عدم­قطعیت در تصمیم گیری:

بسیاری از مسائل دنیای واقعی، از جهات گوناگون فاقد قطعیت هستند، می­توان گفت در بسیاری از حالات، اطلاعات موجود از یک مسئله یا سیستم، ناقص است؛ برای مثال ممکن است اطلاعات ناقص[1]، مبهم[2]، غیردقیق[3]، متناقض[4] باشد. وجود انواع اطلاعات ناقص، منجر به انواع مختلف عدم­اطمینان می­گردد و مسلماً تصمیم­گیری در شرایط عدم­قطعیت، یکی از مهمترین مسائل در حوزۀ سیستم­های کنترل و خبره است، بنابراین یک فاکتور پیچیده در توسعۀ پشتیبانی­تصمیم و سیستم­های کارشناسی، بررسی قضاوت­های غیرقطعی است.

علاوه بر این انسان معمولاً با عدم­قطعیت و حتمیت مواجه است؛ عدم حتمیت در رابطه با کفایت اطلاعات و عدم­قطعیت در رابطه با جامعیت استنتاجات خود. از لوازم عدم حتمیت امکان وجود خطا در رفتار انسان بوده، زیرا وی معمولاً فاقد اطلاعات جامع و همه جانبه از محیط پیرامون خود است (کلر، کلر و یوان، 1389).

در سال­های اخیر مجامع علمی و مهندسی، تعاریف سودمندی از عدم­­قطعیت ارائه دادند که ماهیت دوگانه عدم­قطعیت با تعاریف زیر از هلتون (1997)، بیان گردیده است:

 

 

  • عدم­قطعیت نامعلوم[5]

این نوع عدم­قطعیت، در نتیجۀ این واقعیت است که یک سیستم می­تواند به طور تصادفی عمل نماید. این نوع عدم­قطعیت به نام­های عدم­قطعیت تصادفی، عدم­قطعیت غیرقابل تقلیل، تغییرپذیری، عدم­قطعیت نوعA، عدم­قطعیت عینی شناخته می­شود.

  • عدم­قطعیت معرفت شناختی[6]

نوعی از عدم­قطعیت است که در نتیجۀ کمبود دانش در مورد یک سیستم، روی می­دهد و از ویژگی­های عملکرد تحلیلگران، در هنگام تجزیه و تحلیل است و با عنوان­های عدم­قطعیت ذهنی، عدم­قطعیت نوع B، عدم­قطعیت ناشی از دانش، جهل و عدم­قطعیت تقلیل پذیر، شناخته می­شود (هلتون، 1997، به نقل از سنتز و فرسون[7]، 2002).

در دهه­های اخیر، نظریه­های ریاضی مختلفی برای اقدام در شرایط عدم­قطعیت و اطمینان ابداع شده و تعمق یافته­اند که برخی از آنها عبارت­اند از: نظریۀ کلاسیک مجموعه­ها (اکزل، فورت و نگ[8]، 1974)، نظریۀ مجموعه­های فازی (دوبویس[9]، 1980)، نظریۀ احتمال (اکزل و همکاران، 1974؛ اش[10]، 1972)، نظریۀ امکان (پرید و دوبویس، 1987)، نظریۀ شواهد دمپستر_شیفر (شیفر، 1976)، نظریۀ مجموعه­های تصادفی (نگوین[11]، 1987)، نظریۀ اندازه­های فازی (کلمنت[12]، 1980)، نظریۀ احتمال پیشامدهای فازی (زاده، 1968)، نظریۀ دمپستر_شیفر فازی شده (پرید، 1981).

برخی از این نظریه­ها فقط یک نوع خاص از عدم­اطمینان و نظریه­های عمومی­تر (مانند نظریه شواهد دمپستر _ شیفر) بیش از یک نوع عدم اطمینان را در بر می­گیرند؛ به این معنی که جنبه­های مختلف نقض اطلاعات وابسته به یک مسئله را مورد توجه قرار می­دهند. در مورد این­که در زمانی که تحلیلگران با عدم­قطعیت مواجه هستند از کدام تئوری و چارچوب استفاده نمایند، باید به سطح توسعۀ تئوری، استفاده و موارد کاربرد آن تئوری در مباحث علمی پرداخت. گرچه پرداختن به موارد مختلف عدم­اطمینان در این نوع نظریه­ها، پیچیدگی محاسباتی زیادی را در بر خواهد داشت، اما می­توان برای موارد متفاوت عدم­اطمینان، نظریه­های متفاوتی را در مراحل مختلف حل مسئله در نظر گرفت.

برای نمایش عدم­قطعیت شناختی، از تئوری احتمال، تئوری دمپستر _ شیفر، تجزیه و تحلیل بازه­ها، تئوری امکان و مجموعه­های فازی استفاده می­شود. مزیت تئوری دمپستر _ شیفر این است که با استفاده از آن می­توان، عدم­قطعیت شناختی را بررسی و کمی کرد. در بحث بررسی عدم­قطعیت، آنتروپی نیز کاربرد دارد، در واقع آنتروپی یک اندازۀ کمی از عدم­قطعیت ارائه می­دهد و اخیراً آنتروپی فازی با الهام از آنتروپی شانون، برای تعیین عدم­قطعیت ناشی از کمبود اطلاعات و حل مشکلات تصمیم گیری پیشنهاد شده است (پاشا، مصطفایی، خلج و خلج[13]، 2013).

 

 

بنابراین با توجه به مطالب مطرح شده، همچنین پیچیدگی ذاتی و عدم امنیت در تجارت الکترونیک از یک سو و مشارکت تعداد زیادی از کارشناسان در تصمیم­گیری چندمعیاره از سوی دیگر، یک عدم­قطعیت در زمینۀ ارزیابی مسائل کلیدی در امنیت تجارت الکترونیک وجود دارد که سبب ایجاد نیاز برای استفاده از روش­های متداول ارزیابی، در شرایط عدم­قطعیت می­شود؛ براین اساس در پژوهش حاضر، از روش­های، آنتروپی شانون، فازی و تئوری دمپستر _ شیفر استفاده شده است که در ادامه به طور مختصری به بررسی آنها می­پردازیم.

 

[1] Incomplete

[2] Vague

[3] Imprecise

[4] Contradictory

[5] Aleatory Uncertainty

[6] Epistemic Unceryainty

[7] Sentz & Ferson

[8] Aczél, Forte & Ng

[9] Dubois

[10] ash

[11] Nguyen

[12] Klement

[13] Pasha, Mostafaei, Khalaj & Khalaj