دانلود پایان نامه

هوسباز برخورد خواهد شد. و اعلام میکنند اسلام برای مجازات مردان هوسباز به اندازه کافی قانون دارد . درمتن این مردان تهدید میشوند که به اشد مجازات اسلامی خواهند رسید.
«برای محدود ساختن این دسته مردان به اندازه کافی قوانین دینی و مدنی داریم که باید به شدت درباره آنان اجرا شود.»(بی نام، 1339: 13)
3-6-4 . منتظرة الوکالهها مربی دختران دبیرستانی شوند
شاهد بودیم نویسندگان نشریه مکتب اسلام جلوی در دبیرستان دخترانه را یکی از عوامل اصلی منبع فساد معرفی کردند. جای که عشاق منتظر خروج دختران از مدرسه هستند. دبیرستان اولین قدم برای دخترانیست که قصد کسب مدارج عالی تحصیلی و شغلی را دارند. دبیرستان دخترانه پر از دختران جوانیست که با دیدن فیلم و مطالعه مجلهها از عشق نمیهراسند و حتی گستاخانه به پسران ابراز عشق میکنند.
نویسنده به نصیحت زنانی که به دنبال وکیل شدن هستند میپردازد و به آنان توصیه میکند اگر به دنبال کار مفید هستید بدون درخواست پول به دبیرستانهای دخترانه بروید و حقایق زندگی را به آنان گفته و بیاساس بودن هوسهای زودگذر را به دختران گوشزد کنید تا اندکی این منبع فساد کنترل شود. منظور از حقایق زندگی همانگونه که در ستون ت آمد شوهرداری و خانهداری و تربیت کودک است.
در واقع نویسنده با یک تیر دو نشان رفته است. از یک طرف زنان منتظرة الوکیل را سرگرم میکند تا دست از تلاش برای حقوق خود بردارند و از طرفی دختران دبیرستانی تعلیم داده میشوند تا به جای ادامه تحصیل و یا به دنبال عشقهای زودگذر که نتیجهای جز گمراه کردن پسران و طلاق ندارد به شوهرداری و خانهداری بپردازند.
«هر یک از بانوان به جای تلاش برای شرکت در مجلس شوری؛ مجانی و بلاعوض به عنوان راهنمای دختران در دبیرستانهای دختران شرکت کرده و حقایق زندگی را برای انها تدریس میکردند و بی اساسی هوسهای زودگذر رابرای انها تشریح میکردند»(رشیدپور،1340: 15)
پس از راهحل های بالا نویسنده از مسوولین میخواهد تا بودجهای که به گزاف و بیشتر از حد معمول خرج سلامت جسمی و ورزش دختران میشود خرج سلامت روحی دختران و پسران شود.
«از بنیانگذاران فرهنگ تقاضا میکردند که خوبست یکصدم از مخارجی که برای تربیت جسمی دختران بعنوان ورزش بمصرف میرسد برای تربیت روحی دختران و پسران اختصاص داده میشد».(رشیدپور،1340: 15)
3-6-5 . زنان با صبر و شکیبایی مشکلات را نادیده بگیرند
نویسندگان نشریه راهحلی که به مردان برای تنبیه و بازگشت زن به کانون خانواده پیشنهاد میکنند این است که ابتدا با او صحبت کنند و اگر نپذیرفت او را در محرومیت جنسی قرار داده و با او همخوابه نشوند و باز اگر زن نافرمانی کرد او را کتک بزنند. همچنین زن و دختری که محیط تعریف شده خود یعنی خانه را ترک کرد دیگر لیاقت زندگی پاک خانوادگی را ندارد و فردیست بدون عفت و عصمت که فاسد شده است و زن فاسد خوانده میشود. در مقابل مردی که دست از محیط خانواده شسته و رو به کاباره، مراکز فساد ، مشروب خواری و هزارن فساد دیگر آورده است او را بیماری میخواند که زن باید با عکسالعمل درست او را به آغوش خانواده بازگرداند. یعنی زن آنقدر به این مردعیاش محبت کند تا او از کردار خود خجالت کشیده و توبه کند. فقط در این صورت است که مرد نیز بر محرمیت و ضعیفه بودن زن و بیپناهیش رحم میکند و به آغوش خانواده باز میگردد. نویسنده همچنین تنبیه مرد را به روزگار میسپارد و برای تخفیف گناه مرد نیز ذکر میکند که خود روزگار اندک تنبیهی برای او در نظر میگیرد. آوردن عبارت اندک تنبیهی شاید به دلیل این است تا زن بیش از این گستاخ نشود و شاید نیز برای این است تا غرور مردان نزد زنان جریحهدار نشود.
«امتیازی که وضع زناشویی دیروز از امروز دارد همه در گرو نحوه مبارزه و برخورد با مشکلات خانوادگی میباشد.خانواده خوشبخت در گذشته و امروزعبارت از خانوادهای است که تابع احساسات داغ نشده؛ با اتخاذ روشهای عقلانی و احتیاطی بحران ها را تخفیف داده سعادت رفته را دوباره به چنگ میآورند.
زنانی که باصبرو شکیبائی محرومیت ها و مشکلات را نادیده گرفته علاوه برانکه از وظایف اساسی و اصلی زن انحراف نمینمابند برمیزان مهرو محبت به همسر گناهکارخود میافزایند تا زمینه بازگشت و توبه او را فراهم آورند….و اینگونه مرد بر محرومیت زن رحم آورده و با اندک تربیتی از جانب روزگار که بخاطر کردار ناپسند متوجه او خواهد شد پشیمان شده و بازخواهد گشت.»( رشیدپور،1341: 16)
3-7 . چشمانداز مطلوب چیست
در یک وضعیت مطلوب جایگاه زنان کجاست و از زن ایدهآل چه انتظاراتی میرود و زن ایده ال نویسندگان مکتب اسلام یک در سالهای بین 1337تا1342 چه ویژگیهای دارد؟
3-7-1 . امور مملکت به دست زنان اداره نمیشود
نویسندگان مکتب اسلام یک؛ بر حسب آموزهای سنتی خود و آنچه از روایات به آنها رسیده بر این اعتقادند که امور مملکت نباید به دست زنان اداره شود زیرا هلاک خواهند شد.(به نقل از پیامبر«ص»)، آنان با اذعان به درستی این حدیث بر این اعتقادند که خداوند اجازه نداده که امور مملکت به دست زنان اداره شود. این در حالیست که در قران از درایت یک پادشاه زن( ملکه سبا) تمجید میشود.
«خدا هرگز اجازه نداده است امور یک مملکت به دست این عده بانوان ماجراجو که غرق در شهواتند سپرده شود.»(بی نام،1339: 13)
این متن بیشتراز دفاع نسبت به یک اعتقاد دینی، از یک سوگیری برخوردار است. زیرا همچنان که گفتیم اسلام گرایان این زنان را فاسد میخوانند و به دلایلی
که ذکر شد کلا آنها را مطرود میدانند.
3-7-2 . زن خانهدار
زن ایدهال نویسندگان مکتب اسلام یک، در حریمی که برای او تعریف شده است قرار دارد. او هرگز هیچ امری را به خانهداری ترجیح نمیدهد و از آزادیهای که زنان غربی دارند ابراز انزجار میکند و نویسندگان مکتب اسلام دلیل موثق سخن خود را این میدانند که با وجود آزادیهای بیشماری که جامعه به زنان داده آنها خانه داری را برگزیدهاند و عده کثیری از زنان خانهدار هستند.
«اکثر قریب باتفاق زنان ایران ترجیح میدهند خانه دار باشند و زندگی خانوادگی و تربیت نسل اینده را بر همه چیز ترجیح میدهند…دلیل این موضوع روشن است مدتهاست ازادیهای گوناگونی بانها داده شده بطوریکه میتوانند در اکثر شغلها و کارها شرکت کنند ولی جز تعداد محدودی از این حق استفاده نکرده و زندگی خانوادگی را ترجیح داده اند».بی نام،1339، 15)
3-7-3 . زن گمنام و صبور
گزارهای تعریف شده برای زن ایده ال عبارتست از: خانه دار، تحصیلکرده، دانشمند و در عین حال گمنام.
یک زن تحصیلکرده و دانشمند باید در اجتماع باشد، چرا که با حضور در دانشگاه و مدرسه یا حتی حوزه می تواند کسب علم کند و با توجه به صفت گمنامی پارادکسی که برای تعریف زن ایده ال ساخته شده مشهود است. سویه دیگر و نگاه دیگر به این متن میتواند این باشد، نویسنده زنانی را که در خانه به علم آموزی پرداختهاند را دانشمند میداند و سوال این است که چه کسی به دانشمندی این زنان پی برده است؟! یعنی دانشمند بودن زنان نیز همچون زیبایی آنان فقط در نزد شوهرانشان آشکار میشود؟! برای همین است که نویسنده مکتب اسلام میگوید:
«زنان تحصیلکرده و دانشمند و پاکدامن و باتقوا غالبا گمنامند.»(بی نام،1339: 15)
همچنین زنی پاک و عفیف و قابل احترام است که حتی در مقابل شوهر خود جز به نیکی بر زبان نراند و صبر و شکیبای اختیار کند تا کانون خانواده از هم نپاشد. همان خانوادهای که زن تمام سختیها را برای حفظ آن باید تحمل کند و اگر روزی پایش را کج گذاشت باید منتظر تنبیه بدنی و روحی شوهرش باشد.
«زن جوانی که دارای فرزند میباشد اگر در مقابل همسر لاابالی و منحرف قرار گرفته؛با گذشت و فداکاری برناگواریها صبرو تحمل نماید تا کانون خانوادگی از هم متلاشی نشده؛در تربیت کودکان اختلالی پیش نیاید.».(بی نام، 1339: 15)

