از مهدي گنجي 1378)
عزت نفس، يکي از پايه‌هاي اساسي شخصيت آدمي‌و باعث رسيدن انسان به افتخار و سربلندي است. عزت نفس مايه آزادي و والايي همت است. عزت مندان هرگز به ذلت و بندگي ديگران تن نمي‌دهند و سرمايه شرافت و آزادي خود را با هيچ قيمتي معامله نمي‌کنند. عزت نفس از طرفي براي تمام افراد يکي از بزرگترين فضيلت‌هاي اخلاقي است و از طرف ديگر، محرک آدمي‌در اجراي ديگر برنامه‌هاي اخلاقي تلقي مي‌شود (برگرفته از روزنامه کيهان شماره 19169 (انديشه) به نقل از طيبه چراغي 1387).
چالشهاي ژرف و سترگ سياسي ،اجتماعي و اقتصادي به ويژه در اجتماعات عقب مانده ناکام و جوامع در حال رشد پر تنش. از ديگر الگوهاي زندگي آدمي در يکي دو سده اخير است اين چالش ها دراجتماعات نامردم سالارانه (غير دموکراتيک )به ستيزه ها و کينه توزي هاي بيهوده و آسيب زا مي انجامد که خود چرخه اي ديگر از ناکامي “سر خوردگي “خشم و کنش پرخاش گرانه آغاز مي کند (آسيب رواني 2)(حسين آزاد1380) .
در اين تحقيق بايد گفت که همه جوامع هم علل و بروز پرخاشگري مورد بررسي قرارداده و هم راه هاي براي جلوگيري از آسيب رساندن افراد به يکديگر را مطرح ساخته است. که يکي از اين ها دست يافتن به عزت نفس است .در تحقيقات ديگر عو امل بروز پرخاشگري نشان داده است که سطح تستسترون در پسران هم ممکن در پرخاشگري آنها نقش داشته باشد با گزارش شخصي از پرخاشگري فيزيکي وکلامي ،تحمل پذيري ،محروميت وتحرک پذيري هم عواملي هستند که با پرخاشگري همبستگي معنا داري دارند .(رشد شخصيت کودک هنري هانس،ش-ياسايي) .
هم ازجمله مفاهيمي است که در چند دهه اخير مورد توجه بسياري از روان شناسان وپژوهندگان قرار گرفته است اما از نظر قدمت تاريخي اين موضوع در مباحثي که علما وفلاسفه تعليم وتربيت در گذشته داشته اند نيز به چشم مي خورد در طول هزاران سال گذشته ،گزارش هاي تاريخي ،نظريات فلاسفه وشاعران داستان ها وافسانه هاگواه بر اين مطلب است که انسان داراي اين نياز است که خودش را خوب بداند وتمام کارکرد هايش را اخلاقي ومنطقي جلوه دهد .استانگ اظهار مي دارد در طول صد سال گذشته نيز بسياري از روان شناسان اين نظريه را پذيرفته اند که انسان داراي نياز به عزت نفس است.فرنچ از عزت نفس به عنوان سپري دربرابر اضطراب نام مي برد (دادستان 1368).
باورها وگفته هايي مثل”من موفق هستم “يا”من شکست خورده ام “عزت نفس فرد رانشان مي دهد که از عوامل مهم در تعيين رفتارها ي آينده مي باشند مثلا ًاگر خودمان را به عنوان فردي شکست خورده ببينيم انتظار شکست خواهيم داشت .حال بايد گفت اين عزت نفس چيست که اين گونه مورد تاکيد وتوجه مي باشد شايد به زبان ساده بتوان گفت عزت نفس عبارت است ازاحساس ارزشمندي از توانايي ها ي خود(کوپراسميت ) که اين احساس در افراد مختلف يکسان نيست اينکه افراد درباره خود چگونه فکر مي کنند .آيا خود را باهوش يا کودن مي دانندآيا خود را محبوب يا منفور ديگران مي بينند آيا از خودشان خوششان مي آيد اين برداشتها در مجموع باعث مي شود که فرد نسبت به خوداحساس خوشايند ،ناخوشايند وبي کفايتي کند (شاملو سعيد 1368)(بهداشت رواني).
