تعریف استرس

استرس [1]به معنای نیرو، فشار و اجبار، واژه ای انگلیسی است که در زبان های مختلف با همین لفظ به کار برده شده است. در زبان فارسی واژه ی فشار روانی، را به عنوان معادل واژه یواسترس بکار برده اند که با مفهوم دقیق استرس سازگار نیست، چون استرس تنها در رابطه با ابعاد روانشناختی تاثیر نمی گذارد، بلکه ابعاد جسمانی را نیز تحت تاثیر قرار می دهد (قائدی، 1387).

لغت قدیمی دیسترس براثر حذف به کلمه متداول و روزمره استرس مبدل شده است. استرس واکنش بدنی،ذهنی،و شیمیایی بدن در برابر رویدادهایی است که موجب ترس، هیجان، دستپاچکی، احساس خطر ،یا خشم می شوند.

کرنز (1973) به برخی از عوامل استرس زا مانند مسافرت زیاد، ساعات طولانی کار، رویایی با تغییرات و مشکلات کاری و جبران هزینه های مربوطه به اشتباهات و خطاهای کاری اشاره کرده است (هاشم زاده و همکاران، 1379).

استرس یکی از موضوعاتی است که در حوزه مدیریت و رفتار سازمانی مورد مطالعه و بررسی قرار می گیرد. لذا سازمانها در برنامه خود توجه زیادی به مطالعه و کنترل و کاهش استرس در محیط کار نموده تا از این طریق هم از هزینه های مربوط به آسیب های جسمی و روانی استرس بکاهد و هم باعث ارتقاء بهره وری کارکنان خود شوند ( مرز آبادی، طرخورانی، 1386). استرس نه تنها در چارچوب زندگی شخصی فرد بلکه به عنوان یک فشار روحی روانی می باشد که بر اثر فرایند های اجتماعی و تغییرات به وجود می آید. بیشترین مطالعات روی استرس به وسیله روسی ها با استفاده از روش های کمی انجام شده است. گزارش شده که بیش از 70 درصد جمعیت فدراسیون روسیه تحت استرس اجتماعی، احساسی، روانی مداوم، زندگی می کنند (پیتیلا، ریتکانن[2]،2008).

استرس یک مساله بزرگ است. استرس پاسخ به حوادثی است که تهدید کننده یا چالش به سلامتی فرد وارد می کند. استرس ها موقعیت هایی هستند که تهدید و خطر ایجاد می کنند. طبق نظر فلدمن (2001) استرس های فردی بدین صورت تعریف می شوند، رویدادهای عمده زندگی که پیامدهای منفی فوری دارند. استرس های سازمانی در محدوده شغل فرد یا سازمان که می تواند به علت مغایرت تاثیرات روانی یا فیزیکی یا درد و سختی باشد. استرس های سازمانی شدید در حال پیشرفت هستند و موضوعات موبوط به کار هر روز ماندگارتر می شوند. از آنجایی که استرس های بحرانی کوتاه مدت هستند و در رابطه با موقعیت هایی همانند بحران های طبیعی باز سازی و سازمانی می باشند. استراتژی ما باید در جهت به حداقل رساندن استرس منفی و به حداکثر رساندن استرس مثبت باشد. مفهوم استرس در فرایند تحول خود از زمان دیرین یا عصر پسین هر چه بیشتر شهرت یافته از دقت آن کاسته شده است. در واقع امروزه مردم هنگامی که به هر گونه ملامتی از خستگی گرفته تا خشم دچار می شوند می گویند تحت تاثیر استرس اند یا استرس بر آن ها وارد می شود.در کتاب فرهنگ روانشناسی، کلمه استرس به معنی فشار روانی، تنیدگی، استرس، فشار هیجانی، تنش، فشار روحی،تکیه(صدا) و فشار به کار رفته است.استرس در واقع نوعی اضطراب، فشار روحی، خستگی، نگرانی، وحشت و ترس است. استرس موجب بروز انواع بیماریها، افسردگی، ناراحتی و رنج می شود. به عنوان یک پدیده روحی و روانی، استرس حالتی است که اکثر ما در زندگی روزانه چه در محیط خانواده و چه در اجتماع و محیط کار آن را تجربه می نماییم و این تجربه، منجر به نتایج گاه مثبت و گاه منفی می گردد (خنیفر،1383).

استرس واژه ای است در اصل به معنی فشار و نیرو ،به بیان دیگر هر محرکی که در انسا ن ایجاد تنش کند و در او واکنشی برانگیزد عامل استرس زا شناخته می شود (زارع ،1381).

