اروپاییها شد.
«این آقایان که جزء اروپا رفتهها هستند چنان مفتون تمدن و فرهنگ اروپای شدهاند که معتقدند برای ترقی و تعالی این مملکت باید از اصول و فروع تمدن اروپای تقلید کنیم.».(بی نام،1339: 12)
به گزاف نیست که مدرنیته با خود مفاهیم و الزاماتی به همرا میآورد که در زیرینترین لایههای زندگی تاثیر خواهد گذاشت. عدهای آن را خواهند پذیرفت و عدهای شروع به مقابله با آن میکنند. مردانی که با حضور در غرب دچار چالش جدی بین آموختهها و مفاهیم سنت با مدرنیته بودند با پذیرش مدرنیته و بازگشت به کشور خود با همراهی زنان سعی در تغییر جامعه سنتی خود داشتند که با واکنش تند برخی مردان و اسلامگرایان سنتی روبرو شدند.
در مقالهای از مرحوم باهنر در نشریه مکتب اسلام میبینیم که در دوره اول این نشریه اسلامگرایان نگاه بدون موضعگیری به غرب دارند و حقوق و آزادیهای که زنان در غرب دارند را برخواسته از اتفاقات و اقتضائاتی که در غرب افتاده دانسته و درخواست عدهای برای شرکت زنان در اجتماع و وکیل و وزیر شدن زنان را از روی ناآگاهی این عده یا همان تقلید میدانند.
«بحثی که پیرامون حقوق و آزادی زنان در کشورهای اسلامی نمود یافته است. گروهی نظر اسلام را مخالف حضور زن در عرصه اجتماع و حاکم برسرنوشت خود و تحت امر شوهر میدانند و گروهی دیگر برانند که اسلام همه گونه ازادی به زن داده است زن میتواند حضوری فعال در جامعه داشته باشد؛وکالت و وزارت و فرماندهی جنگ و …وزمانی نیز پا به پای مردان برقصدو در استخرودریا باهم شنا کنند.در جوامع متمدن اروپا زن به عنوان انسان شناخته میشد ولی از بسیاری از مزایای حقوقی انسان بیبهره بود.تا قبل از انقلاب صنعتی خانوادها زندگی ساده خود را داشتند با انقلاب صنعتی نیاز به نیروی انسانی زن را بمراکز صنعتی کشاند.بهرکشی از زنان و حقوق نابرابر با مردان و شرایط سخت زندگی برای زنان زمینه ایجاد اعتصاب و اعتراض و زندانی و…شد و با پشتکار و خطابه بمراکز قدرت راه یابند تا علاوه بر زنده کردن حق خود حقوق مساوی بدست اورند.توسعه اروپا در زمینه های مختلف باعث شد توجه ملل عقب افتاده به ان جمع شود و آزادی زنان یکی از ان مواردی است که از غرب امده و چون از غرب آمده پس درست است در حالی که توسعه صنایع و درهم ریختن خانواده و مشکلاتی که در اروپا برای زنان ایجاد انقلاب کرد در این کشورها وجود نداشت.( باهنر،1339،شماره:8»).
در متن دیگری میبینیم که نویسنده برای نشان دادن کم اهمیتی درخواست زنان و عدهای از مردان برای شرکت دادن زنان در انتخابات، مطرح کردن این مساله از سوی زنان را تقلید از روی مد روز میداند؛ یعنی همانگونه که زنان برای انتخاب لباس خود از مجلههای مد اروپایی تقلید میگنند، هوس وکیل شدن نیز بدون اینکه هیچ مصلحت اجتماعی در آن دخیل باشد صرفا یک تقلید زنانه از مد روز است.
«مساله انتخابات زنها مد روز است و هیچگونه مصالح اجتماعی در آن دخالت ندارد.»(بی نام،1339: 13)

3-4-2 . آزادی لعنتی
آزادی به مواردی از جمله خودمختاری، حکومت بر خود و استقلال از یک سو، و توانایی کلی در انجام کارها، داشتن انتخاب‌های مختلف و توانایی کسب هدف‌ها اشاره دارد. همانگونه که مشاهده شد نویسندگان این نشریه بر این باورند که زن تا وقتی در خانه پدر به سر میبرد باید تحت محافظت پدر در خانه باشد تا به خانه شوهر رفته و به انجام وظایفی همچون فرزندآوری، شوهرداری و خانهداری که متناسب با سرشت وی است بپردازد.
