ضرورت مطابق ماده (ب) 20 گات 94 اشتباه کرده است . مرجع استیناف معیار ضرورت در ماده (ب)20 را از سه جنبه مهم روشن ساخت . اولا ً اعضای سازمان تجارت جهانی این حق را دارند که سطح حمایت از سلامت یا محیط زیست را آن طور که مقتضی می دانند تعیین کنند و اعضا دیگر نمی توانند به سطح حمایت انتخابی اعتراض کنند. بلکه صرفا ً می توانند اقدام مورد بحث را برای رسیدن به سطح حمایت انتخابی ضروری ندانند.
ثانیا ً در ” آزیستوز- جوامع اوپایی‌” مرجع استیناف معنای الزامی را که در قضایای ” سیگارها- تایلند ” و ” گازولین- ایالات متحده ” فرموله شده بود را توضیح داد به این نحو که هیچ جایگزینی برای اقدام مورد بحث که هر عضو به طور معقول می تواند انتظار داشته باشد که آن را به کار بندد، وجود نداشته باشد. کانادا مدعی بود که پانل در نتیجه گیری خود مبنی بر این که استفاده کنترل شده جایگزینی بوده که به طور معقول جهت ممنوع کردن ورود آزیستوزها در دسترس بوده است اشتباه کرده است. مطابق نظر کانادا اقدام جایگزین که به عنوان یک جایگزین متعارف در دسترس در جایی که اجرای اقدام اصلی غیرممکن می شود به کار گرفته می شود. مرجع استیناف در این خصوص که آیا یک اقدام جایگزین آن طور که کانادا مدعی است به طور معقول در دسترس بوده است یا خیر چنین می گوید: ” در کنار مشکل اجرا عوامل چندی نیز باید به حساب آید . مرجع استیناف به نتایج قبلی خود راجع به معیار ” ضرورت ” در ماده (د) 20 در قضیه ” کره- موازین مختلف بر گوشت ” اشاره می کند. تفسیر نهاد استیناف در این قضیه از اصطلاح ضرورت مندرج در ماده (د)20 به ” طیفی از درجات ضرورت ” در ماده (د)20 برمی گردد به نحوی که می توان نتیجه گرفت که این امر در مورد ماده (ب)20 نیز صادق است. در ” قضیه آزیستوز- جوامع اروپایی ” نهاد استیناف در رابطه با عنصر ضرورت در ماده (ب)20 بیان می کند که در تصمیم گیری راجع به ضرورت یک اقدام باید اهمیت ارزش اجتماعی را که توسط اقدام مورد بحث تعقیب می شود همچنین قلمرویی را که اقدام جایگزین برای حمایت یا افزایش آن ارزش خواهد داشت را نیز بررسی کرد.
ثالثا ً به جای شرطی که در ” قضیه تایلند- سیگارها ” آمده بود و لازم می دانست که اقدام جایگزین با گات منطبق و یا کمتر معارض باشد در قضیه ” آزیستوز- جوامع اروپایی ” شرط دیگری را مطرح کرد به این ترتیب که اقدام جایگزین نبایستی نسبت به اقدام مورد بحث اثر محدود کنندگی بیشتری بر تجارت داشته باشد. به طور خلاصه نهاد استیناف در ” آزیستوز- جوامع اروپایی ” درباره معیار (ب)20 چنین نظر داد: مساله این است که آیا یک اقدام جایگزین که به همان نتیجه بینجامد و از لحاظ وضع محدودیت بر تجارت به حد ممنوعیت نرسد وجود دارد یا خیر.
کانادا مدعی بود که استفاده کنترل شده از آزیستوز و محصولات آزیستوز اقدام جایگزین معقولی است که ضمن اینکه به همان نتیجه می انجامد ممنوعیتی هم بر آزیستوزها وارد نمی کند . لذا موضوع مورد بحث برای استیناف این بود که آیا فرانسه می توانست به طور معقول انتظار به کارگیری روش های استفاده کنترل شده برای رسیدن به سطح انتخابی حمایت از سلامتی را داشته باشد یا خیر. با درنگ در گوناگونی آزیستوزهای مضر برای سلامتی مرجع استیناف نتیجه گرفت که فرانسه نمی توانسته چنین کند. همچنین مرجع استیناف در رابطه با ارزیابی ضرورت یک اقدام اشاره می کند که اعضا مجبور نیستند در چیدمان سیاست سلامتی خودشان به دنبال آن نظری روند که اجماع علمی برآن وجود دارد. لذا پانل لزومی ندید که برای رسیدن به نتیجه بر مبنای توزین کثرت ادله پیش رود.
