نخواهیم دید بلکه باید منتظر متلاشی شدن آن نیز باشیم. زیرا زن و مرد برای هر مسالهای که بینشان رخ میدهد به دادگاه رجوع میکنند و این رفت و آمدها تاثیر منفی بر روی روابط آنها گذاشته و منجر به جدایی میشود.
«پیشنهاد چهل مادهای مذبور اگر فرضاً روزی به مور اجرا گذاشته شود نه تنها وضع خانوادها را بهتر نمیکند بلکه به مراتب بدتر خواهد کرد و بسیاری از خانوادها را از هم متلاشی خواهد ساخت.(مکارم، 1349: 10)
این پیشنهاد چهل مادهای لعنتی دست قوانین را در کوچکترین و جزئیترین مناسبات خانواداگی باز کرده و هر موضوع کوچکی را به دادگاه ارجاع نموده است».(مکارم، 1349: 12)
نویسندگان مکتب اسلام علاوه بر مخالفت شدید با مجلات بانوان و مخصوصاً مجله زن امروز به دلیل پیشنهاد چهل مادهای، مسئولین این مجلات را سودجو و فرصت طلب میدانند. آنان همچنان که در مکتب اسلام یک و قبل از سال1342و قبل از مشروعیت دادن به حضور زنان در اجتماع و سیاست، زنان طرفدار حقوق زنان و زنانی که خواستار حق رای زنان بودند را افرادی دارای مغزهای علیل و ناتوان و یا معلوم الحال مینامیدند، اکنون نیز زنان و افرادی را که خواستار تساوی حقوق زن و مرد یا تغییر قوانین مدنی برای زنان هستند را با همان عبارات خطاب میکنند. و برآنند اینگونه طرحها یا این دست مجلات باعث فساد دختران و پسران و بیعفتی خواهد شد.
«بد نیست نظر طراحان طرح مزبور را در مورد آمیزشهای نامشروع دختران و پسران بدانیم و ببینیم چه تحفه تازهای برای اجتماع ما آوردهاند، بدانیم نتیجه این طرحهای کثیف که از مغزهای علیل و ناتوانی تراوش نموده چیست و چگونه پسران و دختران را به لجنزار بی عفتی و فساد اخلاق میکشاند».(مکارم، 1349: 14)
6-4-6 . کندی پیشرفت کار اجتماع
نویسندگان این نشریه مادران شاغل را در انجام منظم و درست کار و وظیفه اصلیشان یعنی تربیت فرزندان و خانهداری و همزمان کار بیرون ناتوان دانسته و برآنند که زنان به هر دو کار نخواهند رسید و اینگونه هم به خانواده و هم اجتماع ضربه میزنند. و عنوان میکنند؛
«وضع خاص جسمی زنان اجازه نمیدهد که مسولیتهای جدی و کارهای منظم اجتماعی را بپذیرند زیرا آنها یک سلسله احتیاجات طبیعی و وضع حاجتی و روحی جسمی دارند که اگر بخواهند از پاسخ گفتن به آنها سرباز بزنند بوظایف اصلی خیانت کردهاند و اگر بخواهند به آنها برسند قدرت انجام وظایف سنگین و منظم اجتماعی را نخواهند داشت».(حقانی زنجانی، 1350: 11)
در متن مشابهای نویسندگان مکتب اسلام مادران شاغل را مانع پیشرفت کارهای اجتماع دانسته و به دلیل طبیعت زنانه و مادرانه زنان را دعوت به حضور در خانه و تربیت فرزندان کردهاند تا هم در کارهای اجتماع ایجاد اخلال نکنند و هم به وظیفه طبیعی و اصلی خود بپردازند.