وقتی وظایف زن از قبل مشخص شده است و حتی رفتاری که باید از خود بروز دهد براساس جنس وی تعریف شده است و رییس حوزه خصوصی و عمومی مردان میباشند، دیگر آزادی و استقلال معنای نخواهد داشت و فقط«آزادی» یک جمله لعنتی برای برهم زدن نظمیست که تعریف شده است.همچنان که در متن میبینیم به این امر اشاره شده است:
« همه میدانند عده ای از زنان اجتماع ما بر اثر همین آزادی لعنتی که به غلط این اسم بر آن گذاره شده از فرق تا قدم در منجلاب غرقند و دسته دسته جوانان را هم به دنبال خود میکشانند».(بی نام،1339: 12)
نویسندگان مکتب اسلام با ابراز انزجار از آزادی که آن را آزادی لعنتی میخوانند، عدهای از زنان ( زنان اجتماعی و زنان خواستار حق رای) را غرق در منجلاب آزادی میدانند. در واقع آزادی با فساد برابر دانسته شده و زنان آزاده یا زنانی که خود برای پوشش و زندگی خود تصمیم میگیرند زنان فاسدی خوانده میشوند که غرق در منجلابی به نام آزادی هستند و جوانان را با فساد خود به درون این منجلاب و گمراهی میکشانند. نویسنده دلایل فساد در جامعه را آزادی زنان میداند:
«این نتیجه شومی است که آزادی زن در اجتماع خواه ناخواه بوجود آورده است.».( بی نام،1339: 12)
همچنین در شمارهای ابتدای نشریه مکتب اسلام در مقاله ماجرای آزادی بانوان ، آورده میشود که پیشرفت و ترقی در جامعه ما نمیتواند با دادن آزادی به زنان ارتباطی داشته باشد.
«توسعه اروپا در زمینه های مختلف باعث شد توجه ملل عقب افتاده به ان جمع شود و ازادی زنان یکی از ان مواردی است که از غرب امده و چون از غرب امده پس درست است در حالی که توسعه صنایع و درهم ریختن خانواده و مشکلاتی که در اروپا برای زنان ایجاد انقلاب کرد در این کشورها وجود نداشت»..( باهنر،1339،شماره:8).
در این متن آزادی زنان تحت تأثیر شرایط و زمینه های موجود در غرب دانسته میشود که به دلیل اقتضاء و شرایط جامعه غربی پدید آمده است. چون این شرایط در کشورهای دیگری مثل ایران ب
ه وجود نیامده پس دلیلی نیز برای آزادیهایی از نوع غربی برای زن ایرانی یا مسلمان نیست.
نویسندگان مکتب اسلام دلیل مرگ عفت در جامعه ایران را آزادی میدانند:
«از آن روزی که آزادی بیبندوبار غربی در اجتماع و شئون زندگی ما راه پیدا کرد آغاز محدودیت این کلمه (عفت)بود.».( رشیدپور،1340: 14)
متن آغاز احتضار عفت را روزی میداند که آزادی غربی وارد مناسبات اجتماعی شد و آزادی که در غرب وجود دارد را موجب بیبندوباری میدانند که مشاهده میشود.
3-4-3 . دخالت مردان هوسباز
اسلامگرایان سنتی، علت ازدواج را در ادامه نسل و تخلیه جنسی مردان میبینند و حضور زن و مرد را در یک مکان فعلی حرام میدانند، چون بر این باورند زنان نماد عینی شهوت میباشند و مردان در کنترل قوای جنسی خود ناتوانند.(در این زمینه روایاتی نیز دارند مثل این که زن و مرد نامحرم اگر در محیطی که درش بسته باشد تنها باشند شخص سوم شیطان است.)
پس زنان باید در خانه مستور باشند تا جامعه یا مردان از گناه حفظ شود. و این اعتقاد، این باور را به وجود آورده مردان فقط در صورتی از حضور زنان در اجتماع حمایت میکنند که برای آنان نفع جنسی داشته باشد. در نتیجه مردانی که از حق رای زنان و حضورشان در اجتماع حمایت میکنند موجوداتی پست و به قول نویسنده مکتب اسلام هوسباز میباشند. پس تمامی حمایت این مردان از روی نیرنگ و حیله و از سر هواوهوس است.
«مهمترین موضوعی که دستاویز به دست این عده میدهد همان کارهای بیرویه عده ای از مردان هوسباز و سوء استفاده از حقوق اجتماعی و شرعی ست .علاوه براینکه بهرهای از تربیت دینی و اسلامی ندارند از اصول انسانیت و بشریت هم بیخبرند.»(بی نام،1339: 15)
این متن تمامی مردانی که از حق رای زنان حمایت میکنند را بیدین و هوسباز مینامد که با علم کردن دفاع از حقوق زنان قصد رسیدن به هواو هوس دل را دارند. به نظر نویسنده یک فرد با ایمان و اگاه از اصول دینی و اخلاقی و پایبند به اصول انسانی هیچگاه چنان بنده هوای دل نمیشود که اخلاق اسلامی را به هوس بفروشد.
3-4-4 . سینما، تلوزیون، تلفن و دختران
جامعه سنتی نه تنها از افکار مدرن بلکه از وسایل و ابزار دنیای مدرنیته نیز یا دوری میکند یا با احتیاط به سراغ آن میرود. آنها از این میهراسند که این ابزار لطمهای به اعتقاداتشان وارد کند یا بیدین شوند.
