2-2-3- هيدروژئولوژي
جلگه تبريز به شكل مثلثي از شرق به غرب گسترش يافته است. شيب عمومي آن از ارتفاعات، به جانب دشت و مجور آجي چاي و در انتها به سمت غرب و اراضي پست حاشيه درياچه اروميه مي‌باشد. مهمترين رودخانه شهر قوري چاي است كه پس از گذر از ميان شهر و در غرب تبريز به رودخانه آجي چاي مي‌پيوندد. رودخانه باغميشه چاي و بارنج چاي در جنوب اين منطقه كه حاصل زهكشي از دامنه كوه‌هاي سهند مي‌باشد، در پايين دست حوالي ميدان آذربايجان، به رودخانه آجي چاي مي‌پيوندد (شركت مهندسي الموت، 1384)
حد جنوبي البرز گسل تبريزاست.(فريدي و خدابنده،1387)
مرز زون هاي ساختاري تبريز ،ساوه و مجموعه ماگمايي البرز را گسل تبريز تعريفمي كند.به گفته ديگر اين مرز منطبق بر زمين درز برخورد كمان-كمان نئوتتيس است.(1991،(Alavi
دامنه شمالي كوه سهند متعلق به كمربند تبريز-ساوه است كه در بخش جنوبي اين منطقه قرار دارد و در جنوب گسل تبريز واقع شده است.زون برخوردي يا شده توسط طبقات سرخ قاره اي ميرسن پوشيده شده است و در دره هاي عميق آجي چاي و سيد آباد چاي اسكندر،شواهدي از مجموعه اقيانوسي آب داكت شده رخنمون دارد.اين زمين درز در ادامه حركات تكتونيكي القا شده از سوي پليت عرب،امروزه نيز فعال بوده و جبران كننده بخش مهمي از دگر ريختي هاي منطقه آذربايجان مي باشد(فريدي و خدابندده،1387)
بر اساس خصوصيات تكتونيكي و رسوبي شناسي،ايران به چند زون زمين شناسي تقسيم مي شود.مناطق واقع در هر زون حوادث طبيعي يكساني را از نظر تكتو نيكي و رسوب گذاري پشت سر گذاشته اند(شکل1-2)يكي از اين تقسيم بندي ها را نشان مي دهد.طبق اين تقسيم بندي،منطقه مورد مطالعه در زون البرز،آذربايجان قرار مي گيرد.از جمله وقايع تاثير گذار اين زون،فازهاي تكتو نيكي پيرنه و پاسارنين بوده كه در شكل گيري محدوده مورد مطالعه موثر بوده اند(درويش زاده،1370)
شکل(1-2):واحدهاي زمين ساختي ورسوبي(بربريان وکينگ 1981)
2-2-4-ژئومورفولوژي
شهر تاريخي تبريز مركز استان آذربايجان شرقي است،ميانگين ارتفاع اين شهر از سطح درياي آزاد 1340 متر است،شهر از شمال با رشته كوههاي شرقي- و غربي عون ابن علي با بلندي 1910 متر مرتفع ترين بخش اين محدوده است و بخش جنوب باختري با ارتفاع 1450 متر پست ترين محدوده اين منطقه را پوشش داده است اين منطقه با رسوبات آبرفتي سفت شده و كنگلو مرا محصور شده و در ادامه آنها ارتفاعات مربوط به آتشفشان سهند قرار دارد.ارتفاع شرقي- غربي مذكور باعث شده تا تبريز به صورت دشتي كشيده با امتداد شرقي- غربي در آيد و اختلاف ارتفاع در اغلب نقاط رودخانه آجي چاي كه از شرق و جنوب شرق شهرستان سراب سرچشمه مي گيرد،پس از طي مسافت زيادي از شمال و شمال غرب شهرستان تبريز گذشته و نهايتاً به درياچه اروميه مي ريزد.آب اين رود به علت گذر از رسوبات تبخيري ميوسن،مقدار قابل توجهي از نمك هاي محلول را با خود به درياچه ي اروميه مي ريزد.رودهاي كوچك ديگري نيز از شمال غرب به اين رودخانه مي پيوندد مهرانه رود كه از منطقه شرق و جنوب شرق تبريز سرچشمه مي گيرد،پس از گذر از ميان شهر،در غرب تبريز به رودخانه ي آجي چاي مي پيوندد.بطور كلي شهر تبريز قسمتي از حوزه آبريز رودخانه آجي چاي است(سازمان زمين شناسي و اكتشافات معدني كشور 1377)
