اصطلاح سرمایه اجتماعی را تقریبآ یک قرن پیش ، هانی فان[1] مربی جوان اصلاح طلب اجتماعی بکار برد.هانی فان در اثری در سال 1916 بر اهمیت تجدید حیات تعهد اجتماعی برای حفظ دموکراسی و توسعه تاکید کرد و برای توضیح علت آن اصطلاح سرمایه اجتماعی را وضع کرد.در طول دوران باقی مانده قرن بیستم این اصطلاح دست کم شش بار باز آفریده شد. در دهه 1950 جامعه شناس کانادایی جان سیلی[2] و همکارانش این اصطلاح را برای پیشرفت حاشیه نشینی بکار بردند.( فیضی،1384)

جین جاکوبز در دهه 1960 برای تاکید بر ارزش جمعی پیوند های دوستانه غیر رسمی در کلان شهر های مدرن از این اصطلاح استفاده کرد. در دهه 1970 گلن لوری[3] اقتصاددان از سرمایه اجتماعی برای روشن کردن علل عدم دستیابی آفریقایی- آمریکایی ها به پیوندهای اجتماعی وسیع تر، بعنوان یکی از موذیانه ترین میراث های برده داری و تبعیض نژادی بهره برد. ( پاتنام،2002)

نظریه پرداز اجتماعی فرانسوی ، پیر بوردیو[4] در دهه 1980 سرمایه اجتماعی را بعنوان یکی از اشکال سرمایه مطرح کرد که از الزامات اجتماعی (پیوندها) ساخته شده و تحت شرایطی خاص به سرمایه اقتصادی تبدیل می شود.( بوردیو،1983)

اقتصاددانان آلمانی اکهارت شلیخت[5] برای تاکید بر ارزش اقتصادی نظم سازمانی و اخلاقی در سال 1984 این اصطلاح را بکار برد و سرانجام جیمز کلمن[6]  جامعه شناس این اصطلاح را در برنامه کار فکری خود در اواخر دهه 1980 قرار داد. در سالهای اخیر در بسیاری از زمینه ها ، پژوهشگران با آثار متعدد خود منابع چندگانه ، نتایج متعدد و جایگاه های گوناگون سرمایه اجتماعی را کشف کردند. این آثار بطور تصاعدی رشد کرده اند بطوریکه تحقیقی در اذبیات علوم اجتماعی بین المللی به 20 مقاله درباره سرمایه اجتماعی قبل از سال 1981 ، 109 مقاله بین 1991 تا 1995 و 1003 مقاله بین 1996 تا 1999 پی برده است. (فیضی،1384

[1]. Hani fan

[2]. john seeley

[3]. Gelen  e. laury

[4]. Pierrebaurdieu

[5]. Ekkehartschlickt

[6].  Gmescolman