ا کواترنر بشکل پادگانه‌هاي افقي و يا کج شده و بر روي رسوبات پليوس و يا چين خوردگي‌هايي قديمي در ارتفاعات قرار دارند که منطقه مورد مطالعه در مناطق مرتفع تر قرار گرفته است. ساختار اصلي در محدوده مورد مطالعه تناوبي از شن و ماسه همراه با قلوه سنگ مي‌باشد که مربوط به دوران ميوسن مي‌باشد. اين ساختار در منطقه مورد مطالعه بعضاً داراي شکستگيهاي حاصل از فعاليتهاي تکنونيکي مي‌باشدو عمدتاً شن و ماسه متراکم بستر اصلي منطقه را تشکيل مي‌دهد. به لحاظ چينه انتظار مي‌رود عمق اين لايه بيشتر از 100 متر بوده و ضخامت آن با حرکت به سمت جنوب به تدريج کاهش مي‌يابد.
محدوده طرح در شمال تبريز و درشهرک باغميشه و در حد فاصل ارتفاعات عون ابن علي و تپه‌ مامور (ماي ان) واقع شده است. ارتفاعات عون ابن علي از نظر چينه شناسي متعلق به نهشته‌هاي قاره‌اي سازند سرخ بالايي (U.K.F) بوده و سن اين نهشته‌ها ميوسن تاپليوس پاييني است.(شکل1-9)
عنوان سازند قرمز فوقاني (Upper Red Formation) نخستين توسط گاستر (1955) به سري طبقات تخريبي قرمز رنگ که بر روي سنگهاي آهکي سازند قم قرار گرفته بودند، اطلاق شد. سازند قرمز فوقاني به لحاظ اينکه محتوي فسيلي نداشته و يا فسيل در آن بسيار کمياب مي‌باشد و از نظر ذخاير معدني نيز چندان مورد توجه نبوده ، لذا مطالعات زمين شناسي دقيقي بر روي آن انجام نشده است.
شکل(9-1):طبقات سرخ فوقاني در شمال تبريز(نگاه به غرب)
ريبن (1935) سن تورتونين – سارماسين را به اين طبقات نسبت داد و همچنين در سال (1966) مرز بالايي اين سازند را به طبقات منسوب به پليوسن محدود کرد. لاسمي (1369) محيط رودخانه‌اي مازندري منتهي به پلايا را به بخش مياني اين سازند جنسيت داد. فري (1955) ضخامت اين طبقات را در ناحيه تبريز حدود 2 يا 3 هزار متر برآورد کرد. سحابي و محسني (1373) در طي مطالعه کاني سازي اورانيوم در رسوبات نيوژن حوضه آجي‌چاي تبريز، بخش‌هايي از طبقات قرمز فوقاني را از نظر پتوگرافي، ظرفيت و الگو سازي اورانيوم مورد توجه قراردادند.
با وجود اينکه مقطع تيپ مشخصي براي اين سازند مشخص نشده است ولي بهرحال نام سازند سرخ بالايي براي اولين بار به برونزهاي وسيع در تپه‌هاي اطراف دشت قم و در تاقديس‌هاي البرز و راجه اطلاق گرديد.
زمين شناسي شرکت تفت اين سازند را به دو بخش M1و M2تقسيم کرده‌اند. ابائي و همکاران(1964) اين سازند را به سه بخش M1 (دو هزار ماسه سنگ ژيپس دار، شيل و سيليستون قرمز رنگ تيره) M2 (دو هزار متر ماسه سنگ حفره دار) و بلاخره M3 (200 تا 500 متر مارن و سيلستون ژيپش دار زرد کمرن/ با ميان لايه‌هايي از ماسه سنگ آهکي نرم) تقسيم کردند. سازند سرخ فوقاني در محدوده وسيعي از استان آذربايجانشرقي گسترش دارد و تقاطعي از آن از جمله بهلول داغي، ورزقان، آجي‌چاي، نهند توسط معماري (1377) مورد مطالعه قرار گرفته است.
