چرخش عمودی از یک تحلیل سه عاملی حمایت کرد که در کل 69درصد واریانس مربوطه را تبیین کرده است.علی رغم استفاده ازیک راهبردچرخشی که برفرضیه ای ازعوامل مستقل تاثیردارد،نمره های مقیاس به طورمتوسطی با همدیگردرارتباطند.همانگونه که بوسیله مدل فرانظری پیش بینی شده است،مقیاس های مجاورتاحدزیادی نسبت به مقیاس های غیرمجاورمرتبط بوده اند.تحلیل مجدد دیگری ازداده های اصلی با استفاده ازمدل سازی معادله ساختاری بیان داشته است که یک متغیرمنفردپیوسته این داده هارا بهترازسه عامل متناسب می سازد(بوود و رولینک،1996).خلاصه، پرسش نامه آمادگی برای تغییر ابزاری معتبرومبتنی بر نظریه است. شواهدروان سنجی که برای این مقیاس ارایه شده است،کاربردآن رادرمحیط موردنظرآن توجیه می کند.
2-7-5-مقیاس مراحل آمادگی تغییرواشتیاق برای درمان(SOCRATES).
توصیف :SOCRATES یک مقیاس خودگزارشی 19آیتمی است که توسط میلروتونی گان (1996) جهت ارزیابی آمادگی برای تغییر درمیان افراد مصرف کننده الکل (نسخه 5A)یا موادمخدر(نسخه8D)تهیه گردید. SOCRATES براساس مدل فرانظری و از مقیاس سنجش تغییردانشگاه روودآیلند (URICA) اقتباس شده است. پاسخ دهندگان با استفاده از یک مقیاس لیکرت 5 گزینه ای (از کاملا مخالف تا کاملا موافق) نظرات خودرادرمورد هر آیتم درجه بندی می کنند. ویژگی های روان سنجیSOCRATES(5A) درنمونه بزرگی (N=1672) در مورد بیماران سرپایی ارزیابی شده است،وتحلیل عامل سه مقیاس رامشخص کرده است: شناخت/آگاهی ،اقدامات عملی ودوسوگرایی .
پایایی(SOCRATES): بوسبی وپارکر (1997)درمن وهمکاران (1997) در مطالعات خود،دامنه ی ضریب های آلفا در مورد سه خرده مقیاس از60درصد(دوسوگرایی)تا85درصد(شناخت) گزارش کردند.مطالعات دیگرهمسانی درونی کمتری درمقیاس دوسوگرایی یافته اند. میلروتونی گان(1996)همسانی درونی مناسبی برای هرمقیاس درمطالعه به روش بازآزمایی (آلفا ها=87/0تا96/0)گزارش کرده اند.
روایی(SOCRATES): علی رغم تمایل اصلی آن برای ارایه چهارمرحله اصلی ازمدل فرانظری،نتایج تحلیل عاملی نسخه مقیاس الکل،تنها سه عامل مستقل راموردحمایت قرارمی دهد. ساختارهای سه عاملی مشابهی دردومطالعه منتشرنشده توسط آیزنهارت (1994)گزارش شده است.عاملی که باعنوان”اقدامات عملی”نامگذاری شده است شامل آیتم هایی ازهردومرحله ی اصلی یعنی مرحله ی اقدام وحفظ یا نگهداری می باشد.عاملی که باعنوان”شناخت”مشخص شده است دربردارنده آیتم هایی درمقیاس تصمیم گیری ومقیاس پیش تاملی می باشد.عامل”دوسوگرایی”نشان دهنده مقیاس اصلی تفکروتامل می باشد.میلروتونیگان(1996) هم گرایی اعتبار خرده مقیاس ها را با سایر مقیاس های مربوط به سنجش مصرف الکل بررسی کردند.نتایج این بررسی هیچ گونه همبستگی قوی ترازr=0/15 برای مقیاس های دوسوگرایی وگام برداشتن نشان نداد و تردید هایی درمورد توانایی SOCRATES برای ارایه آمادگی تغییریااشتیاق به درمان مطرح ساخت. با این وجود، مقیاس شناخت ،به صورت مثبتی با تعدادمصرف الکل درهرروز(r=0/26)،استانداردکلی مصرف الکل(r=0/23)و 5 مقیاس استفاده ازالکل (r=0/39)همبستگی داشت.درمن وهمکارانش(1997)نیزشواهد همگرایی درمورداعتبارمقیاس شناخت گزارش داده اند. آیزنهارت(1997) توانایی سه خرده مقیاس SOCRATESرابرای پیش بینی پاسخ درمان دریک پیگیری یکساله با نمونه ای از125مرد مطالعه کرد.اگرچه این مقیاس ها کمیت یا فراوانی الکل مصرف شده راپیش بینی نکرده اند،نمره های مقیاس مرحله اقدام عملی دربین افرادی بیشتر بود که هیچ مصرف الکلی گزارش نکرده بودند. نمره های بالا در مقیاس شناخت وابستگی باافراد بی نام الکلی(AA) راپیش بینی کرد ونمره های پایین درمقیاس دوسوگرایی با گزارش هایی ازداشتن حامی درمرحله پیگیری همبسته بوده اند.
