دیدگاه بازاریابی اجتماعی بر این پایه قرار دارد که کار تخصصی سازمان ها این است که نیازها، خواست ها و منافع بازارهای مورد هدف را تأمین کنند و بکوشند به شیوه ای که به رفاه یا بهبود جامعه و مصرف کننده صدمه ای زده نشود، محیط زیست حفظ گردد و رفاه نسبی مصرف کننده و جامعه افزایش یابد، نسبت به شرکت های رقیب، به شیوه ای اثر بخش تر و کارآتر بازارهای مورد هدف را ارضا نمایند. دیدگاه مبتنی بر بازاریابی اجتماعی ایجاب می کند که بازاریاب ها، در عمل، توجه بیشتری به جنبه های اجتماعی و اخلاقی بازاریابی بنمایند. آن ها باید بین معیارهای متضاد مربوط به سود شرکت، تأمین خواست های مصرف کننده و منافع عموم جامعه نوعی توازن و تعادل برقرار کنند(26). هر سازماني بايد نخست نيازها، خواسته ها و منافع بازارهاي هدف را تعيين كرده سپس در مقايسه با رقبا اين نيازها و خواسته ها را به صورت كارآمد تري تأمين كند بنحوي كه بقا و بهبود رفاه مشتري و جامعه هر دو فراهم گردد البته بايد گفت در عصر ما مشكلاتي نظير كمبود منابع، رشد فزاينده جمعيت، تورم جهاني و فراموشي خدمات اجتماعي وجود دارد. مفهوم بازاريابي اجتماعي، مفهوم بازاريابي محض، تضادهاي ممكن بين خواسته هاي كوتاه مشتري و رفاه بلند مدت او را از نظر دور مي دارد. بازاريابان باید در تعيين سياست گذاريهاي بازاريابي بين ملاحظات سه گانه منافع شركت، خواسته هاي مشتريان و منافع جامعه تعادل لازم را برقرار سازند. در ابتدا شركت ها اهداف بازاريابي خود را بر اساس سود شركت در كوتاه مدت قرار مي دادند اما بتدريج به اهميت تأمين بلند مدت خواسته هاي مشتريان پي بردند و اين امر منجر به ظهور مفهوم بازاريابي اجتماعي شد(27).

فلسفه بازاريابي اجتماعي مستلزم اين است كه بازاريابان نه تنها خواسته هاي مشتريان را به حساب آورند، بلكه خواسته هاي مردم ديگر را نيز كه رفاهشان به عمليات شركت بستگي دارد در نظر بگيرند(18).