استرس یک واکنش فیزیولوژیکی (جسمانی) و روانی است که در هنگام احساس عدم توازن میان سطح تقاضایی که از افراد می شود و توانایی و ظرفیت آنان در برآورده ساختن این تقاضاها روی می دهد.

استرس عبارت است از هر نوع رویدادی که چه از لحاظ ذهنی و چه از لحاظ جسمی، فشاری بر بدن شما وارد آورد (خنیفر،1383).

لازاروس[3] (1985)، تعریف صوری استرس را به صورت زیر ارائه داده است:

استرس به طبقه وسیعی از مشکلات اشاره می کند که به این خاطر از مشکلات دیگر متمایز نشده است که با هر نوع تقاضایی که نظام را تحت فشار قرار می دهد، از نظام فیزیولوژیکی گرفته تا نظام اجتماعی یا نظام روانشناختی و پاسخ آن، سر و کار دارد. او در ادامه می گوید که واکنش شخصی بستگی به این دارد که وی چگونه اهمیت یک رویدادآسیب زا، تهدید کننده یا چالش انگیز را (آگاهانه یا ناآگاهانه) تفسیر یا ارزیابی نماید. این تعریف از الگوی استرس شامل سه مؤلفه مهم می باشد:

1- اعتقاد به این نیازمندی ها یک نظام را تحت فشار قرار می دهند.

2- اعتقاد به این که تهدید به صورت های مختلف ارزیابی یا ادراک می شود.

3- اهمیت پاسخ آن نظام.

در یک تعریف رسمی، فشار روانی عبارت است از : «پاسخی انطباقی که تحت تاثیر ویژگی های فردی یا فراگردهای روانشناختی شکل می گیرد، بدین معنی که نتیجه ی یک عمل، وضعیت، یا رخداد خارجی است که تقاضاهای ویژه جسمانی یا روانشناختی را بر انسان تحمیل می کند.

سیل، استرس را پاسخ معمولی بدن به تمام تقاضاهایی که از وی می شود و یا سازگاری با توقعات بسیار نابجا که عوامل استرس زا نامیده می شوند می داند(طغیانی،1390).

سلیه [4]معتقد است که عوامل تنش زا ممکن است به پاسخ های روانی متعدد مانند اضطراب، افسردگی، نومیدی، بی قراری، و احساس ناتوانی عمومی در سازش یافتگی با محیط منجر شود. اشخاصی که در باره استرس اطلاع کمی دارند، اغلب آن را نوعی نیروی خارجی نیرومند می پندارند که نسبت به آن کنترل اندکی دارند. آن ها احساس می کنند در صورت امکان باید از این فشارها ممانعت به عمل آورند، ولی چنانچه برای شخص امکان گریزی وجود نداشته باشد، باید آن را تحمل کند؛ ولی باید ذکر کرد که در مورد استرس عمل خودکار یا گریز ناپذیر وجود ندارد. هر یک از ما در مواجهه با موفقیت بالقوه پرتنش به شیوه ی کاملا متفاوتی واکنش نشان می دهیم و به انتخاب راهبرد مقابله با آن می پردازیم. ما می توانیم راهی را انتخاب کنیم که خود را دچار درماندگی کنیم یا از تجربیات خود لذت ببریم. اگر بتوانیم با استرس ها به طور صحیحی برخورد کنیم، استرس دوستی می شود که ما را برای مواجهه با مسائل زندگی نیرو می دهد، ولی اگر با ضعف با آن برخورد کنیم و اجازه دهیم از کنترل ما خارج شود ،به شکل دشمنی در می آید و موجب بروز بیماری های مختلف جسمی و روانی می شود (ربانی باوجدان،1390).

لوتاز در مورد استرس اینگونه می گوید: از استرس معمولا به شکل منفی یاد می شود زیرا در اکثر مواقع علت آن را عوامل منفی می دانیم، اما استرس حالت های مثبت و خوشایند نیز دارد. هنگامی که این پدیده به طور بالقوه سود عاید گرداند به عنوان نوعی فرصت یا موقعیت به حساب می آید. برای مثال ورزشکاری را در نظر آورید که در لحظه پیش از رکورد شکنی قرار دارد. چنین فردی از نوع فشار روانی مثبت بهره مند است که می خواهد موقعیت خود را بهبود بخشد و کار مورد نظر را در بالاترین حد ممکن انجام دهد.(چیت ساز ،1389).

1 . Stress

 

1 .pietila & Rytkonon

1 . Lazarus

1 . Selye