دانلود پایان نامه

ان – امریکا در حقوق بین‌الملل 79
(ب) پیمان استراتژیک و امنیتی افغانستان – آمریکا و انواع پیمان‌های امنیتی 85
گفتار دوم: جایگاه پیمان‌های استراتژیک و امنیتی از منظر حقوق اساسی افغانستان و آمریکا 87
(الف) حقوق افغانستان 87
(ب) حقوق آمریکا 91
مبحث دوم: تعارض پیمان‌های استراتژیک و امنیتی با قوانین داخلی و تعهدات بین‌المللی افغانستان 94
گفتار اول: قوانین داخلی افغانستان 94
گفتار دوم: تعهدات بین‌المللی افغانستان 97
نتیجه‌گیری 103

فصل سوم: تعهدات متقابل افغانستان و آمریکا در چارچوب پیمانهای استراتژیک و امنیتی افغانستان و آمریکا
مقدمه 106
مبحث اول: تعهدات آمریکا به افغانستان 107
گفتار اول: تعهدات اقتصادی 107
گفتار دوم: تعهدات سیاسی 115
گفتار سوم: تعهدات امنیتی 117
عنوان صفحه

مبحث دوم: تعهدات افغانستان به آمریکا 123
گفتار اول: اجازه تأسیس پایگاه نظامی 123
گفتار دوم: مصونیت قضایی نیروهای آمریکا در افغانستان 130
گفتار سوم: مزایا و مصونیت های مالی 135
نتیجه‌گیری 141

فصل چهارم: تأثیرات حقوقی پیمانهای استراتژیک و امنیتی افغانستان و آمریکا بر روابط افغانستان با کشورهای همسایه آن
مقدمه 144
مبحث اول: کشورهای ایران و پاکستان 146
گفتار اول: جمهوری اسلامی ایران 146
گفتار دوم: جمهوری اسلامی پاکستان 150

مبحث دوم: چین و روسیه و سایر کشورها 155
گفتار اول: جمهوری خلق چین 155
گفتار دوم: روسیه و سایر کشورهای آسیای میانه 158
نتیجه‌گیری 162

نتیجه‌گیری نهایی 164

فهرست منابع
1. منابع فارسی 168
2. منابع لاتین 179

مقدمه

پیش از حمله شوروی به افغانستان، آمریکا توجه چندانی به این کشور نداشت و حضور آمریکا در افغانستان به اجرای طرح‌های اقتصادی خلاصه می‌شد و ازنظر سیاسی، جایگاهی خاصی در سیاست خارجی خود برای افغانستان و تحولات آن قائل نبود. میزان توجه آن کشور به افغانستان در حد جلوگیری از نفوذ شوروی به افغانستان بوده و به‌طورمعمول به خواست‌ها و تقاضاهای کمک به افغانستان توجهی نمی‌کرد.
آمریکا پس از تجاوز شوروی سابق در (27 دسامبر 1979) به افغانستان احساس خطر کرد و سیاست خود را در قبال افغانستان تغییر داد، به حمایت از مجاهدین پرداخت و با محکوم کردن تجاوز شوروی، خواستار خروج آن کشور از افغانستان گردید. در دوران جهاد مردم افغانستان از طریق پاکستان به حمایت مالی و تسلیحاتی از گروه‌های مسلح مجاهدین مقیم پاکستان اقدام نمود و در پی سقوط رژیم کمونیستی کابل و اتحاد جماهیر شوروی برآمد. آمریکا از تجاوز شوروی به‌عنوان خطر توسعه کمونیسم بهره‌برداری کرده و برای ضربه زدن به دولت مسکو از مجاهدین حمایت نسبی نمود. آمریکا برای آسیب رساندن به اتحاد جماهیر شوروی و تضعیف آن و پیشبرد اهداف و سیاست‌های خود، از مجاهدین حمایت کرد. پس از پیروزی مجاهدین و شکست شوروی، آمریکا به اهداف خود رسید و مردم افغانستان را تنها گذاشت. در قبال جنگ‌های داخلی افغانستان در ظاهر سیاست بی‌طرفی در پیش گرفت و در خفا با حمایت از گروه‌های خاصی توسط پاکستان تفرقه‌افکنی می‌کرد. حادثه یازده سپتامبر (2001) افغانستان را در کانون توجهات سیاست خارجی کشورها ازجمله آمریکا قرارداد. بعد از حمله یازدهم سپتامبر و در پی عدم توجه طالبان به (اتمامِ‌حجت ) ایالات‌متحده آمریکا مبنی بر تحویل اسامه بن‌لادن و سایر سران القاعده به آن کشور، دولت آمریکا بدون توجه به گزینه‌های دیگر و یا مراجعه به سازمان‌های بین‌المللی به‌منظور حل‌وفصل موضوع، با استناد به قطعنامه‌های 1368 و 1373 شورای امنیت سازمان ملل متحد، تهاجم گسترده نظامی را همراه با نیروهای نظامی 11 کشور (عمدتاً عضو ناتو) به افغانستان آغاز نمود که نتیجه آن شکست حکومت طالبان در افغانستان بود.

