این گونه فنون برای انتخاب یک گزینه از میان چند گزینه به­کار می­روند. در این فنون تصمیم­گیرنده از بین تعداد محدودی گزینه به انتخاب، الویت­بندی و درجه­بندی می­پردازد. بنابراین به منظور انتخاب مناسب­ترین گزینه از میان m گزینه، می­توان از MADM[1] استفاده نمود(اصغرپور، 1377:42).

داده­های MADM به دو بخش کلی مدل­های جبرانی و مدل­های غیر جبرانی تقسیم می­شود. در مدل­های جبرانی، امتیاز بالا روی یک معیار امتیاز پایین روی معیار دیگر را جبران می­کند، در حالی­که در مدل­های غیرجبرانی حداقل سطوح برای هر معیار لازم است.

در طراحی و فرموله نمودن این­گونه مدل­ها به جای مدل­های ریاضی از جداول توافقی ( ماتریس تصمیم) استفاده می­شود. به همین دلیل این مدل­ها را مدل نرم نیز می­نامند (آذر، 1381:69).

بطور کلی مراحل مدل­سازی فنون MADM را می­توان به صورت زیر ذکر نمود:

گام اول: تعریف و تعیین گزینه­ها (راه حل ها): فرض کنید A1,A2,…,Am راه­حل­های تعریف شده برای مساله باشند.

گام دوم: تعیین شاخص­ها و معیارهای ارزیابی گزینه­ها: فرض کنیدn X1,X2,…,X شاخص برای ارزیابی گزینه­ها باشند.

گام سوم: تعریف ماتریس تصمیم (جدول توافقی یا ماتریس D): تصمیم­گیری چند شاخصه به وسیله ماتریس فرموله می­گردد:

[1] Multi Attribute Decision Making

گام چهارم: مرحله آماده­سازی ماتریس D: برای فراهم­کردن یک مدل MADM باید نکات زیر را رعایت کرد: الف) تبدیل شاخص­های کیفی به کمی: از خصوصیات بارز مدل­های MADM، در بر گرفتن تواًم متغیرهای کمی و کیفی است. می­دانیم که یک گزینه ممکن است به کمک شاخص­های کمی، نظیر هزینه، ظرفیت، سرعت و… و شاخص­های کیفی نظیر راحتی، زیبایی، انعطاف­پذیری و… و یا هر دوی آن­ها توصیف شود. هرچند تبدیل شاخص­های کیفی به کمی اختیاری است ولی توصیه اکید بر این است که در فنون MADM از طیف دوقطبی استفاده شود (همان منبع، 1381:74). طیف دوقطبی بسته به فزاینده یا کاهنده بودن شاخص تعریف می­شود.

در مواقعی که قصد مقایسه زوجی (دوبه دو) شاخص­ها را داشته باشیم، به­جای استفاده از طیف­های دوقطبی، از طیف ساعتی استفاده می­گردد:

ب) مرحله بی­مقیاس­سازی: این امکان وجود دارد که مقیاس اندازه­گیری شاخص­های کمی با یکدیگر متفاوت باشند (مانند هزینه به ریال در مقابل وزن به کیلوگرم). از این رو لازم است تا قبل از انجام عملیات اصلی ریاضی، شاخص­های مورد نظر بی­مقیاس شوند (اصغرپور، 1377:49).

بدین­ترتیب عناصر شاخص­های تبدیل­شده (nij) بدون بعد اندازه­گیری می­شوند. جهت بی­مقیاس­سازی ماتریس تصمیم D به تناسب نوع فنون، از نرم­های مختلفی نظیر خطی، نرم اقلیدسی و نرم ساعتی استفاده می­گردد که در اینجا تنها به معرفی نرم ساعتی اشاره خواهد شد.

در نرم ساعتی، بی­مقیاس­سازی مفهوم واقعی خود را پیدا می­کند. نرم ساعتی به صورت رابطه زیر است:

J=1,2,…n                                                                        nij=

گام پنجم: تعیین ضرایب اهمیت نسبی برای شاخص­ها Wj: در بسیاری از مسائل MADM و به خصوص در فنون MCDM، نیاز به دانستن اهمیت نسبی شاخص­ها است، بطوری­که مجموعه این اوزان برابر با واحد بوده و این اهمیت نسبی، درجه ارجحیت هر شاخص را نسبت به سایر شاخص­ها برای تصمیم­گیری مورد نظر بسنجد (همان منبع، 1377:52).

بطور کلی برای محاسبه بردار اهمیت نسبی شاخص­ها (w) روش­های مختلفی وجود دارد که از آن جمله می­توان به مواردی چون نظرسنجی از خبرگان با اجرای روش دلفی (آذر، 1381ص76)، آنتروپی شانون، روش LINMAP، روش حداقل مربعات، روش حداقل مربعات لگاریتمی، تکنیک بردار ویژه و روش­های تقریبی اشاره کرد (اصغرپور، 1377).