براساس مکتب روان پويايي عزت نفس افراد اين گونه شکل مي‌گيرد:
نوزاد پس از تولد به طور فزاينده از وابستگي و ناتواني خود و نياز به بزرگسالان آگاه مي‌شود. اگر نوزاد در خانواده‌اي متولد شود که آن خانواده پذيرنده‌ي او باشند و مورد محبت و نوازش و علاقه‌ي والدين قرار گيرد در طي رشد و تکامل خود احساس ارزشمندي مي‌کند و والدين را به عنوان موضوعات خوب، دروني مي‌سازد که اين خود بر عزت نفس او تاثير مي‌گذارد و باعث مي‌شود فرد در طول زندگي خود از عزت نفس بالايي برخوردار باشد ولي اگر نوزاد در خانواده‌اي متولد شود که مورد پذيرش و نوازش قرار نگيرد از همان ابتدا دچار احساس فقدان ارزشمندي مي‌شود و اين در طي فرايند رشد روان به گونه‌هاي مختلف بر رفتار فرد اثر مي‌گذارد و عزت نفس فرد پايين مي‌آيد. (استور 1979 به نقل از مهدي دلفي موسوي 1380 بررسي تاثير آموزش ابراز وجود بر متغيرهاي عزت نفس، اضطراب اجتماعي بر دانشجويان پسر مقطع اول دبيرستان‌هاي نظام جديد شهرستان اهواز. طرح پژوهشي ) در نحوه شکل گيري عزت نفس کيفيت روابط در کودکي اهميت اساسي دارد زيرا در اين زمان است که بذرهاي عزت نفس کاشته مي‌شود. که مادر يا (جانشين مادر) از اين لحاظ نقش محوري ايفا مي‌کند. اگر رابطه مادر- فرزند سالم باشد (يعني کودک احساس کند که مادرش قادر است به احساسات و نيازهاي او به سرعت و به طور مؤثر واکنش نشان دهد و آنها را درک کند)، کودک خواهد توانست، در مورد خود و توانايي برقراري روابط شخصي صميمي‌در بزرگسالي، احساس مثبت داشته باشد که عکس اين موضوع نيز، در صورت ضعيف بودن رابط? مادر فرزند مي‌تواند صادق باشد. شکست در ايجاد، دلبستگي عاطفي به مادر مي‌تواند به اضطراب دايمي‌ناشي از بي توجهي يا طرد منجر شود در کل با توجه به يافته هاي گوناگون در زمينه پرخاشگري و عزت نفس وبا توجه به شرايط اجتماعي واقتصادي وفرهنگي هر جامعه مي بايست عوامل بروز رفتار پرخاشگرانه را مورد بررسي قرار داده واين تحقيق هم بر آن است به بررسي عوامل و شرايط بروز پرخاشگري و مقايسه آن با عزت نفس در بين دانشجويان دختر و پسر دانشگاه پيام نور اقدام عملي و علمي را در راستاي بررسي سلامت رواني اين نمونه مذکور به عمل آورد .