بعد از سقوط طالبان در پاییز سال 1380 اجلاس «بن» در شهر بن آلمان با حضور نیروهای سیاسی و نظامی افغان، نمایندگان سازمان ملل متحد، آمریکا و جامعه جهانی برای تعیین دولت جانشین طالبان تشکیل یافت. برآیند این نشست امضای یک موافقت‌نامه، تحت عنوان موافقت‌نامه «بن» در مورد افغانستان بود. این موافقت‌نامه در پنج بخش و دو ضمیمه ترتیب یافته و روند سه مرحله‌ای برای استقرار دولت جدید در افغانستان پیش‌بینی می‌کرد. ضمیمه اول این موافقت‌نامه موضوع تأمین امنیت افغانستان در دوران موقت و انتقالی را در برداشت که بر اساس آن تا زمان تشکیل نیروهای نظامی افغانستان (ارتش ملی، پلیس ملی)، نیروهایی از طرف سازمان ملل متحد مسئولیت حفظ صلح و تأمین امنیت را بر عهده گیرند. با موافقت سازمان ملل متحد مسئولیت تأمین امنیت در افغانستان به نیروهایی متشکل از اعضای سازمان ملل متحد بنام (آیساف ) که اکثراً عضو (ناتو ) بودند، سپرده شد. این نیروها، به‌صورت دوره شش‌ماهه از سوی یکی از کشورهای عضو رهبری می‌شد. در سال (2003) با درخواست سازمان ملل متحد و دولت افغانستان از ناتو، موافقت اعضای پیمان آتلانتیک شمالی در «11» اوت همین سال رهبری این نیروها به سازمان ناتو واگذار گردید. آمریکا به‌عنوان عضو ناتو، مدعی پیشگام بودن در مبارزه با تروریسم و یگانه کشوری که هدف مستقیم حمله تروریستی یازده سپتامبر قرارگرفته بود، نقش عمده‌ای را در تحولات افغانستان داشته و حضور پررنگ نظامی در افغانستان دارد. مبنای حقوقی حضور نظامیان خارجی به‌ویژه آمریکا در افغانستان را تفاهم‌نامه منعقده میان اداره موقت افغانستان و دولت آمریکا در سال 2003 و قطعنامه‌های شورای امنیت سازمان ملل متحد تشکیل می‌دهند که هرسال به‌صورت مداوم حضور این نیروها با موافقت دولت افغانستان تمدید می‌شود. در نشست سال 2010 سران ناتو در (لیسبون) تصمیم گرفتند، مأموریت ناتو در افغانستان تا پایان سال 2014 خاتمه یابد. بر این اساس می‌بایست نیروهای این سازمان و نظامیان آمریکایی افغانستان را به‌طور کامل ترک نمایند و مسئولیت تأمین امینت را به دولت و ارتش ملی افغانستان واگذار کنند. دولت افغانستان در 13 اردیبهشت 1391 مطابق (2 می 2012) اقدام به امضای پیمان راهبردی (استراتژیک ) با آمریکا نمود. پیمان راهبردی عالی‌ترین نوع قرارداد میان دولت‌های عضو جامعه جهانی محسوب شده و زمینه را برای بهبود مناسبات دولت‌ها در عرصه‌های سیاسی، اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی و دفاعی فراهم می‌نماید. این پیمان دارای یک دیباچه و هشت بخش است. هدف از امضای آن تحکیم صلح، حفظ و تقویت ارزش‌های دمکراتیک، تقویت نهادهای دولتی، حمایت از توسعه درازمدت اقتصادی و اجتماعی، تشویق همکاری‌های منطقه‌ای، امنیت و ثبات پایدار در افغانستان خوانده‌شده است. بخش سوم این پیمان دارای «9» ماده است. این بخش درزمینهای همکاری‌های امنیتی میان دو کشور، بیان نموده تا پیمان دیگری را بدین