3-8 . جمعبندی:
در این فصل که با عنوان ظهور زن فاسد نامگذاری شده ناظر بودیم زنان در دوره تاریخی(1337-1342) وارد مناسبات اجتماعی شده و از خانه بیرون آمدهاند. البته بیرون آمدن زنان از پستوی خانه و کشف حجاب اتفاقی بود که به دنبال سیاست مدرنیزاسیون رضا شاه در دوره پهلوی به اجبار و بازور صورت گرفت. اما در این دوره عده زنانی که با انتخاب خود خواهان حضور در اجتماع هستند بیشتر شده است.
اتفاقی که اسلامگرایان را به نکاپو و توجه به این امر واداشت درخواست زنان برای حضور در سیاست و حق رای بود. اسلامگرایان این امر را در تناقض با آموزهای دینی و اخلاقی خود میدیدند.
نویسندگان مکتب اسلام یک، به عفت و عصمت که بیشتر منتسب به زنان است و جنبه شخصی دارد و به حوزه خصوصی فرد مربوط است اینکه میخواهد عفیف باشد یا خیر، جنبه عمومی داده و در مقابل غیرت و شرافت مردانگی را برای حفظ این عفت عمومی بسیج کرده و اعلام جهاد علیه کسانی دادهاند که از اجرای حکمی برخلاف قانون اسلام حمایت میکنند ، جهاد و جنگ برای حفظ عفت و ناموس مردان مسلمان.

