دانلود پایان نامه

حتی بحث رعایت حقوق بشر که در آن زمان(سال44و45) غرب ایران به رعایت آن ملزام کرده ودر بین مناقشه اسلامگرایان سنتی و نو نوشته شده بود. با مطرح کردن زمزمه خائنانه و استعمار نویسنده تفسیر خود را از زنان متناسب با اسلام میداند و هرگونه اعتراضی مبنی بر عدم رعایت حقوق زنان را مخالفت با اسلام میداند و آن را تهمت به اسلام و دورغ مینامد. این درست همان واقعیتی است که تبلیغات نشریات منحط انکار می‌کنند:
«ولی زمزمه خائنانه ای به گوش میرسد که اسلام حقوق بانوان را تامین نکرده و شخصیت آنان را نادیده گرفته است. زن در دوران گذشته از کلیه حقوق و مزایا محروم بود. در عربستان زنده بگور می شدند. در ایران مظهر اهریمن بودند. یهود معتقد به فروش دختران در صورت فقر و تنگدستی بود. در یونان همچون شی هدیه داده می شدند. و در انگلستان و فرانسه حق مطالعه نداشتند و بر سر نفس ناطقه داشتن آن بحث بود. در کشورهای اروپای تحت سیاست غلطی بانوان روانه کارخانه شدند و این سیر غلط در ایران نیز پیش گرفته شد و زنها خانه داری و طباخی و شوهر داری و از همه مهمتر تربیت اولاد را رها کرده و دوش به دوش مردان بوالهوس مشغول کار شدند و به نام ترقی عفت عمومی را از بین بردند بزرگترین جنایت را تحت عنوان حقوق زنان و ازادی و کشف حجاب مرتکب شدند. که بخشودنی نیست. (شیخ الاسلام،1344 ، شماره8 ).
نتیجه گیری و استنباطی که یک فرد از مطالعه این مقاله خواهد داشت این است که زن در گذشته زنده بگورمیشد، مظهر اهریمن بود و به فروش میرسید و حتی بر سر اینکه انسان است توافقی نبود. فضای توام با ترس بر خواننده مخصوصاً خواننده زن مستولی میشود که تا چه اندازه به یک زن در گذشته و در میان اقوام و ادیان دیگر ظلم میشد. خواننده میاندیشد در زمان کنونی نیز انسان دچار این اشتباه شد و زن را از پستوی خانه بیرون کشید و وی را وارد مناسبات اجتماعی کرد، جایی که مردان بالهوس حضور دارند. نویسنده جنس مرد را بالهوس میخواند تا زنان را از جمعی که جنس متفاوتش حضور دارد برحذر کند یا بترساند، یا به نوعی به مردانی که با زنان در یک محیط فعالیت و کار میکنند انگ بالهوسی میزند تا مردان از ترس آبروی خود نیز شده با زنان در یک محیط مشترک حاضر به کار نباشند.
5-4 . عوامل موثر کدامند
حضور زن در اجتماع، لکهدار شدن عفت عمومی، دلبستن مردان ایرانی به زنان فرنگی و متهم کردن اسلام توسط استعمارگران اتفاقاتی بود که به شرح آن پرداختیم. چه عواملی در بروز و ظهور این رویدادها موثر بودهاند؟ بنظر نویسندگان مسجد اعظم عواملی که در بروز این اتفاقات موثر بوده عبارتند از: 1- بروز تمدن ماشینی و انقلاب صنعتی؛ موجب دگرگونی در مساله بانوان و بیرون آمدن آنان از محیط تعریف شده یک زن یعنی خانه و کار کردن با مردان بیگانه و تهدید امنیت خانواده شد، 2- همچنین دشمنان و مستکبرین، به بهانه تامین حقوق بانوان میخواهند آنها را ملعبه اغراض شیطانی خود کنند و به اسلام ضربه زده و اسلام را متهم به تحجر کنند،3- زنان تجسم عینی شهوت در جامعه هستند، هویت و وجود زنان و دختران موجب تباهی است، نویسنده به تفصیل بحث خواهد کرد که زنان موجودات خطرناکی هستند که اگر به وسیله مردان تربیت صحیحی نداشته باشند موجب تباهی تمامی آحاد افراد جامعه خواهند شد.4- تمدن و آزادی؛ موجب شهوت رانی زنان و بیرون آمدن آنان از خانه و از بین رفتن عفت عمومی شده است. نویسندگان مسجداعظم این موارد را از عوامل موثر اتفاقات پیش آمده میدانند. در ذیل به تشریح موارد یاد شده میپردازیم.
5-4-1 . بروز تمدن ماشینی و انقلاب صنعتی
انقلاب صنعتی و پیشرفت تمدن ماشینی از جمله اتفاقاتی بود که غرب را دستخوش تغییرات اساسی نمود. از جمله این تغییرات ورد زنان به عرصه عمومی و مخصوصا بازار کار بود.. نویسنده از این اتفاق در غرب اینگونه یاد میکند:
«تمدن ماشینی و جنبش صنعتی قرن اخیر با آن همه زرق و برق خود سیل آسا در جوامع بشری پدید آمد، از جمله مسائلی که دستخوش انقلاب و دگرگونی قرار گرفت مسئله بانوان بود.»(شیخ الاسلام، 1344: 25)