منظور تا پایان سال 2013 به امضا برسانند. به تعقیب همین توافق متن پیش‌نویس (پیمان امنیتی ) افغانستان- آمریکا بعد از بحث و بررسی توسط هیئت مشترک طرفین در قالب یک مقدمه، 26 ماده و دو ضمیمه (الف و ب) تنظیم و در اختیار دولت افغانستان به‌منظور تصمیم‌گیری نهایی سپرده شد. دولت افغانستان نیز با تأسیس «لوی جرگه » مشورتی، متشکل از نمایندگان مردم در مجلس، اعضای کابینه، دادستانی کل و رؤسای شورای استان‌ها و شهرستان‌ها در (آذر1392) نمود. این جرگه بعد از بحث و بررسی سه‌روزه با صدور اعلامیه‌ای موافقت خود را به امضای این پیمان امنیتی میان افغانستان و آمریکا اعلام نمودند. این پیمان بعد از اعلام نتایج انتخابات ریاست جمهوری به‌طور رسمی از سوی دولت افغانستان در 30 سپتامبر 2014 میلادی، امضا شد.
بر اساس این پیمان امنیتی هشت تا دوازده هزار نیروی نظامی آمریکا بعد از سال 2014 تا پایان سال 2024 میلادی در افغانستان حضور خواهند داشت. این پیمان به آمریکا اجازه استقرار پایگاه‌های نظامی در خاک افغانستان در مناطق مندرجه ضمیمه الف را می‌دهد. همچنان اعطایی مصونیت قضایی برای نیروهای آمریکا و قراردادیهای آن‌ها در افغانستان را پیش‌بینی می‌کند. بر اساس این دو پیمان تمامی تجهیزات نیروهای نظامی آمریکا تا پایان سال 2024 میلادی، از هر نوع عوارض و گمرکات معاف بوده، به آن‌ها اجازه استفاده از تجهیزات مخابراتی، پایگاه‌های خبری نیز داده‌شده است. این پیمان‌ها به دولت افغانستان صلاحیت بازدید و نظارت از این پایگاه‌ها را داده‌ ولی چنین کاری منوط به اعلان قبلی از سوی دولت افغانستان و موافقت دولت آمریکا است. در مقابل دولت آمریکا متعهد شده تا از افغانستان در مقابل تجاوز خارجی و داخلی حمایت نماید. درزمینه آموزش و تجهیز نیروهای امنیتی افغانستان همکاری نموده و سالانه مبالغی را بدین منظور به افغانستان کمک نماید. آمریکا متعهد شده که هیچ نوع سلاح‌های بیولوژیکی، شیمیایی یا هستهای و سایر مواد دارای ماهیت خطرناک را در این پایگاه‌ها نگهداری نکند. دولت آمریکا امروزه در بسیاری از کشورها دارای پایگاه نظامی است. اکثراً حضور نظامی این کشور در سرزمین کشورهای دیگر منجر به نقض حاکمیت، استقلال، ارتکاب جرائم از سوی سربازان آمریکایی و بی‌ثباتی در آن کشورها گردیده است. تجربه حضور نظامیان آمریکا در «ژاپن» و «فیلیپین» کره جنوبی دلیل خوبی بر این ادعا است. دولت افغانستان هدف از انعقاد این دو پیمان (استراتژیک و امنیتی) را بر
قراری ثبات و امنیت، تقویت همکاری‌ به‌منظور رشد و توسعه اقتصادی درازمدت افغانستان بیان میکند. در مقدمه هردو پیمان (استراتژیک و امنیتی) و قطعنامه صادره از سوی لوی جرگه مشورتی مبنی بر انعقاد این پیمان‌ها نیز به این موضوع تأکید شده است. درحالی‌که در این پیمان‌ها (استراتژیک و امنیتی) تعهدات آمریکا در برآورده ساختن این خواسته‌های دولت افغانستان در قالب الفاظ مبهم، نامشخص و چندپهلو بیان‌شده‌اند.