«(مادران برای شیر دادن به نوزاد و مراقبتهای ویژه مجبور به غیبت هستند) زیرا این نوزادان در سنی هستند که احتیاج به مراقبت و رسیدگی زیاد دارند و بهتر از مادر خود چه کسی میتواند به این اطفال معصوم کمک کند؟ و نیازهایشان را برآورد. و مهدکودک و پرورشگاهها و یا کلفت خانه و غیر آن علاوه بر اینکه مشکلات مادی و تربیتی زیادی به وجود میآورد ، نگرانی مادر را که در موسسات و ادرات و مراکز تربیتی مشغول کار هستند برطرف نمیکند و طبعاً این نگرانی موجب کندی کار و پیشرفت آن میگردد. زیرا آنها نیز مانند هر انسانی از عواطف لطیف مادری برخوردار هستند و در حین اشتغال به کار دائماً دلشان به اصطلاح چوش میزند که زودتر به منزل بیایند و از وضع جگر گوشههای خود اطلاع پیدا کنند و این عمل قهراً در کندی پیشرفت کار اجتماع موثر است».(حقانی زنجانی، 1350: 12 )
6-4-7 . از دست رفتن شخصیت زنانه
نویسندگان این نشریه با عنوان مطالبی از آزادیهای آمریکا و وضع زنان در کارخانهها نتیجه این آزادی و تساوی را به ضرر زنان میدانند. آنان پیامد این مساله را از دست دادن شخصیت زنانه ذکر کردهاند. چرا که قبل از قانون تساوی زن و مرد با زنان رفتار زنانهای داشته و رعایت حال آنان را میکردند. مردان به آنان احترام گذاشته و در کارها به کمکشان میشتافتند. اما اکنون آنان نیز مثل مردان مجبور به کارهای سخت و سنگین هستند و هیچ توجهای به جنس نحیف و ضعیف و ظریف زنانهشان نمیشود.
«(خانم مک دانیل میگوید): امتیازاتی که زنان کارگر ایالت اهایو از دست دادهاند به مراتب بیش از مزایای است که توسط قانون حمایت کارگران کسب کردهاند ما شخصیت زن بودن را از دست دادهایم، من نمیتوانم بفهمم از آن وقتی که آزاد شدهایم چه چیزی عایدمان شده است. البته امکان دارد عده معدودی از زنان وضعیتشان بهتر شده باشد ولی مسلماً ما جزء آنها نیستیم. من از همین حالا به وضوح میبینم که اگر این ماده اصلاحی تصویب شود بدون شک وضع زنان کارگر از این هم بدتر خواهد بود.(بی نام، 1353: 35)
یکی از عوارض عمده و در عین حال غیر محسوس آزادی زنان اینست که بعضی از زنان، خانوادهای خود را ترک کردهاند و بچههایشان را به حال خود رها نمودهاند. من میگویم حقوق زنانی که میخواهند به دلخواه یا به اجبار کار کنند باید با مردان متساوی باشد اما هیچوقت نباید احترام گذاشتن به زنی مستلزم این باشد که در اداره یا کارخانهای کار کند. بنظر من اینکه اخیراً کدبانو بودن، بچهدار شدن و از مردان احترام خواستن در درجه دوم اهمیت قرار گرفته است ضربه بزرگی به شخصیت زنانی است که میخواهند از خانهداری و بچهداری لذت ببرند».(بی نام، 1353: 36)
همانگونه که در متن آمده کدبانو بودن ی
ا همان خانهداری، بچهدار شدن و احترام خواستن از مردان یا همان مردان را سرپرست خود کردن و اینکه مردان مواظب زنان باشند جزء شخصیت اصلی زنانه محسوب شده که باید در درجه اول اهمیت واقع شود تا زنان شخصیت زنانه خود را حفظ کنند.