ماده (د)20: اقدامات ضروری برای حفظ حقوق داخلی
ماده (د)20 یک معیاردوبندی را برای توجیه موقتی اقدامات مغایر با گات ارائه داده است. در قضیه ” موازین مختلف بر گوشت- کره ” اختلاف بر سر تنظیم خرده فروشی محصولات گوشت وارداتی و داخلی بود . نهاد استیناف درباره نظام دوگانه خرده فروشی که به منظور حفظ انطباق با حقوق حمایت از مصرف کننده طراحی شده بود چنین گفت : ” برای این که اقدام مغایر با گات موقتا ً مطابق ماده (د)20 موجه باشد بایستی :
اولا ً اقدام مورد بحث برای حفظ انطباق با حقوق داخلی طراحی شده باشد نظیرحقوق گمرکات، حقوق مصرف کنندگان یا حقوق مالکیت فکری که فی نفسه با گات مغایر است .
ثانیا ً اقدام مربوطه برای تضمین انطباق ضروری باشد.
در رابطه با بند اول معیار ماده (د)20 یعنی ” حفظ انطباق با حقوق داخلی ” پانل در قضیه ” ایالات متحده- گازولین ” چنین گفت: ” برقراری تبعیض میان گازولین داخلی و وارداتی که در راستای روش های تعیین خط مبدا بوده و با ماده (4)3 در تضاد می باشد، حفظ انطباق با نظام خط مبدا محسوب نشده و چنین روش هایی یک نظام لازم الاجرا نیستند. آنها صرفا ً قواعدی هستند برای تعیین خط مبداهای انفرادی و لذا از نوع اقداماتی که به ماده (د)20 مربوط می شوند نیستند. “
در رابطه با رکن دوم معیار ماده (یعنی معیار ضرورت ، نهاد استیناف در قضیه ” کره- موازین مختلف بر گوشت”) چنین گفت : ” برای این که اقدامی مطابق رکن دوم معیار ماده (د)20 ضروری تلقی شود متضمن توزین و برقراری تعادل میان عوامل مختلف در هر قضیه است: نظیر:
اهمیت نسبی منافع یا ارزش های عمومی که قانون یا آئین نامه به منظور حمایت از آن اجرا می شود.

قلمرویی که در آن اقدام مورد بحث برای حفظ انطباق با حقوق یا آئین نامه مورد بحث اعمال می شود.

دانلود پایان نامه
برای دانلود متن کامل پایان نامه ، مقاله ، تحقیق ، پروژه ، پروپوزال ،سمینار مقطع کارشناسی ، ارشد و دکتری در موضوعات مختلف با فرمت ورد می توانید به سایت  40y.ir  مراجعه نمایید
رشته حقوق همه گرایش ها : عمومی ، جزا و جرم شناسی ، بین الملل،خصوصی…

در این سایت مجموعه بسیار بزرگی از مقالات و پایان نامه ها درج شده که قسمتی از آنها به صورت رایگان و بقیه برای فروش و دانلود درج شده اند

ماده (ز)20: اقدامات راجع به محافظت از منابع طبیعی تمام شدنی
ماده (ز)20 اساسا ً مهم است زیرا همراه با ماده (ب)20 اقداماتی را که خارج از حوزه قواعد گات بوده و به منظور حمایت از محیط زیست لازم هستند اجازه می دهد ماده (ز)20 یک معیار سه بندی را ارائه می دهد به این ترتیب که موضوع اقدام ،
اولا ً بایستی مربوط به منابع طبیعی تمام شدنی باشد.
ثانیا ً با حفاظت از منابع طبیعی تمام شدنی ارتباط داشته باشد و
ثالثا ً در محدودیت های وارده بر تولید یا مصرف موثر باشد.