به نظر نویسندگان نشریه مکتب اسلام یک، تلوزیون یا سینما موجب اشاعه فساد و فحشا خواهد شد زیرا یا طرز زندگی غربیها را ترویج میکند یا با نمایش فیلمهای خلاف اخلاق و ترویج عشقهای غربی و دادن آزادیهای بیحد و حصر به پسران و دختران باعث انحراف آنان میشود. به نظر نویسنده سینما و تلفن از وسایل روابط عاشقانه میباشد، روابطی که فقط از هوس مردان نشات گرفته است:
« سینما؛ تلفن از وسائل روابط عاشقانه است.صدی چهل از روابط عاشقانه بعلت اخلاق متنوع پسند مردان است که پس از یکی دو ماه سرد میشود».(رشیدپور،1340: 13)
نویسنده مردان را موجودات هوسباز و تنوع طلبی میداند که پس از گذشت یکی دو ماه از گرماگرم روابط عاشقانه، سرد میشوند و به سراغ دختر بعدی میروند. به جز وسایل ارتباط جدید که باعث انحراف جوانان شده عامل دیگری نیز در این ماجرا سهم عمدهای داشته است.
«آغاز این صحنه ها یا از سینما یا از مجله و یا از دانشگاه و بالاخره از جلوی در دبیرستان دخترانه میباشد.»(رشیدپور،1340: 14)
در این متن عوامل اصلی انحراف و فساد توسط نویسندگان معرفی میشوند: سینما، مجله، دانشگاه و عامل اصلی دختران تحصل کردهای که پا از محیط خانه بیرون گذاشتهاند. در واقع دختر نیز همچون وسایل و سازمانهای دیگر که نویسندگان این نشریه با آن مشکل دارند منبع فساد است. و عاملی برای انحراف مردان و پسران جوان میباشد.
همچنین نویسنده دلیل انحراف مردان و رویگردانی آنان از خانواده را رقاصهخانه ها و کاباره میداند.
«روشن ترین دلیل و شاهد بر اینانحراف روحی مردان رونق و گرمی بازار کافهچی ها و رقاصهخانهها وکابارهها و هزارانمراکز فساد اخلاقی و روحی است که ازهمینگونه افرادمملو میباشد.»(رشیدپور،1340: 14)
3-5 . پیامدهای داشته است
به نظر نویسندگان مکتب اسلام یک، حضور زن در اجتماع و مخصوصا در انتخابات موجی از بینظمی و ناهنجاری در جامعه به راه انداخته و حتی به نابودی خود زن و خانواده انجامیده است. آزادی، زن را به موجود فاسدی تبدیل کرده است که پیامدهای تلخی برای اجتماع به باور آورده. این پیامدها به کمک جدول شماره یک ستون ت عنوان میشود.
3-5-1 . متلاشی شدن کانون خانواده
نویسندگان نشریه مکتب اسلام برآنند که حضور زن در اجتماع و دادن حق رای به زنانی که عصمت و پاکدامنی ندارند و فاسد شدهاند منجر به بروز فساد و از بین رفتن نظم جامعه خواهد شد؛
«آن همه پروندهای جنایتهای جنسی؛طلاق؛ مراکز سرسام اور فساد؛آن همه مد و مد پرستی و خودارایی همه میوهای تلخ این نهال شوم است.». (بی نام،1339: 12)
جنایتهای که متن از آن سخن میگوید به دلیل هوس وکالت زنان و درخواست آنها برای حق رای است. نویسنده هوس وکالت زنان را نهال شومی میداند که حاصل آن جنایتهای جنسی، طلاق، مراکز فساد، مدپرستی و خودآرایی است. در واقع میتوان گفت این متن یک پیشبینی است. زیرا در سال1339که این مقاله نوشته شد هنوز به زنان حق رای داده نشده بود. و گویی قبل از کاشت نهال میوهایش به ثمر رسیدهاند. و این امر نشات گرفته از ذهن و روح بیاعتماد نویسندگان این نشریه نسبت به زنان است.
نویسندگان مکتب اس
لام همچنین بر مردانی که از این زنان فاسد حمایت میکنند خرده گرفته و با هوسباز خواندن آنان عنوان میکنند این مردها حاضرند فرزندان و همسر خود را قربانی هوس دل خویش سازند و خانواده خود را متلاشی کنند.
«این مردان برای رسیدن به هوس دل حاضر میشوند کانون خانوادگی را بپاشند؛همسران خود را آواره؛کودکان خود را بی سرپرست گذارده و وسائل سقوط اخلاقی آنها را فراهم سازند.».(رشیدپور،1339: 15)
از هم پاشیده شدن کانون خانواده که از مفاهیم اصلی این نشریه محسوب میشود و کنترل زنان و افراد اجتماع از همین کانون صورت میگیرد پیامد تلخیست که زنان فاسد و مردان هوسباز که محصول آزادی اجتماع هستند به وجود آوردهاند.
به زعم نویسندگان مکتب اسلام نه تنها شاهد اتفاق تلخی همچون تغییر وضعیت زنان در اجتماع و خواستههای ناروای آنان برای حضور در سیاست و بازی در عرصه مردانه هستیم بلکه شاهد تغییر روحیه زنان در محیط خصوصی خانه و در مقابل شوهرانشان نیز

دسته بندی : پایان نامه ها

دیدگاهتان را بنویسید