همانگونه که دیده میشود روایت زن فاسد یا اجتماعی بازگو میشود. زنی که هویت جدیدی کسب میکند و برچسب فاسد به او زده میشود. زنان در گذشته عفیف بودند سپس آزادی لعنتی و منجلاب آزادی موجب تغییر و دگرگونی زنان شد، زنان اجتماعی شدند و از خانه بیرون آمدند و در خواست حقوق سیاسی و اجتماعی و تساوی با مردان را نمودند. دگرگونی یا اجتماعی شدن زن او را دچار سراب خوشبختی کرد. چنانکه سودای وکیل و وزیر شدن در سرپروراند و تا مدارج عالی به تحصیل پرداخت. برای بازگشت به هویت زن عفیف باید او را تنبیه کرد تا اصلاح شود و باردیگر اجتماع منهای زن شود و عرصه عمومی مختص مردان شود و عرصه خصوصی جایگاه زنان.
همچنین در این متون شاهد سه کلمه کلیدی بودیم؛ عفت، آزادی، خانواده.
هر سه این کلمات با روح زن عجین شده و دال مرکزی برای معنای این عبارات زن است ؛ عفت قلم ، عفت جامعه و عفت مردان با حدود اختیارات زن و اینکه چه اختیاراتی به زن داده می شود و چه اختیاراتی از وی سلب شده تعریف می شود.
در رابطه با آزادی نیز چنین است؛ آزادی نیز با زن تعریف می شود. وقتی میخواهند آزادی را زیر سوال بیرند از آسیب های که آزادی برای زنان به همرا دارد مثال میآورند یا مخرب بودن آزادی را با اختیاراتی که به زن داده میشود نشان میدهند.
همچنین خانواده که به نظر اسلامگرایان رکن اصلی و اساسی جامعه است به زن، اخلاق و فداکاریهای او محدود می شود.
در واقع این زن است که به عفت، آزادی و خانواده معنا میدهد اما خود نیز توسط اسلامگرایان قربانی همین مفاهیم میشود و با وارد شدن به اجتماع فاسد خوانده شده و زن فاسد ظهور میکند.

فصل 4- فصل چهارم:

زن صاحب حق

در نشریه مکتب تشیع بر خلاف دوره اول مکتب اسلام که زن را فقط در محیط خانه تعریف میکرد، علاوه بر اینکه شاهد تغییر دیدگاهها و گامهایی برای بهبود وضعیت زنان هستیم و با حفظ رعایت حجاب و تفکیک جنسی در مکانهای عمومی اجازه حض
ور زن در اجتماع داده میشود اما هم زمان برخی از آموزهای جنسیتی از جمله نابرابری زن و مرد، فرودست سازی زنان، تعدد زوجات و صیغه و نگاه همه جنسی نیز تبلیغ میشود.
در این نشریه ما شاهد مدرن کردن نسبی دیدگاه بنیادگرایان در مقایسه با نشریه مسجداعظم که در فصل بعدی به آن خواهیم پرداخت و دیدگاههای سنتیتر نسبت به زن هستیم. آنان همان وظایف سنتی را از زنان خواسته اما اجازه حضور در اجتماع را نیز با شروطی به او دادهاند و با مقدس نامیدن زن و مادر از زنان خواسته شده با رعایت حجاب و تفکیک جنسی که مشروعیت دهنده آنان برای حضور در اجتماع است به تقدس خود لطمه نزنند. تا از برچسب فساد در جامعه مبرا شوند. همچنین زن را تشویق به الویت دادن وظایف سنتیش نمودند. نویسندگان مکتب تشیع حقوقی را که اسلام به زن داده و جایگاهی که برای وی در قوانین فقهی ذکر شده را چارچوب آزادی زن قرارمیدهند. در واقع آزادی زن با دادن حق و حقوقی که در مقابل مرد به او داده میشود مشخص شده است. نویسندگان

دسته بندی : پایان نامه ها

دیدگاهتان را بنویسید