نیازهای ورزشکاران و انگیزش

اگر رازی برای انگیزش وجود داشته باشد، آن راز درک نیاز ورزشکاران است. یک نیاز تشفیق­نشده خود یک هدف می‌شود و کمک به ورزشکاران برای رسیدن به اهداف خود، کلید دستیابی به انگیزش را برای شما فراهم می‌کند. از منبع بی شمار، شواهد نشان می‌دهد که سه نیاز برجسته و والا هست که ورزشکارارن به وسیله شرکت در ورزش به دنبال تکمیل آن هستند:

  • بازی کردن برای تفریح، که برآوردن نیاز برای تحریک و شور و هیجان است.
  • با مردم بودن، که نیاز پیوستن به دیگران و تعلق به گروه را برآورده می‌سازد.
  • نشان دادن صلاحیت و شایستگی برای برآوردن نیاز احساس با ارزش بودن است (دانشنامة رشد، 1387).

نیاز به تهییج

نیاز به مقدار معین تهییج، شور و هیجان، و یا به قول روان‌شناسان تحریک، به نظام ژنتیکی خاص ارتباط دارد. گفته می‌شود‌‌ ((مقدار معین )) چون اگر مردم مقدار کمی تهییج شوند، به دنبال تهییج بیشتر می‌روند‌‌ (بچه‌ها را ببینید که دلتنگ می‌شوند). و اگر مردم مقدار زیادی تهییج شوند ‌آنها به دنبال محیط آرامتری خواهند بود. هنگامی که ما تحریک مطلوب را تجربه می‌کنیم- تفریح – نه پریشان و خسته می‌شویم و نه دلواپس، و این حالت را به عنوان یک حالت سلیس و روان می‌شناسند. حالت روان احساسی است که در آن همه چیز به طور صحیح در جریان باشد و شما به طور کلی مجذوب آن فعالیت می‌شوید، احساس می‌کنید در حد بالایی کنترل دارید.

ورزش خود کیفیتی است که بیشتر به سبب داشتن حالت رقابتی، آفرینندگی، و جذب شدن ذهن و جسم، امکان تجربه روان و مفرح را افزایش می‌دهد. ولی ورزش می‌تواند از حالت مفرح به کار تبدیل شود و بعضی از مربیان آمادگی انجام آن را دارند. زمانی که مربیان تمرینات بیش از حدی را اعمال می‌کنند، یک محیط منفی به وجود می‌آورند، آزادی ورزشکاران را از بین می‌برند، با در خواست­های زیادی دارند، ورزش برای ورزشکاران یک کار سخت و خسته­کننده می‌شود. مربیان هوشمند و باتجربه مدت­هاست می‌دانند که باید نیاز به تفریح ورزشکاران را برآورده سازند. آنها، هم­چنین می‌دانند که باید تمرین کنند و تمرین ممکن است یک نواخت باشد که در نتیجه آن تفریح کم می‌شود. مربی خلاق برای تأمین هر دو، راهی را پیدا خواهد کرد. در ابتدا انگیزه بعضی از ورزشکاران برای شرکت در تمرینات تفریح کردن است و این مساله باید تشخیص داده شود. این گونه ورزشکاران آن طور که شایسته است مصمم نیستند که خود ارزشی خود را نسبت به دیگر ورزشکاران بالا ببرند. بعضی از مربیان انتظار دارند هر عضوی از اعضای تیم مثل خودشان مصمم باشند (همان منبع).