نویسندگان نشریه مسجداعظم این مساله برایشان مطرح است که چرا زنان محیط خصوصی خود را ترک کرده و وارد محیطی شدهاند که برایشان تعریف نشده است. یکی از استدلالات آنان پیشرفت و تمدن ماشینی است. این پیشرفت از غرب محلی که همیشه مورد منازعه اسلام سنتی بوده وارد یک جامعه سنتی و اسلامی شده است. دارلاسلام و دارالکفر مرزی بین جامعه اسلامی و جامعه غیر اسلامی بوده است. اکنون پیشرفت وسایل ماشینی و صنعت این مرز را دگرگون کرده است. و کفار و اعیاد استکبار و دشمنان اسلام به راحتی وارد محیط اسلامی میشوند و به زعم اسلامگرایان سنتی فرهنگ غلط خود را وارد جامعه اسلامی میکنند.
اتفاقی که به شرح آن پرداخته شد مساله رفتن زنان به کارخانهها در غرب بود که نویسنده ابراز نگرانی کرده بود این سیاست غلط در ایران نیز رخ داده است. نویسنده یکی از علل این امر را تمدن و پیشرفت ماشینی میداند و عنوان میکند جنبش صنعتی سیل آسا در جوامع بشری پدید آمد. سیلی که همه چیز را با خود میشوید و میبرد و ویرانی برجای میگذارد. ترس از ماشینها و تمدنی که از غرب آمده و ما را نیز شبیه آنها خواهد کرد. صنعتی شدن و این تمدن جدید به پندار نویسنده موجب بروز اتفاقات تلخی همچون بیرون آمدن زنان از محیط خانه و دور شدن از وظایف اصلی همچون مادری، خانهداری، خیاطی و آشپزی خواهد شد و اختلاط زن و مرد در محیط کار و به دنبال آن از بین
رفتن عفت عمومی و خدشهدار شدن غیرت و شرافت مردانگی را در پی دارد. مردان ایرانی دور شدن زنان خود را از خانه و خانواده تاب نیاورده و این خروج نا متعارف را تعرض به نوامیسشان تلقی میکردند.
5-4-2 . نقشه دشمنان و مستکبرین
نویسندگان مسجد اعظم بر این اعتقادند که تمدن صنعتی و ماشینی که از غرب آمده و ورد زنان به کارخانهها و محیط عمومی میتواند یک نقشه شیطانی برای جامعه اسلامی باشد. دشمنان اسلام با نشانه رفتن به سمت زنان و بیرون آوردن آنان از محیط خانه و ورد آنان به محیط کار و دخالت دادن آنان در امور اجتماعی، زنان را ملعبه دست مردان بالهوس کرده و عفت و شرافت جامعه اسلامی را به خطر انداختهاند. و اینگونه باعث افزایش فساد اجتماعی در جامعه شدهاند. همچنان که در جدول شماره سه ستون پ میخوانیم:
«دشمنان ما میخواهند در زیر لفافه تامین حقوق بانوان، آنها را ملعبهی اغراض شیطانی و شهوت آمیز خود کرده آنان را در آغوش مردان نابکار قرار دهند و این خود مستلزم مفاسد بیشماری است.»(شیخ الاسلام، 1344: 26)

همچنان که در متن میبینیم نویسنده بر آن است که بحث تامین حقوق زنان نقشهای از سوی دشمنان اسلام است تا بدین وسیله زنان را در آغوش مردان نابکار قرار دهند. به نوعی متن از به خطر افتادن تفکیک جنسی صحبت میکند که از عوامل موثر مفاسد اجتماعی است. عبارت دشمنان ، انقلاب و متهم کردن غرب واژهای آشنایست که در سال 44بیشتر از سوی گروهای کمونیسمی و سوسیالیستی استفاده میشد. در واقع ادبیات اسلامگرایان در این دوره تحت تاثیر این جنبشهای انقلابی قرار گرفته است.
نویسندگان این نشریه به نوعی دست درازی و تجاوز به حریم خصوصی مردان را توسط دشمنان اسلام گوشزد میکنند. این ادبیات برای مردان ایرانی که هویت مرد را در غیرت داشتن یه ناموس خود میبینند بسیار آشنا و ملموس است.
5-4-3 . زنان تجسم عینی شهوت در اجتماع
از اتفاقات تلخی که در نشریه مسجد اعظم مکرر هشدار داده شده مساله ورد زنان به اجتماع است. نکته جالب در اینجا تداخل علت و معلول است. یعنی علت به خطر افتادن ناموس و عفت جامعه اسلامی (برای حفظ زنان) معلول حضور زنان و خود زن است. در واقع زن خطری برای جامعه اسلامی و مردان جامعه اسلامی و خودش است. حذف گناه و شهوت از جامعه به وسیله حذف زن که نماد شهوت است ممکن میشود. زنان باعث میشوند مردان و پسران جوان از وظایف اصلی خود باز بمانند. تمام خرابکاریهای سیاسی و اجتماعی و اخلاقی به دلیل نفوذ زنان و دختران در عقل و احساس مردان است.
گاه اسلامگرایان سنتی زن را موجودی احساساتی که حتی قادر نیست درباره آینده خود تصمیم بگیرد و شوهری بدون اجازه پدر یا یک مرد دیگر اختیاب کند، یا قضاوت کند، یا حق طلاق داشته باشد، یا در سیاست و تصمیمات مهم کشوری شرکت کند میدانند و گاه زن چنان موجود خطرناک و قدرتمندی میشود که نه تنها بر عقل و احساس مردان چیره میشود بلکه تمام معادلات سیاسی و اجتماعی و اخلاقی را نیز تحت تاثیر خود قرار میدهد. البته این تاثیرات همه در جهت منفی است نه مثبت و سازنده. و برای اینکه مردان از این زیانها و خرابکاریها در امان باشند باید زن را در خانه محصور و وی را تربیت کنند. چنان که در قسمتی از متون نویسندگان نشریه مسجد اعظم میخوانیم:
«ماموریتهای سیاسی و خرابکاریهای اجتماعی و زیانهای اخلاقی که از راه نفوذ در احساسات و عقل و دین جوانان و مردان و رجال کشوری و لشکری به وسیله زنها و دختران به عمل می آید بر اینها اضافه شده و می توان گفت با فساد و سوء تربیت زنان یکسره جامعه روبه فساد می رود».(آشتیانی، 1344: 13)