در رابطه با بند اول یعنی ارتباط میان اقدام با حفاظت از منابع طبیعی تمام شدنی نهاد استیناف در قضیه ایالات متحده- میگو یک تفسیر موسع و انقلابی از این مفهوم ارائه داد. در این قضیه خواهان ها استدلال می کردند که ماده (ز)20 محدود به حفاظت از منابع طبیعی غیرزنده یا معدنی می شود به این دلیل که منابع طبیعی زنده قابل تجدید و تکرار شدن هستند و لذا نمی توان آن ها را جزو منابع طبیعی تمام شدنی به حساب آورد. نهاد استیناف با این استدلال مخالفت کرد و چنین گفت : ” درسی که علوم جدید زیست شناسی به ما می دهند این است که هرچند اصولا ً موجودات زنده قابلیت دوباره را دارند و به این معنا قابل تجدید شدن هستند اما در شرایط خاصی که به دلیل فعالیت های انسانی این منابع رو به تمام شدن ، نابودی و تهی شدن گذاشته اند نظیر نفت و سنگ معدن آهن و دیگر منابع غیرزنده باید تمام شدنی محسوب شوند. “
نهاد استیناف بیشتر در رابطه با تفسیر مقتضی از مفهوم منابع طبیعی تمام شدنی توضیح می دهد: عبارات بند (ز) ماده 20 ” راجع به منابع طبیعی تمام شدنی ” بیش از 50 سال است که استادانه ساخته و پرداخته شده است. این بند بایستی درپرتونگرانی فعلی جامعه ملت ها راجع به حمایت و حفاظت از محیط زیست تفسیر شود.گرچه ماده 20 در دور اروگوئه اصلاح نشد، اما مقدمه ضمیمه شده به موافقت نامه سازمان تجارت جهانی حاکی از آن است که امضا کنندگان آن موافقت نامه در 1994 کاملا ً از اهمیت و مشروعیت حمایت از محیط زیست به عنوان یکی از هدف های سیاست بین المللی و ملی آگاه بودند که نه تنها در مقدمه موافقت نامه سازمان تجارت جهانی بلکه در تمامی موافقت نامه های نظیر این نیز ” هدف از توسعه پایدار صراحتا ً بیان شده است . از آن چه در مقدمه موافقت نامه سازمان تجارت جهانی آمده برداشت می شود که مفهوم منابع طبیعی یک مفهوم ایستا نیست بلکه یک تعریف متحول شونده است لذا این مفهوم وابسته به این است که کنوانسیون ها و اعلامیه های بین المللی جدید چه تعبیری از منابع طبیعی تمام شدنی دارند. امروزه اغلب اسناد بین المللی از منابع طبیعی به عنوان منابعی که شامل هم موجودات زنده و هم غیرزنده است یاد می کنند. در رابطه با دومین رکن معیار (ز)20 یعنی این که یک اقدام با موضوع حفاظت از منابع طبیعی تمام شدنی ارتباط داشته باشد پانل گات در قضیه ” کانادا- Herring and Salmon ” چنین گفت : ” ماده (ز)20 بیان نمی کند که چطور موازین تجاری با مساله حفاظت ارتباط می یابد. لذا این سوال مطرح می شود که آیا هر نوع رابطه ای با حفاظت کافی است که یک اقدام تجاری را داخل در معنای ماده (ز)20 نماید یا این که یک ارتباط خاص لازم است .” از آن جا که تمامی بندهای ماده 20 به جز بند (ز) بیان می کند که هر اقدام مغایر با گات بایستی به خاطر رسیدن به هدف سیاست بیان شده در ماده ” ضروری ” یا ” اساسی‌” باشد به این معنا خواهد بود که بند (ز) نه تنها شامل اقداماتی است که برای حفاظت از منابع طبیعی تمام شدنی اساسی هستند بلکه شامل طیف وسیع تری از اقدامات هم می شود. اما همان طور که در مقدمه ماده 20 آمده است هدف از بند (ز) در موافقت نامه عمومی دادن یک قلمرو وسیع به اقداماتی که در جهت اهداف سیاست تجاری به کار گرفته می شوند نیست. بلکه صرفا ً به منظور تضمین تعهداتی است که در موافقت نامه عمومی مانع از تعقیب سیاست هایی می شود که هدفش حفاظت از منابع طبیعی تمام شدنی است. به این دلایل پانل نتیجه گرفت که اگر یک اقدام تجاری برای حفظ یک منبع طبیعی تمام شدنی ضروری یا اساسی نباشد اما هدف عمده آن حفاظت از منبع طبیعی تمام شدنی باشد بایستی به عنوان اقدام مرتبط با حفاظت در معنای ماده (ز) 20 به حساب آید.