6-4-8 . از خودبیگانگی جامعه
از خودبیگانگی جامعه پیامد دیگریست که نویسندگان این نشریه به آن میپردازند؛« در این تغییر چهرهها است که پایههای شخصیت زن فرو میریزد و از آنجا که شخصیت انسان متکی به فرهنگ جامعه او است بنابراین مصرف کننده مطیع، دیوارهای سنت و فرهنگ و ارزشهای ملی یک جامعه را در هم میشکند، این وضعیت یک حالت بیگانگی گستردهای را در جامعه حکمفرما میسازد.(قائم مقامی، 1355: 30)»
متن زن را حافظ ارزشهای ملی جامعه میداند. مصرفی شدن زن و رو آوردن وی به ارزشهای غربی به ارزشهای جامعه و کشور آسیب میزند. یک زن مطیع مصرف کننده، سنتهای جامعه را میشکند و به ارزشهای ملی و سنتی خود پشت میکند و چون او بازنمایی ارزشهای ملی و سنتی است با تغییر او جامعه نیز دچار تغییر و از خودبیگانگی میشود.
6-4-9 . کالایی شدن زن
نویسندگان مکتب اسلام زن غربزده یا زنی که ارزشهای جامعه دیگری را پذیرفته و به مصرف کننده کالای آنها شده را زن نمایشی مینامند. او دیگر شخصیت انسانی ندارد، بلکه تبدیل به ابزار تبلیغ یا کالایی شده است که دیگران از او سود میبرند. این زنان مصرف کنندگانی رام هستند که هدفشان خودآرائی و تجددنمایی است و شخصیت انسانی و احترامی که یک زن سنتی داشته را ندارند.
«شکی نیست که در این تحول نحوه زندگی زن در جامعه عوض خواهد شد و جامعه با او رفتاری دیگر در پیش خواهد گرفت، اما این رفتار لزوماً احترام به شخصیت انسانی او نخواهد بود و به جای پذیرش شخصیت انسانی زن از او کالائی رنگینتر و لذتبخشتر ساخته خواهد شد و میبینیم زن گذشته که آزادی جنسی نداشت، از این دیدگاه بر زن امروز ترجیح دارد، زیرا کمتر به صورت« زن نمایشی» و یک کالا جلوهگر میشده.(قائم مقامی، 1355: 30)
و زنان را به مصرف کنندگان رام مبدل میسازند که هدف اصلیشان خودآرائی و به اصطلاح تجددنمایی است».(قائم مقامی، 1355: 34)

6-5 . راهحلها کدامند
نویسندگان نشریه برای اتفاقات تلخی که رخ داده راه حل نیز پیشنهاد میکنند. آنان در راهحلهای ارائه شده خواستار دخالت روحانیون برای نوشتن قوانین مدنی و تعالیم زنان هستند، همچنین رسیدن به استقلال و آزادی را وابسته به استقلال زن یا نه گفتن او به ارزشهای فرهنگی و امتیازاتی که حکومت وقت به او داده دانسته و برای این امر زن مبارز و قویی میسازند که سمبل ارزشهای اسلامی باشد. آنان تغییر فرهنگ غالب و احیاء دوباره فرهنگی که التقاتی از فرهنگ ملی، اسلامی و فرهنگهای دیگر است را در فکر دارند و این تغییرات را بدون کمک زنان میسر نمیدانند و از او برای تبلیغ زن نوین با مفاهیم نوین در بین همجنسانش کمک میخواهند. مقدمهای که در بالا عنوان شد همراه با راهحلهایی که برای اتفاقات تلخ رخ داده در ایران و امریکا پیشنهاد شده به صورت فهرست شرح داده میشود.