در مقطع آجي‌چاي اين نهشته از پايين به بالا شامل کنگلو موادي قرمز رنگ، مارن و سيلستون ژيپس دار، ماسه سنگ و مارنهاي سيلتي ژيپس دار و ماسه سنگ و مارن مي‌باشند که توسط کنگلو مراي پليوسن پوشيده مي‌شوند.
2-9-1- تشريح وضعيت لايه‌هاي خاک در محدوده مورد مطالعه
درشهرک باغميشه، نهشته‌ها شامل تناوبي از ماسه سنگ‌هاي ضخيم لايه با سيمان آهکي که با ميان لايه‌هايي از مارن سبز رنگ، سيلتسون قهوه‌اي تيره تا قرمز و مادستون‌هاي قرمز قهوه‌اي همراهي مي‌شوند.(شکل1-10)
شکل(1-10) :ميانلاريه لينيت وسنگ آهک مارني ،شرق شهرک باغميشه، ساري داغ
2-9-2- زمين ساختاري منطقه مورد مطالعه (شهرک باغميشه)
گسل تبريز در جنوب محدوده مورد بررسي واقع شده است و رخنمون سطحي آنرا مي‌توان در فلکه فهميده مشاهده نمود که باعث مجاورت طبقات سرخ فوقاني (درشمال) و طبقات مارني ليگنيک دار سبز تا زيتوني (در جنوب) شده است.شکل(1-11)
شيب گسل تبريز تپه و نزديک به قائم بوده و باعث راندگي سازند فوقاني بر روي نهشته‌هاي ليگنيک دار باغميشه شده است. در ادامه به سمت شرق گسل تبريز به دو شاخه تقسيم مي‌شود، شاخه شمالي با عبور از حد فاصل ارتفاعات عون ابن علي از پشت ساختمانهاي دانشگاه آزاد – شهرک ژاندارمري و نمايشگاه بين المللي تبريز به سه راهي اهر مي‌رسد و در ترانشه‌هاي کناره اين جاده و در ابتداي آن
شکل(1-11):سطوح لغزش مربوط به گسلش معکوس،شرق شهرک باغميشه
شاخه جنوبي آن با عبور از بستر رودخانه مهرانه رود و قطع جاده ترانزيتي تبريز – بستان آباد (نرسيده به دانشگاه آزاد) به سمت جنوب شرق انحنا پيدا کرده و در نهايت به باسمنج مي‌رسد.
2-9-2-1- سازند باغميشه
ر شهرک باغميشه در قسمت شرقي دشت تبريز قرار گرفته است . در منطقه تبريز رسوبات قاره‌اي پونسين (Pontion) داراي اثراتي از زغال سنگ است . زغال سنگ مزبور ناخالص بوده و در تپه‌هاي باغميشه و ساري داغ به صورت لايه‌هاي نازک و کوتاه غير قابل استفاده در داخل مارنهاي زرد رنگ و فسيل دار د يده شده است.
سازند مارني – شيلي زغال دار باغميشه که در شمال غرب تبريز برونزد دارد از ضخامت زيادي بزخوردار است. بر روي اين سازند و رسوبات ماهي دار که شامل سيزيت تالاپيلي و دياتوميت است به صورت هم شيب قرار گرفته است. بر روي اين رسوبات نيز آبرفتهاي دوران چهارم قرار گرفته است. در شکل(1-12) ستون چينه شناسي محدوده مورد مطالعه نشان داده شده است.