ضرورت و اهميت تحقيق:
اکثر آمارهاي مختلف نشان داده اند که پيامد هاي بيشتر جرايم مانند دزدي ،جيب بري يا آسيب رساندن به اموال ديگري بالنسبه جزئي و پيش پا افتاده اند و با آنکه قربانيان اين جرايم کوچک نيز عوارض نامطلوبي را تجربه مي کنند اما بسياري از آنها به تعامل خود با گذشت زمان دست ميابند (هالين 1996)اما اين جرايم و رفتارهاي پرخاشگرانه ممکن است زندگي بعضي از افرادرا به خطر اندازد و حتي مرگ را در پي داشته باشد همچنين پژوهش هادر مورد نياز به همساني پيش بيني پذيري “خود”که افراد داراي عزت نفس ضعيف در تلاش براي حفظ ديدگاه هايي نسبت به خود باز خورد ديگران را بيشتر منفي فرض مي کنند و احتمال دارد اعمال ديگران را حتي زماني که عمدي نيست حمله به خود بدانند و چون از لحاظ هيجاني اين افراد مايلند نسبت به خود باور مناسبي داشته باشند و ديگران هم را وادار به چنين باوري کنند در برابر افراد حالت تدافعي گرفته وشد يداً دچار خشم و پرخاشگري نا به جا مي شوند با ايجاد عزت نفس در افراد مي توان عوامل پرخاشگري را کاهش داد و دليل عمده ايجاد عزت نفس را بايد در رابطه‌ي فرد با جامعه او به خصوص در دوران پراهميت کودکي و نوجواني جست و جو کرد و اين رابطه را مي‌توان به چند نوع بيان کرد:
واکنش ديگران: مهم ترين منشأ پديدآمدن عزت نفس، رفتار واکنش ديگران نسبت به فرد (به خصوص کودک) است. اين را نظريه “آينه خودنما” مي‌نامند. يعني فرد براي ديدن خود به واکنش‌هاي ديگران توجه کرده، تصوير خود را در آن واکنش‌ها مي‌بيند. اگر والدين به کودک بگويند باهوش است و يا قابل اطمينان نيست، اين نوع مفاهيم قسمتي از خودپنداره يا هويت کودک مي‌گردد.
همانندسازي با الگوها: کودک با بعضي افراد مهم زندگي خود مثل والدين، معلمان همانندسازي مي‌کند و آنان را به عنوان الگوي رفتار خود انتخاب مي‌کند و ميل دارد شبيه آنان شود که اين همانندسازي در ذهن کودک انجام مي‌شود بر روي عزت نفس تأثير مي‌گذارد.
نياز به احساس ارزش و عزت نفس: همراه با زيستن در شرايط اجتماعي، نياز به احساس ارزشمندي به نحو سالم و متعادل آن در انسان به وجود مي‌آيد که در سلامت و تعادل رواني فرد ضروري است ولي اگر به اين نياز خللي وارد شود احساس حقارت و يا خودبزرگ بيني در فرد ايجاد مي‌شود و عزت نفس شخص پايين مي‌آيد (بيابانگرد 1373 به نقل از هرمزي نژاد 1380).
افکار هم مي‌تواند نقش بسيار مهمي‌در چگونگي ادراک و احساسات ما و علل پيدايش عزت نفس داشته باشد.
مثلاً فرض مي‌کنيم شخصي در آينه به خودش نگاه مي‌کند و مي‌گويد: “چه هيکل بدي پيدا کرده ام” اين فکر مي‌تواند بر عزت نفس او اثر منفي بگذارد اما اگر در آينه نگاه کند و فکر کند به نظر مي‌رسد مدل موهايم خيلي خوب شده است اثر آن روي عزت نفس کاملاً برعکس خواهد بود. در اين دو مورد تصوير فرد در آينه همان است، تنها افکار فرق کرده‌اند پس اگر شرايط خارجي تعيين کننده عزت نفسش باشند آن گاه کافي است شخص شرايط خود را بهبود بخشد تا عزت نفس افزايش يابد (ماتيومک کي، پاتريک فنينگ، 1997 به نقل از مهرناز شهرآراي، 1386) .
