هوش سازمانی ارتباط مستقیم با بعضی فاکتورهای سازمانی از جمله ساختار سازمانی ، مدیران راهبردی ، قوانین سازمان ، و مدیریت دانش سازمان دارد. مدیریت دانش سازمان فاکتور مهمی در هوش سازمانی است که خود به نوعی به مدیریت سازمان و قوانین وساختار سازمان وابسته است اگر قوانین سازمان بر اساس مدیریت دانش اصلاح نشود و کارکنان فاکتورهای تشویقی و انگیزه های لازم برای ثبت تجربیات و دانش خود نداشته باشند سازمان به سمت هوشمندی پیش نخواهد رفت.داشبورد سازمانی که مدیران بتوانند بروز کل سازمان را رصد کنند و از کلیه سیستم های سازمان گزارش های استراتژیک داشته باشند .یادگیری سازمانی از جمله موارد مهم دیگری است که بر ضرورت پرداختن به مبحث هوش سازمانی تاکید میکند. مهمترین نیاز یک مدیر،داشتن اطلاعات دقیق برای اتخاذ تصمیم درست است که عوامل زیردرتصمیم گیری استراتژیک یک سازمان موثر میباشد:

-دسترسی، جمع آوری و پالایش داده ها و اطلاعات مورد نیاز

– پردازش، تحلیل و نتیجه گیری بر اساس دانش

– اعمال نتیجه و نظارت بر پیامهای اجرای آن

سازمانهایی با مدیریت قدیمی که از هوش سازمانی استفاده نمی کنند درتصمیم گیری ها معمولا با مشکلات مختلفی روبرو هستند از جمله داشتن داده های حجیم، پیچیدگی تحصیل آنها و عدم توانایی  پیگیری فرآیند ها و نتایج تصمیمات گرفته شده و لذا تصمیمات اشتباه دراین سازمانها نتایج خود را به طور روشن نشان نمی دهند ویا دیرهنگام نشان می دهند.این سازمانها نگاهی جامع ازوضعیت جاری و آینده خود ندارند. هوش سازمانی عاملی مهم و تاثیر گذار در تصمیمات راهبردی و استراتژیک سازمانی است.ومدیران با توجه به ابزارهای bi بهترمیتوانند وضعیت سازمان را مشاهده کرده و برای آینده سازمان برنامه ریزی کنند(یولس، 2005). نرم افزارهای عملیاتی در سازمان مثل برنامه ریزی فروش، مالی ، منابع انسانی، انبار، حقوق و دستمزد، مدیریت دانش ومدیریت ارتباط با مشتری و … می توانند گزارشاتی را تا سطح مدیران میانی فراهم آورند و کمتر دیده شده که مدیران ارشد از این ابزارها به عنوان منبع تصمیم سازی استفاده کنند و بیشتر گزارشات مورد نظر آنها توسط مدیران میانی و با صرف زمان زیاد تهیه می شود. وگاه این عملیات به صورت روزانه باید تکرار شود.و به دلیل نوعی طراحی عملیاتی ، ساختن گزارشات حجیم و گرفتن آمار کلی از اطلاعات موجود بسیار کند خواهد بود. ضرورت دیگر استفاده ازهوش سازمانی، نیاز به مدیریت دانش در سازمانها است. سازمانها نیاز به مدیریت هوشمند اسناد و مدارک خود دارند همچنین دیتاهای موسسات که به منزله دارایی اصلی آن سازمانها می باشند نیاز به مدیریت دارد. هوش سازمانی موجب مدیریت بهتر این دیتاها می شود. ازآنجاکه سازمانها نیازدارند خودشان را با دانش روز تطبیق داده وهمواره بروز باشند و خود را بر اساس شرایط مخاطبین و بازار و شرایط جدید خارج از سازمان هماهنگ سازند بحث آموزش مستمر کارکنان و حافظه سازمانی در نگهداری و استفاده ازآموزشهای سازمانی بسیار پراهمیت است و هوش سازمانی به عنوان یک ضرورت در اینجا مطرح می شود و باعث افزایش بهره وری آموزشی و حفظ دانش سازمان می شود(ابزری،1391).