برای دانلود متن کامل پایان نامه ، مقاله ، تحقیق ، پروژه ، پروپوزال ،سمینار مقطع کارشناسی ، ارشد و دکتری در موضوعات مختلف با فرمت ورد می توانید به سایت  40y.ir  مراجعه نمایید
رشته حقوق همه گرایش ها : عمومی ، جزا و جرم شناسی ، بین الملل،خصوصی…

در این سایت مجموعه بسیار بزرگی از مقالات و پایان نامه ها درج شده که قسمتی از آنها به صورت رایگان و بقیه برای فروش و دانلود درج شده اند

(الف) سابقه علمی
بحث روی ابعاد حقوقی پیمان‌های منعقده میان آمریکا و افغانستان یک موضوع بدیع و جدید است، به دلیل جدید بودن این پیمان‌ها که مدت‌زمان اندکی از انعقاد آن‌ها می‌گذرند و نیز نزدیک شدن انعقاد آن‌ها با مسئله انتخابات ریاست جمهوری افغانستان، نسبت به این مهم تغافل صورت پذیرفته و توجه چندانی بدان نشده است. مقالات و آثار نوشته‌شده در این مورد، توسط نویسندگان داخلی یا خارجی کمتر به ابعاد حقوقی موضوع پرداختند. بیشتر این نوشته‌ها جنبه‌های سیاسی– امنیتی موضوع را به بحث گرفته‌اند. بعضی از اندیشمندان حقوقی افغانستان در قالب گفتگوهای خبری دیدگاه‌های خود را پیرامون موضوع بیان نموده‌اند؛ که در این میان گفتگوی آقای صادق باقری استاد دانشگاه کابل با شبکه «فارسی بی‌بی‌سی » را میتوان نام برد. در این گفتگو آقای باقری به بررسی نقاط قوت و ضعف این پیمان‌ها از منظر حقوق بین‌الملل و منافع ملی افغانستان پرداخته، هرچند آقای باقری معتقد است که این پیمان‌ها از منظر حقوق بین‌الملل درست تنظیم‌شده، حفظ حاکمیت و استقلال کشور از سوی طرفین در آن تعهد شده و مفهوم تجاوز نیز با تعریف که سازمان ملل متحد در قطعنامه 3314 دسامبر 1974 آن را بیان نموده انطباق دارد؛ اما کلمات و مفاهیم به‌کاررفته در متن آن، به‌ویژه در تبیین تعهدات آمریکا به افغانستان، چندپهلو و نامشخص است.
مقاله بعدی نیز توسط آقایان رهبر طالعی حور و عبدالرضا باقری تحت عنوان پیمان راهبردی افغانستان-آمریکا و امنیت جمهوری اسلامی ایران تحریر یافته که در فصلنامه راهبردی دفاعی شماره 41 بهار 1392 به چاپ رسیده است. طالعی حور و باقری در این مقاله ضمن بررسی کلی پیمان استراتژیک، تأثیرات آن را بر امنیت ملی جمهوری اسلامی ایران درزمینه‌های اقتصادی، فرهنگی، سیاسی و نظامی برشمرده، فرصت‌ها و چالش‌های فرا روی ایران را در این خصوص بیان می‌دارند.
هفته‌نامه مستقل بخوان نیز شماره ویژهی تحت عنوان (نگاه استراتژیک به پیمان استراتژیک) در 24 سنبله 1390 به نشر رسانده است؛ که دربرگیرنده‌ی هجده مقاله تحلیلی و تحقیقی پیرامون این دو پیمان و به‌ویژه پیمان استراتژیک توسط نویسندگان داخلی افغانستان است. اولین نوشته تحلیلی در این مورد مربوط به سید زکریا راحل مدیرمسئول مجله‌ای «نامهی هفتگی بخوان» است که تحت عنوان یازدهم سپتامبر آغاز استراتژیک یک پیمان نوشته‌شده است. آقای راحل در این مقاله انعقاد این پیمان را بخشی از استراتژی بلندمدت آمریکا برای حضور نظامی در سرزمین مهم ژئوپلیتیک افغانستان، به‌منظور کنترل قدرت‌های رقیب خودش در منطقه ازجمله ایران، چین و روسیه دانسته، بدین