی اشاره دارد. معمولأ این پروژه ها از بالا اندیشیده و طراحی گردیده و مردم برای اجرای آنها بسیج می شوند. تفسیر دوم مشارکت را به عنوان فرایند اختیار دادن به جدا افتادگان و محرومان مورد توجه قرار می گیرد که مستلزم ایجاد سازمان های دموکراتیک ، مستقل و خوداتکایی فقیران است(سعیدی، حیدری چروده و قدیمی،1390).

به نظر آلن بیرو[8]، از منظر جامعه شناسی باید بین مشارکت به عنوان عمل و تعهد (عمل مشارکت) و به عنوان حالت یا وضع (امر شرکت کردن) تمیز قائل شد. مشارکت در معنای اول داشتن شرکتی فعالانه در گروه را می رساند و به فعالیت اجتماعی انجام شده نظر دارد و در معنای دوم از تعلق گروهی خاص و داشتن سهمی در هستی آن خبر می دهد(آلن بیرو، 1366 : 257). در این پژوهش مشارکت مورد نظر، شرکت داوطلبانه و آگاهانه سالمندان در ورزش همگانی است.

1.Allport

2.David Crouch

1.Oxford

2.Gay

3.Gram

4.Oakley

5.Marsden

6.Allen biro