شكل (1-12) ستون چينه شناسي محدوده شهر تبريز
محدوده مورد مطالعه کلاً بوسيله رسوبات آبرفتي جوان پوشيده است ولي حفاري‌هاي انجام شده نشان داده که در زير رسوبات آبرفتي مذکور، طبقات مارني زرد رنگ و لايه مارني – شيلي خاکستري رنگ متعلق به سازند باغميشه وجود دارند. (شرکت جهاد تحقيقات سهند)
در محدوده مورد مطالعه طبقات سازنده باغميشه در اعماق بيش از 35 متري وجود داشته و سنگ بستر کل محدوده مورد مطالعه را تشکيل مي‌دهد. اين طبقات از لايه‌هاي مارني – شيلي خاکستري تا سبز تيره تشکيل شده که در بين آنها گاه لايه‌هاي 20 -10 سانتي متري از شيلها و گلسنگاي ليگنيت دار ديده مي‌شود. لايه‌هاي مزبور به حالت افقي قرار داشته و به وسيله ترکهاي عمودي و مورب بر لايه بندي بريده شده‌اند. اين لايه‌ها از ريز لايه (Lanination) هاي متعددي تشکيل شده به طوري که بعد از حفاري و قرارگيري در محيط بيرون، در امتداد همان سطوح لايه‌بندي متورق مي‌شوند. براساس اطلاعات موجود اين طبقات حداقل تا اعماق 70 متري امتداد يافته‌اند.
زمين شناسي ضخامت کل سازند باغميشه را چند صد متر برآورد کرده‌اند که در دوره ميوسن تشکيل يافته‌اند. در گذشته از مناطقي در تپه‌هاي باغميشه و بارنج، ليگنيت از واحدهاي غني از ليگينت سازند استخراج شده است.
2-9-2-2- طبقات ماهي دار (Fish Bods)
در محدوده مورد مطالعه در زير رسوبات آبرفتي يک لايه زرد کم رنگ تا شيري رنگ وجود دارد که ضخامت چند متربوده و متشکل از مارن، خاکستر آتشفشاني و ياتوميت مي‌باشد. اين لايه متعلق به طبقات موسوم به طبقات ماهي‌دار (حاوي فسيل ماهي) مي‌باشد که به طور هم شيب بر روي سازند باغميشه قرارگرفته و در يک محيط کم عمق درياچه‌اي تشکيل شده‌اند. سن زمين شناسي آن پليوس مي‌باشد.
2-9-2-3- رسوبات کواترنري
در محدوده مورد مطالعه کلاً بوسيله رسوبات کواترنري درشت دانه (ماسه شد‌دار و سليت‌دار) پوشيده است. اين رسوبات تخريبي که بوسيله سيلابها نهشته شده از تناوب لايه‌هايي با مقادير مختلف مواد ريز دانه، شن و ماسه سنگ تشکيل يافته است.
2-9-2-4- خطر زمين لرزه و ساخت و ساز در حريم گسل شمال تبريز در محدوده مورد مطالعه
گسل شمال تبريز كه از بخش هاي شمال خاوري ، شمال و شمال باختري شهر تبريز عبور مي نمايد ، به دليل وقوع زمين لرزه هاي متعدد تاريخي و دوازده بار تخريب كامل شهر تبريز از گسل هاي شناخته شده ي زمين شناسي لرزه اي ايران است . اين گسل كه زماني با محدوده شهر تبريز فاصله داشت ، هم اكنون بر اثر گسترش ساخت و ساز و شهرك سازي بر روي حريم آن ، از ميان شهرك هاي جديد ساخته شده و در حال احداث در شمال تبريز عبور مي نمايد . با توجه به خطر گسيختگي مستقيم در شهر ، گسلش در محدوده شهر تبريز و اثر هاي حوزه نزديك گسل در صورت وقوع زمين لرزه اي با بزرگاي حدود 5/6 يا بيشتر ، تلفات و خسارات فراواني در تبريز پيش بيني مي شود .
با توجه به اهميت شهر تبريز در شمال باختري ايران ، سابقه لرزه خيزي ، وجود نهشته هاي مارني ،‌رس و پتانسيل وقوع زمين لغزش ، ساخت و ساز بر رو و نزديكي پهنه گسل شمال تبريز بايد ممنوع و از گسترش ساخت و ساز موجود هر چه سريع تر جلوگيري كرد .