راه کارهای پیشنهادی جهت استقرار هوش سازمانی:

فراهم کردن زیر ساخت های فنی و مدیریتی ،قدم اول در راه هوشمند سازی سازمان ها است.

نیروی انسانی باهوش وخلاق ودارای قدرت مدیریت،حرف اول رادرهرکاردانش محوری میزند. واستفاده از انسان های باهوش و خلاق و دارای مدیریت بالا درمدیریت ورهبری فکری سازمان میتواند در افزایش هوش سازمانی بسیار موثر باشد.

لذا راه کارهای زیر جهت استقرار هوش سازمانی پیشنهاد می شود.

1-تغیيردیدگاههای رهبران فکری سازمان درجهت توسعه هوش سازمانی.

2- تشکیل یک کمیته یا تیم هوش سازمانی جهت بررسی راه کارهای افزایش هوش سازمانی.

3- ارزیابی مستمر هوش سازمانی سازمان بر اساس ساختار پرسش نامه ای و برنامه ریزی مستمر جهت استقرار زیر سیستم های فنی لازم.

4- استقرار زیر سیستم های فنی لازم مثل crm و erp و سیستم مدیریت دانش و …برنامه ریزی وهدایت درابتدا وانتهای کلیه فرآیند های استقرارسیستم های فنی بسیار مهم است.

5- اطلاعات از پایگاه های اطلاعاتی مختلف سازمان جمع آوری میشود داده های جمع آوری شده داده های خام هستند این داده ها باید پردازش و پالایش شوند تا بتوانند ایجاد دانش و آگاهی کنند در مرحله بعد داده ها در بانک جدیدی مجتمع خواهند شد .

این داده های مجتمع شده ممکن است از سیستم های اطلاعاتی مختلفی و از پلتفرم های مختلف آمده باشند اما در نهایت هنگام مجتمع شدن به صورت اطلاعات واحدی در می آیند که به آن انبار داده ها میگویند. در سازمان ها پراکندگی اطلاعات یکی از بزرگترین معضلات می باشد.انبار داده ها این امکان را فراهم می آورد تا داده های مهم پس از پشت سر گذاشتن مرحله هماهنگی در یک بانک اطلاعاتی متمرکز قرار گیرد .ودر نهایت این اطلاعات آنالیز شده و اطلاعات جدیدی تولید می شود . در این مرحله با استفاده ازتکنیک های پیشرفته ازداده های مجتمع شده هوشمندیایجاد می شود سیستم درانتهای این مرحله پاسخ هوشمندانه ای به سوالات  مدیران خواهد داد.

این پاسخ ها در قالب ارائه گزارش ها ،جداول، نمودارها منتشر می شود این مراحل در واقع مراحل ساخت یک گزارش ساز تجمیعی است. که میتواند داده های سیستم های مختلف سازمان اعم از سیستم های مالی ،پشتیبانی ، crm ، مدیریت دانش و غیره را جمع کرده و گزارش های هوشمند تولید کند .این گزارش ساز یکی از ابزارهای کار آمد در صنعت bi است. و نمونه های موفقی از آن توسط شرکت های بزرگ نرم افزاری مثل sap ارائه شده است . یک گزارش موثر باید به خوبی با مخاطبان ارتباط برقرار کرده و نیاز های آنها را مرتفع نماید به این گزارش های مجتمع داشبورد گزارشات میگویند.

6- به کارگیری نرم افزاری مناسب جهت مدیریت اسناد ومدارک و فایلها  و داده های تحقیقاتی و دانش سازمانی و فرهنگ سازی و آماده سازی روش های مختلف ثبت دانش سازمانی و در اختیار قرار دادن ابزاری راحت و مناسب جهت ثبت و بازیابی دانش و طراحی فرآیند بررسی تجربیات و دانش کارکنان و تایید آنها و تبدیل آن به دانش سازمانی در قالب چرخه های کاری درون سازمانی(عدلی، 1384).