در قضیه ایالات متحده- گازولین نهاد استیناف تفسیر مرجع استیناف در قضیه ” کانادا- Herring and Salmon ” را در ” رابطه با حفاظت ” مبنی بر این که ” هدف عمده اقدام حفاظت باشد پذیرفت. نهاد استیناف چنین گفت : ” قواعد راجع به تعیین خط مبدا عمدتا ً هدفش حفاظت از هوای پاک که یک منبع طبیعی تمام شدنی است می باشد. ” مطابق با نظر نهاد استیناف یک ارتباط ماهوی میان قواعد راجع به تعیین خط مبدا و هدف سیاست جلوگیری از تخریب سطح آلودگی هوا وجود دارد . نهاد استیناف در ” قضیه میگو- ایالات متحده ” بیشتر درباره مفهوم ” مرتبط با ” حفاظت از منابع طبیعی تمام شدنی توضیح می دهد. نهاد استیناف در این قضیه در رابطه با بخش 609 حقوق عمومی مواد 162-101 که مربوط به حمایت از لاک پشت های دریایی می شد که در تورهای ماهیگیری صید میگو گرفتار می شدند چنین گفت : “یک پیوند نزدیک و واقعی میان اقدام و هدف سیاست تحت تعقیب برقرار است. وسایل به کارگرفته شده بایستی به طور معقول با پایان هدف مورد تعقیب یعنی حفاظت از منابع طبیعی تمام شدنی مرتبط باشد. به عبارت دیگر یک اقدام نمی تواند گستره ی بی حد و مرزی داشته باشد. “
سومین بند معیار ماده (ز)20 تاثیر اقدام مورد بحث در پیوند با محدودیت های وارده بر تولید یا مصرف می باشد. نهاد استیناف در قضیه ” ایالات متح
ده- گازولین ” در این باره چنین گفته است: اصولا ً سومین بند معیار ماده (ز)20 مبین بیطرفی در وضع محدودیت بر محصولات وارداتی یا داخلی است . ماده (ز)20 لازم نمی داند که با محصولات داخلی و وارداتی یکسان برخورد شود و صرفا ً لازم می داند که با آن ها به یک نحو ” بی طرفانه ” رفتار شود. نهاد استیناف ادامه می دهد: چنان چه بیطرفی رعایت نشود این شک باقی خواهد ماند که آیا اقدام مورد بحث ارکان بند دوم ماده (ز)20 را احراز کرده است یا خیر.
نهاد استیناف در قضیه ” ایالات متحده- گازولین ” با اعمال معیار بیطرفی نسبت به قواعد تعیین خط مبدا نتیجه گرفت که معتقد نیست که هدف از احراز رکن سوم ماده (ز)20 تعیین معیار ” اثرات تجربی‌” باشد به این دلایل :
اولا ً مساله تعیین رابطه علییت که هم در حقوق داخلی و هم حقوق بین المللی شناخته شده است همیشه یک مساله مشکل و بغرنج بوده است .
ثانیا ً در زمینه حفاظت از منابع طبیعی تمام شدنی یک دوره زمانی طولانی شاید سال ها باید سپری شود تا اثرات حاصل از اجرای یک اقدام قابل رویت شود. توصیف حقوقی چنین اقدامی به طور معقول ربطی به وقوع حوادث بعدی ندارد. اما معتقد نیستیم که اثرات قابل پیش بینی یک اقدام هیچ دخالتی ندارد. چنان چه در یک حالت خاص به طور واقع گرایان های معلوم شد که یک اقدام خاص در هیچ حالت ممکنی نمی تواند اهداف حفاظت را متاثر سازد و احتمال تاثیر آن بسیار ضعیف است زیرا آن اقدام به عنوان یک مقرره حمایتی وضع نشده است .به عبارت دیگر ” هدف عمده آن ” حفاظت از منابع طبیعی نبوده است . در قضیه ” ایالات متحده- میگو ” نهاد استیناف روش خود در بند سوم ماده (ز)20 را مورد تائید قرار داد.