6-5-1 . اعتراض و برخورد جدی با مسئولین مجلات بانوان
نویسندگان مکتب اسلام به مجلات بانوان خرده گرفته و آن را را باعث فساد در جامعه و متلاشی شدن خانوادها عنوان کردند. برای مقابله با آن ابتدا خود زنان را بسیج کرده و از آنان میخواهند که در مقابل بانیان آن صف آرایی کرده و خواستار توقیف این نوع از مجلات شوند. نویسندگان عنوان میکنند که؛ «به عقیده ما قبل از همه خود بانوان، بانوان با ایمان، زنان متفکر و تحصیل کرده که به سعادت خود و همجنسان خود علاقمندند باید به این وضع اعتراض کنند و ثابت نمایند اینگونه مجلات مبتذل نماینده افکار آنها نیستند.(بی نام، 1345: 5)
با اعتراض زنان به مجلاتی که به نام زنان منتشر مییابد مشروعیت وجودی مجله زیر سوال میرود. در واقع نویسندگان مکتب اسلام با زیرکی زنان را در سرنوشت خود شریک کرده و سپس در مسیری که مورد نظر نویسندگان این نشریه است هدایت میکنند. سپس چون فقط زنان به تنهایی از عهده این امر بر نمیآیند مسئولین را مورد خطاب قرار داده تا به کمک زنانی که برعلیه این مجلات بسیج شدهاند بشتابند و بساط عدهای سودجو و ثروت اندوز را جمع کنند.
«چرا مسئولین امور، با آن قانون برندهی مطبوعات جلوگیری نمیکنند و به این وضع خاتمه نمیدهند؟ اصولا باید مجله و روزنامه در مملکت ما از صورت یک کالای تجارتی که راه ثروت اندوزی عدهای گمراه و بیخبر باشد بیرون آید، تا این وضع خاتمه یابد».(بی نام، 1344: 5)
نویسندگان مکتب اسلام سپس به تمام کسانی که برای زن ارزش قائلند هشدار یک خطر جدی را میدهند؛
«ما به تمام کسانی که خواهان سعادت زنان و دختران خود هستند اعلام خطر میکنیم، به تمام کسانی که زن را به عنوان یک انسان، یک سازنده نسل برومند و پرافتخار( نه به عنوان یک عروسک بی ارزش) میشناسند، اعلام میکنیم اینگونه مطبوعات مسموم خطر بزرگی برای زنان محسوب میشوند، و باید به این وضع ننگین خاتمه داد.(بی نام، 1344: 5)
متن از یک شور حماسی برای بسیج عمومی علیه مجلات بانوان برخوردار است. عبارات حماسی، احساسی و پرهیجانی همچون انسان ساز، سازنده نسل برومند و یک انسان نه عروسکی بیاراده برای زنان به کار برده شده است تا خروش و خشم و هیجان برای دفاع از موجودی که سمبل ارزش اسلامی و ملی است به جریان درآید.
6-5-2 . تربیت صحیح
نویسندگان مکتب اسلام به پدران و مادران توصیه میکنند برای داشتن فرزندان
خوب باید سعی کنند آنان را خوب تربیت کرده و دوستشان بدارند. باید دختران را دوست داشت تا دچار عقدهای روحی و روانی نشوند.(مقاله دختر داشتن عیب نیست). با تربیت و رفتار صحیح با دختران خود خطر زن فاسد یا دختر خطرناکی که باعث متلاشی شدن خانواده میشود از بین میرود. البته در متن زیر فرقی میان دختر و پسر قرار نداده و تاکید را روی تربیت صحیح گذاشته شده است.
«اولاد اگر خوب تربیت شود و به پاکی و خوبی زندگی کند موجب افتخار و سرافرازی دنیا و اخرت پدر و مادر خود خواهد بود و هیچ فرقی نمیکند که پسر باشد یا دختر، بلکه مهم اینست که خوب باشد پاکیزه خوی و پاکیزه دامن باشد، با تقوا و با ایمان باشد، امین و پرهیزکار باشد. (یزدانی شیرازی، 1344: 59)
تا دیر نشده جبران این ناسپاسی را بکنید و به درگاه الهی توبه کرده و دختران خود را دوست بدارید و احترام کنید.»(یزدانی شیرازی، 1344: 60)
6-5-3 . زنان با مادر شدن سعادتمند میشوند
نویسندگان نشریه سعادت

دسته بندی : پایان نامه ها

دیدگاهتان را بنویسید