نیاز تعلق به گروه

بعضی افراد به این دلیل در ورزش‌‌ها شرکت می‌کنند که می‌خواهد جزیی از تیم باشند؛ ‌آنها می‌خواهند متعلق به گروه باشند تا زندگی آنها معنی پیدا کند. این افراد در درجه اول دارای انگیزه تعلق به دیگر افراد و پذیرفته شدن از سوی آنها هستند. آنها بیشتر برای ارضای این نیاز برانگیخته می‌شوند، نه برای رسیدن به شهرت و تشخیص. آنها اغلب قبول می‌کنند که روی نیمکت ذخیره‌ها بنشینند وگه­گاهی هم بازی کنند. مربیان می‌توانند ورزشکاران را به وسیله نیاز بالای تعلق به گروه برانگیزند، به خصوص از طریق فرآیند همانند سازی‌‌ (هویت سازی )؛ زیرا آنها می‌خواهند از طرف مربی و تیم پذیرفته شوند. بازیکنانی که در ابتدا به دنبال ارضای نیاز تعلق به گروه­اند، ممکن است شبیه به ورزشکارانی باشند که به دنبال تفریح هستند. اجرای عالی و برنده شدن به هر قیمت، برای آنها بی معنی است. گرچه این هدف را همه شامل خواهند شد، اگر این هدف تیم باشد، چون آنها می‌خواهند یک جزء از تیم باشند. مربیانی که این حالت را تشخیص می‌دهند هنوز هم می‌توانند از طریق انگیزه تعلق به گروه، به عنوان یک پاداش قدرتمند این نوع ورزشکاران را برای رسیدن به اجرای عالی ترغیب کنند (همان منبع).

نیاز به احساس با ارزش بودن

نیاز به احساس با ارزش بودن‌‌ (لایق و موفق بودن) نیاز بسیار قدرتمند و رایجی در ورزشهاست. در ورزش، با نشان دادن شایستگی­ای که دیگران آن را تشخیص می‌دهند، می‌توان احساس نیاز به ارزشمندی را ارضاء کرد، یا این نیاز ممکن است توسط خود ورزشکاران بدون آنکه دیگران به آن ارزش دهند، ارضا شود. زمانی که مهارت خوب بسط و توسعه پیدا نکرده، و زمانی که شخص کمال و خودپندارنده مثبت ندارد، قضاوت دیگران در خصوص شایستگی و موفقیت آنها، از اهمیت بسیاری برخوردار است. این کار کمک می‌کند که ورزشکاران بتوانند بدون حضور دیگران، به قضاوت درباره لیاقت خودشان بپردازند و این حالت بسیار با اهمیت است و باید توسعه یابد.

وزشکاران بردگرا­­­­­­­­_ کسانی که اغلب موفق­اند و در نتیجه تصور می‌کنند توانایی آن­ها در ورزش بالاست_ بردن را نتیجه توانایی خود و شکست را نتیجه کم­کاری می‌دانند. این یک عقیده سالم است.

ورزشکاران باخت­گرا_ کسانی که اغلب در ورزش ناموفق بوده­اند و تصور می‌کنند توانایی آنها در ورزش اندک است_ باخت خود را به کمبود توانایی، و بردهای نادر خود را به شانس یا ضعف حریف نسبت می‌دهند. در نتیجه خود را در باخت مقصر می‌دانند و در برنده شدن امتیازی برای خود قائل نیستند، این حالت به طور واضح حالت ناسالمی است. ورزشکاران باخت­گرا دارای عزت نفس ضعیفی هستند. ورزشکاران باخت­گرا سعی می‌کنند ارزش خود را به وسیله نشان دادن حالت کم کوشیدن بپوشانند تا دیگران نتوانند کمبود توانایی ‌آنها را کشف کنند. دلیل آنها این است که اگر آنها سخت کوشش کنند و باز هم شکست بخورند، هر کسی ناتوانی آنها را خواهد دید اگر آنها حالت کم کوشیدن داشته باشند، دیگران نخواهند فهمید که آیا شکست آنها به دلیل کوشش کم آنهاست و یا این که ناتوانی باعث شکست آنها شده است. این نوع رفتار، کوشش زبونی است از برای ورزشکارانی که از شکست می‌ترسند و می‌خواهند به این وسیله ارزش خودشان را بپوشانند، ولی راهبرد حالت کم کوشیدن تقریباً شکست آنها را تضمین خواهد کرد. بازیکنان باخت­گرا ترجیح ورزش نکنند، چون به روشنی و وضوح برنده و بازنده مشخص می‌گردد، ولی بعضی وقتها انگیزه‌های بیرونی و یا عوامل دیگر آنها را وادار می‌کند. مربیان اغلب راهبرد کم کوشیدن را با کمبود انگیزه در ورزشکاران باخت­گرا اشتباه می‌گیرند، ولی در واقع آنها انگیزه بسیار دارند_ انگیزه دوری جستن از تهدید به خود ارزششان را دارند‌‌ (مارتنز، 1385).