خلاصه(SOCRATES):نسخه الکل مقیاس SOCRATES(5A)روی نمونه بزرگی ازافرادی که به صورت سرپایی درحال دریافت درمان مشکلات مربوط به الکل بودند تهیه شد. هرچند آیتم های مقیاس برای نشان دادن مراحل تغییر تهیه شدند،تحلیل عامل ساختارچنین مراحلی راتایید نمی کند.مقیاس های مراحل شناخت واقدام عملی معتبروثابت به نظرمیرسند،اما شواهد درمورد پایایی مقیاس دوسوگرایی متغیر است.تنها مقیاس شناخت به گونه ای با پیش بینی متغیرهای مصرف و وابستگی مواد همبسته می باشد. شواهد پیش بینی کننده اعتبارتنها دریک مطالعه گزارش شده است وهمبستگی بین مقیاسSOCRATES ومتغیرهای پی آمد نسبتاکم بوده اند.بنابراین مدارک روان سنجی اولیه درمورداین ابزارنوید دهنده می باشد،اماتحقیق دیگری برای تعیین کاربردپذیری عوامل مشتق شده آن ازلحاظ تجربی مورد نیاز می باشد.ویژگی های روان سنجی نسخه استفاده ازمواد مخدربه طورموازی ازمقیاس تاکنون گزارش نشده اند.

2-8-بحث:
ازدیاد ابزارهای مربوط به سنجش آمادگی برای تغییر( RTC) چالش هایی برای متخصصان ومحققانی که باید یک راهبرد اندازه گیری راانتخاب کنند به وجود آورده است. همان گونه که در قسمت پیشینه بررسی شد این ابزارها از لحاظ روش های سنجش ،شالوده نظری ،جمعیت مورد نظر وحمایت روان سنجی متفاوت هستند.
2-9-تلویحات بالینی :
همان گونه که درادبیات پژوهش آمده است بررسی ها نشان می دهد که علاقه ی فزاینده ای در مورد سنجش انگیزش افراد در درمان مصرف مواد به وجود آمده است (میلروهیتر،1998؛میلرورولینک،1991) . نظریه انگیزش به عنوان یک پیش نیاز ومشخصه ی مراجع به عنوان “حالت آمادگی “جهت درمان از اهمیت خاصی برخورداراست .منظور از انگیزش به عنوان یک حالت(تا نسبتا صفت) تلویحات بالینی چندی دارد. نخست، یکی ازمحاسن مدل فرانظری یاد آوری این نکته است که افرادبا سطوح متفاوتی ازآمادگی برای تغییر وارد درمان می شوند.مقیاس های آمادگی برای تغییر که دراینجا بررسی شدند قادرند تا میان مراجعان سوء مصرف کننده مواد به طور نظام مندی تمایز قایل شوند وباسایرمتغیرهای بالینی روابط همزمان معناداری رانشان دهند.همچنین تلویحات این ناهمگنی ها درمیان مراجعان دردوره درمان به وضوح بیان شده است. برای مثال چندمقیاس آمادگی برای تغییر(RTC )توانسته اندفرآیند درمان(CMRS، TCU،RAATE،TMQ ، SOCRATES) وتلاش های مراجعان برای تغییر(الگوریتم ها،RTCQ) را پیش بینی کنند.
دوم ، آمادگی برای تغییر عامل وابسته ای است تادرزمان انتخا ب مدل های درمان در نظر گرفته شود. مقیاس های آمادگی برای تغییر ممکن است درفرآیند برنامه ریزی درمان ،احتمالا حتی برای تسهیل منطبق کردن درمان – بیمار مفید باشد(URICA،RTCQ،الگوریتم ها). سوم ،افزایش انگیزه (یعنی افزایش امادگی برای تغییر ) می تواند خود هدفی برای درمان باشد.سودمندی آمادگی برای تغییر به عنوان یک متغیر پی آمد افزایش می یابد ،در صورتی که این عامل به روش پیوسته وبا حداکثر حساسیت برای تغییراندازه گیری شده باشد. هرچند که مقیاس های زیادی برای سنجش آمادگی برای تغییر در میان سوءمصرف کنند گان مواد ساخته شده است اما تعداد کمی ازآن ها دارای ویژگی های روان سنجی قابل قبولی می باشند.از این رو، متخصصان بالینی باید این ابزارها را به صورت آزمایشی مدنظر قراردهند.پژوهشگران و متخصصان بالینی باید دربه کاربردن این ابزارها در مورد جمعیت،اهداف سنجش وروش سنجش دقت کنند.