درشکل (1-13 ) به ترتيب بخش هاي از شهر باغميشه در يك نماي عمومي بر روي پهنه گسله شمال تبريز ( در پاي دامنه هاي شمالي اين شهر ) مشخص شده اند ، شهرك باغميشه در 7 فاز در ناحيه شمالي تبريز در حال احداث است و عمدتاً در ناحيه شيب دار روي دامنه محل عبور گسل شمال تبريز بنا شده است .
شکل(1-13):تصويري از ساخت وساز بروي گسل تبريز
شکل(1-14):ساخت و ساز در حريم و محل عبور گسل
در شكل (1-14 ) مشخص شده است كه ساخت و ساز در شهرك باغميشه به پاي دامنه اي ( مرز بين كوه و دشت ) كه محل عبور شاخه اصلي گسل شمال تبريز است ، رسيده و حتي ساخت و ساز در شمال اين مرز در حال انجام مي باشد . در فاز 1 شهرك باغميشه نيز ساختمان هاي بلند و برج بر روي پهنه گسله در حال احداث مي باشد.
احتمال گسيختگي مستقيم بر اثر گسلش و در نتيجه تخريب ساختمان بر اثر گسلش مستقيم ، وقوع جهت پذيري در صفحه گسيختگي و حمله گسيختگي به سمت شهر تبريز با توجه به نزديكي به پهنه گسيختگي و تجربه زلزله هاي ملبس 1357 و منجيل 1369 در فلات ايران و كوجائلي 1378 در فلات آناتولي تركيه ، در راستاي گسل شمال تبريز محتمل است . بر اثر جهت پذيري در صورت حمله جبهه گسيختگي به سوي شهر تبريز، اثر هاي حوزه نزديك و خرابي هاي گسترده نه تنها در ساختمان هاي كوتاه ، بلكه در ساختمان هاي بلند بر اثر جنبش هاي با دوام ظاهري كم ولي بسيار شديد با پريود بلند و با تغيير مكان افقي بسيار زياد محتمل مي باشد ؛ بنابراين ، با هر دو استدلال ( بر اساس گسيختگي مستقيم گسله و احتمال وقوع جهت پذيري در نزديكي پهنه گسيختگي اصلي ) ، ساخت و ساز در حريم گسل شمال تبريز ( و گسل هاي زمين لرزه اي مهم ديگر در فلات ايران ) خسارات هاي گسترده اي در آينده ، بسيار محتمل مي سازد ؛ لذا چنين ساخت و ساز هايي در حريم گسله بايد هر چه سريع تر متوقف شود .
علاوه بر مسئله احداث ساختمان ، نحوه انتخاب محل براي شريان هاي حياتي نيز بايد با دقت موردتوجه قرارگيرد تصوير ( ) نشان مي دهد كه دكل هاي انتقال نيرو فشار قوي در حريم گسل شمال تبريز در فاز 1 شهرك باغميشه احداث شده است . در صورت بروز يك زمين لرزه شديد ( MV ، كه انتظار وقوع آن با توجه به ساخت لرزه خيزي ناحيه بسيار محتمل است ) قطع شريان هاي حياتي ميزان آسيب ها را دو چندان خواهد نمود .
فصل 3
مواد و روش ها
3-1- مقدمه
در عصر شكوفايي دانش و تكنولوژي ،‌هر روز كه مي گذرد ساختماني مرتفع تر ، سدي غظيم تر يا تونلي در اعماق بيشتر احداث مي شود و ظاهراً براي اين پيشرفت ها حدي نيز نمي توان در نظر گرفت تنها عامل بازدارنده در اغلب موارد فقدان زمين مناسبي است كه بتواند به طور طبيعي بارهاي ناشي از سازه طراحي شده را تحمل نمايد . از طرف ديگر با گذشت زمان و كاهش زمين هاي مرغوب ، بشر مجبور شده است به مناطق سست و نشست پذير ، ولرزه خيز كه بيشتر به دليل نامناسب بودن رها مي شدند رو آورد . به اين ترتيب آگاهي از وضعيت زمين

دسته بندی : No category

دیدگاهتان را بنویسید