یکی از دلایل این خطر نقش و وظایفیست که برای زن تعریف شده است. هویت زن به وسیله جنس او که پر از شهوت برای مردان است نقش جنسیت او را به وسیله مردان تعریف میکند. به اعتقاد فوکو هویت امری قابل تغییر است و هر کسی معنای هویت خود را خلق میکند اما در گفتمان سنت و در این متون میبینیم که هویت امری وابسته به جسم و یک امر طبیعی است و به وسیله بیولوژیک زن تعریف میشود.
یکی از موارد کنترل این شهوت عینی محصور در تعاریف غالب جامعه از زن یعنی دختر، مادر و همسر است و این تعاریف چنان گسترده و مهم هستند که کل جامعه اسلامی و بشری را تحت تاثیر خود قرار میدهد. طوری که به زعم نویسندگان مسجد اعظم زنان در سربلندی و پستی و شرافت و بیشرفی یک جامعه موثرند. زنان وقتی که در خانه باشند و وظایف خانهداری و شوهرداری خود به خوبی انجام دهند شرافت، امنیت و سربلندی جامعه حفظ خواهد شد. در متن زیل پس از دلایل خطرناک بودن موجود زن و تعریف اسلامگرایان از همسر ، مادر و دختر به دلایل خطرناک بودن دختران نیز تا حدی پرداخته میشود.
همچنین در صفحات قبل از ظهور دختر خطرناک و بیرون نگه داشته شدن این دختر خطرناک یا اجتماعی از کانون خانواده صحبت شد. در این قسمت از عوامل موثر این خطر نام برده میشود و در ادامه با شواهدی از متن و کدهای جدول شماره سه ستون پ نشان داده میشود که بیرون آمدن زنان از خانه و جولان دادن دختران اجتماعی و به زعم نویسندگان این نشریه، دختران خطرناک و تغییر هویت زنان، در یک جامعه متمدن و آزاد رخ خواهد داد.
5-4-3-1- زن یعنی دختر، همسر، مادر
در متن اینطور اشاره میشود که؛« اگر چه زنان از جهت نفرات و کارگری، عهده دار مشاغل اجتماعی، نصف جمعیت به شمار می آیند اما از جهت تربیت و اخلاق، صلاح و فساد به منزله ی همه جمعیت می باشند و در اجتماع، نقشهای مهمی را بر عهده دارند، که
در خوشبختی و بدبختی، پاکی و ناپاکی و کمال و پستی جامعه بسیار موثر و با اهمیت می باشند. زنان در مراحل متدرج زندگی ، و انتساب ایشان با افراد ، عنوانهای را به خود میگیرند و نقشهایی را عهده دار می شوند که هر یک از آنها در آبادی و ویرانی، سربلندی و پستی، شرافت و بی شرافتی اجتماع تاثیر به سزایی دارد، و اهم آنها این سه است: دختر، همسر، مادر».(آشتیانی،1344: 3)
نویسندگان این نشریه دلیل این همه تاثیر زن را نقشهای مهمی میدانند که در اجتماع بر عهده دارد و این نقشها یا بهتر آنکه وظایف آنان در خوشبختی و بدبختی، پاکی و ناپاکی ، کمال و پستی جامعه بسیار موثر و با اهمیت میباشد.
نویسنده ، زن را با تعریف عددی و حضور در اجتماع در کنار مردان به عنوان نصف افراد اجتماع میپذیرد اما سپس وظایف سنگینی بر عهده زن میگذارد که میتواند جامعه را به قهقرا برده یا در ساختن یک جامعه خوشبخت،پاک یا آرمانی(کمال و پستی) موثر


پاسخی بگذارید