باور است که امضای پیمان نه‌تنها افغانستان را به امنیت نمیرساند، بلکه تبدیل به میدان نبرد قدرت‌های رقیب منطقه‌ای و فرا منطقهای خواهد کرد. آقای راحل معتقد است که این پیمان در داخل نیز حمایت مردمی را نداشته، بلکه موردحمایت افراد خاص در درون دولت است که به دلایل مختلف موجودیتشان را وابسته به این پیمان می‌دانند. مقاله دوم نیز توسط علی راحل تحت عنوان نگاه استراتژیک به پیمان استراتژیک تحریر یافته است. نویسنده ضمن روشن نبودن مفهوم استراتژیک در ادبیات سیاسی، معتقد است که این پیمان در راستایی اهداف آمریکا به‌منظور قانونیت بخشیدن به حضور درازمدت این کشور در افغانستان و کاهش فشار داخلی و خارجی بر این کشور است. آمریکا با استفاده از تجارب شوروی سابق در افغانستان و حضورش در عراق، با بستن این پیمان‌ها ازیک‌طرف بار سنگین هزینه جنگ در افغانستان را کاهش داده و از سوی نیز موجودیتش را در مقابل فشار داخلی افغانستان قانونی جلوه می‌دهد. آمریکا حضور در افغانستان را یک عمق استراتژیکش می‌داند و خواستار تداوم ای حضوراست؛ بنابراین تداوم این حضور را درگرو قانونیت بخشیدن آن، با امضای این پیمان‌ها می‌داند. علی راحل نگرش دولت افغانستان از بستن این پیمان‌ها را فرار مقامات از فشارهای می‌داند که از سوی مردم به آن‌ها به‌عنوان دست‌نشاندگان آمریکا و قدرت‌های بزرگ، به آن‌ها نسبت داده میشود.
مقاله دیگر توسط حسینی مدنی تحت عنوان خودکشی از ترس مرگ است. حسنی مدنی به این باور است که دولت افغانستان، ترس از مداخلات و تجاوزهای همسایگان اتمی و نیمه اتمی، قدرت گیری دوباره طالبان و جنگ داخلی را از ضرورت‌های امضای این پیمان‌ها عنوان می‌کند، درحالی‌که این پیمان‌ها نه‌تنها باعث کاهش ترس نشده بلکه افغانستان را به میدان نبرد اطلاعاتی و نیابتی مبدل خواهد کرد. مدنی ضمن برشماری و مقایسه نقاط مثبت و منفی این پیمان‌ها، می‌نویسد که امضای این پیمان‌ها هیچ سودی برای افغانستان در ابعاد سیاسی، نظامی و اقتصادی ندارد؛ زیرا تجربه دوازده‌ساله حضور آمریکا نشان‌دهنده آن است که حکومت دست‌نشانده و فرمان‌بردار، امنیت شکننده و قوای نظامی وابسته، اقتصاد ضعیف، تأمین‌کننده حضور درازمدت آمریکا در افغانستان است؛ بنابراین آمریکا با امضای این پیمان‌ها هرگز برای بهبودی اوضاع در افغانستان تلاش نخواهد کرد، بلکه درصدد تأمین منافع خود خواهد بود این ویژه‌نامه مقالات دیگر نیز نشر نموده است که اهمیت زیادی ندارند.
مقالاتی تحلیلی و تحقیقی به زبان لاتین نیز در این مورد به نشر رسیده که به‌طور خلاصه به چند نمونه آن اشاره می‌شود. عبدالقادر مهمند در (Military & foreign affair journal) مقاله‌ای تحت عنوان: (Results of a Signed Bilateral Security Agreem
ent for Afghanistan) به نشر رسانده که به آدرس ذیل
)http://www.veteranstoday.com/2013/10/17 (
قابل دریافت است. آقای مهمند در این مقاله ابتدا به بررسی مشروعیت حمله آمریکا پرداخته و آن را در چارچوب حقوق بین‌الملل غیرقانونی و نامشروع می‌داند. آقای مهمند بدین


دیدگاهتان را بنویسید