بند چهارم: دیگر بندهای ماده 20
در میان استثنائات دیگری که برای حمایت یا افزایش ارزش های غیراقتصادی در ماده 20 مقرر شده است بند (الف) ماده 20 اشاره به اقداماتی می کند که برای حمایت از اخلاقیات عمومی ضروری و لازم است اعضا سازمان تجارت جهانی مختارند تا سطح لازم برای حمایت از سلامت عمومی مندرج در بند ب ماده 20 را تعیین کنند. همچنین اعضا برای تعیین اخلاقیات عمومی این آزادی عمل را دارند.لذا اخلاقیات عمومی از یک عضو به عضو دیگر متفاوت می شود. آن چه از لحاظ اخلاقی از نظر یک عضو مورد قبول است لزوما ً مورد قبول عضو دیگر نیست . اخلاقیات عمومی می تواند دلیلی بر توجیه یک اقدام مغایر با گات در قبال حفظ یا اعمال ممنوعیت بر ورود محصولاتی که کودکان کارگر آن را تولید می کنند مشروبات الکلی، انتشارات مستهجن و یا برالماس های خون شود.
تفسیر به عمل آمده از اصطلاح ضرورت در بندهای (ب) و (د) ماده 20 بی شک در مورد بند (الف) نیز صادق است . بند (هـ) مربوط به اقداماتی است که برای حمایت از میراث ملی هنری ، تاریخی یا آثار باستانی وضع می شود و به اعضا اجازه می دهد تا بتوانند موازین محدود کننده تجارت را بخاطر حمایت از آثارملی حفظ یا تصویب نمایند. بند “و” عنصر ضرورت را برای حمایت از آثارملی لازم ندانسته است.

بند پنجم: ارکان کلی ماده 20 گات 94
ماده 20 در رابطه با ارکان کلی چنین مقرر داشته است: ” اقدامات مغایر با تعهدات گات که موقتا ً مطابق با یکی از بندهای ماده 20 موجه می شوند نباید به شکلی وضع شوند که وسیله ای جهت اعمال تبعیض های خودسرانه یا غیرموجه میان کشورهایی که دارای شرایط یکسانند بشوند یا یک محدودیت پنهان و تدلیس آمیزی را بر تجارت بین المللی وارد آورند.
موضوع و هدف ماده 20
نهاد استیناف در قضیه ایالات متحده- گازولین موضوع و هدف ماده 20 را اجتناب از سوءاستفاده از اعمال موقتی اقدامات توجیه شده مطابق بندهای ماده 20 ذکر می کند. در قضیه ” ایالات متحده- میگو ” نهاد استیناف در رابطه با ارکان کلی ماده 20 بیان کرد که بایستی توازنی را میان حق یک دولت عضو مبنی بر استناد به استثنائات مندرج در بندهای ماده 20 و وظیفه ای که آن عضو در رابطه با حقوق معاهده ای اعضا دیگر دارد برقرار ساخت.
ارکان کلی در راس فهرست ” استثنائات عمومی ” ماده 20 درج شده است تا تضمین نماید که این توازن باید برقرار شود تا از سوء استفاده جلوگیری کند. نهاد استیناف در قضیه ” ایالات متحده- میگو‌” بیان کرد که ارکان کلی ماده 20 در بیان اصل حسن نیت به عنوان یک اصل کلی حقوقی و نیز یک اصل کلی حقوق بین الملل است که اعمال حقوق توسط دولت ها را کنترل می کند. نهاد استیناف در رابطه با تفسیر و اعمال ارکان کلی ماده 20 به این نتیجه رسید که تفسیر و اعمال ارکان کلی در یک قضیه خاص جستجویی است برای یافتن خط توازن میان حق اعضا در قبال حفظ و تصویب قانون محدود کننده تجارت و اقداماتی که


دیدگاهتان را بنویسید