همه‌ي افراد، صرف نظر از سن، جنسيت، زمينه فرهنگي، جمعيت و نوع کاري که در زندگي دارند، نيازمند عزت نفس هستند عزت نفس بر همه‌ي سطوح زندگي اثر مي‌گذارد. بررسي‌هاي گوناگون روان شناختي حاکي از آن است که چنانچه نياز به عزت نفس ارضا نشود، نيازهاي گسترده‌تر نظير نياز به آفريدن، پيشرفت و يا درک استعداد بالقوه، محدود مي‌ماند. ولي زماني که کسي کارش را تحسين کند يا وقتي مي‌داند که طرحي را به بهترين نحو به پايان رسانده احساس خوبي نسبت به خود دارد و با اطمينان با مشکلات و مسئوليتهاي زندگي مواجه مي‌شود و از عهده آنان بر مي‌آيد (هريس کلمز و امينه کلارک 1929 به نقل از پروين عليپور 1375).
بنابراين در اين تحقيق سعي داريم به بررسي رابطه ومقايسه پرخاشگري و عزت نفس دربين دانشجويان بپردازيم .
اهداف تحقيق :
هدف کلي (( شناخت رابطه پرخاشگري با عزت نفس در بين دانشجويان پسرودختردانشگاه پيام نورمرکزملايردرسال تحصيلي 93-92))
بيان فرضيه :
1- بين پرخاشگري وعزت نفس دانشجويان رابطه وجود دارد .
2ـ پرخاشگري پسران بيشتر از دختران است.
3 ـ عزت نفس پسران بيشتر از دختران است.
تعريف اصطلاحات:
تعريف مفهومي پرخاشگري
پرخاشگري: رفتار زورمندي کلامي يا غير کلامي که معمولاً بر عليه ديگري است (هارولد کاپلان)
رفتاري که هدف آن آسيب رساندن به يک فردديگر است .(اتکينسون وارنست هيلگارد)
علل وعوامل ايجاد پرخاشگري :
عوامل خانوادگي : منظور رفتار والدين ،کم توجهي اعضا خانواده نسبت به هم يا توجه هاي افراطي وتکاليف ارائه شده مي باشد .
عوامل بيروني ومحيطي :
از قبيل تشويق رفتار پرخاشگرانه -الگوي پرخاشگري در سطح جامعه ورسانه ها تکاليف مسئوليت هاي اجتماعي مي باشد .
تعريف سنجشي پرخاشگري :
در اين تحقيق از پرسشنامه پرخاشگري (AGQ)استفاده شده است و کسي که از اين پرسشنامه نمره بالاي مي گيرد فرد پرخاشگري تلقي خواهد شد.
تعريف مفهومي عزت نفس :
ارزشي است که اطلاعات درون خود پنداره برا ي فرد دارد واز اعتقادات فرد در مورد تمام صفات وويژگي هايي که دراوست ناشي ميشود (کوپر اسميت 1975).
درجه تصويب ،تاييد وپذيرش وارزشمندي که شخص نسبت به خود احساس مي کند که از اختلاف ميان تصوير از خود يا پنداره “ديد عيني از خود “وخود ايده آل((آرزوهاي فرد يا آنچه مي خواهد به آن برسد ناشي مي شود (گنجي 1381).
تعريف سنجشي عزت نفس :عزت نفس در اين پژوهش نمره اي است كه از تست كوپراسميت بدست مي آيد.
متغير مستقل: عزت نفس
متغير وابسته : پرخاشگري
فصل دوم
ادبيات وپيشينه تحقيق
مقــدمـه
پرخاشگري1 : آنچه اين روزها در جامعه ماودر سطحي وسيع تر در جوامع ديگر ديده مي شود افزايش روز به روز خشونت هاي فردي ،خانوادگي واجتماعي است خشونت مي تواند آشکار ونا فرهيخته وخود انگيخته باشد مانند کتک کاري هاي عابر با راننده در خيابان که تا لحظاتي قبل همديگررا نمي شناخته وقصد خاصي نداشته ودر اثر يک خشم آني دست به اين کار زده اند .در شراي

دسته بندی : No category

دیدگاهتان را بنویسید