2-3- جايگاه منطقه مورد مطالعه در ساختار زمين شناسي ايران
درباره جايگاه زمين شناسي ايران از ديرباز بحث هاي متنوع و متفاوتي ابراز شده است و هركدام از نظرات با دلايل و استدلال هايي همراه است كه به اين سادگي نمي توان نظر قطعي در اين زمينه بيان نمود،آنچه مي توان در اين بحث جهت بيان چشم اندازي از واقعيات زمين شناسي و لرزه زمين ساخت ايران ابراز نمود،اين واقعيت است كه سرزمين ايران در بخش مياني كوه زايي آلپ و هيماليا قرار دارد.پيو.سته ايران را مجموعه اي از خرد قاره هاي (micro-plates)به هم پيوسته مي دانند.(آقانباتي1383)
بيرون زدگي واحد هاي سنگي پيوسته در زمين شناسي ايران،بيشتر از سنگ هاي پوسته قاره اي است به گونه اي كه بخش اعظم پوسته از نوع قاره اي است و از حدود 20 ميليون سال پيش تا كنون در يك رژيم زمين ساختي قاري،ستبرشدگي و كوتاه شدگي بر آن تحميل شده است جدا از پوسته اقيانوسي درجا (بستر درياي عمان و خزر)مجموعه افيوميت هاي موجود در امتداد پاره اي از گسل هاي عمده ايران نيز نوعي پيوسته اقيانوسي نابرجا (allo chton) هستند كه به دليل بسته شدن اشتقاق هاي درون قاره اي به روي پوسته قاره اي رانده شده اند و رخنمون آنها محل تقريبي مرز قاره هاي كهن را ترسيم مي كند(آقانباتي1383)
پهنه ساختاري و رسوبي البرز در راستاي خاوري- باختري در شمال ايران از آذربايجان تا خراسان امتداد دارد.تقسيم بندي هاي متفاوتي توسط محققين مختلف در رابط با جايگاه زمين شناسي ايران ارائه شده است.از نگاه زمين شناختي،مرز شمالي البرز محدود به زمين درزتتيس كهن است كه از برخوردار سنگ كره (Lithosphere)قاره اي البرز با سنگ كره توران،در ترياس پسين بوجود آمده است؛كه در بيشتر مناطق محل زمين درز با ورق هاي رانده شده از شمال به جنوب پوشيده شده است. (فريدي،خدابنده1387)
2-4-چينه شناسي منطقه مورد مطالعه
قديمي ترين واحد چينه شناسي در منطقه مورد مطالعه متعلق به طبقات سرخ رنگ ميرسن است طبقات سرخ رنگ ماسه سنگي،جوش سنگ،گل سنگ،مارن، گاهي همراه با لايه‌ها و رگه‌هاي گچي و نمكي، همراه با ساخت‌هاي رسوبي دانه‌بندي تدريجي با نشان‌ها و قالب‌هاي موجي، وزني و جرياني، لامينايمون متقاطع و موجي هستند. آنها همانند رسوبات مولاس آلپي، از فرسايش بلندي‌هاي در حال كوهزايي و پس از كوهزايي هستند كه به محيط‌هاي رسوبي كم عمق و اكسيدان واقع در پيش بوم كوه‌زادها حمل شده و رسوب گذاري كرده‌اند. اين مجموعه رسوبات تبخيري و تخريبي، معادل سازند قرمز بالايي (Upper Red Formatian) – (U.R.F) در ايران مركزي هستند كه هم سن ميوسن مياني و پسين هستند. تغييرات جانبي در رخساره آنها به فراواني ديده مي‌شوند. بيشتر واحدهاي سنگي در افق قابل تعقيب نبوده و ادامه ندارند. ستبراي طبقات و واحدهاي سنگي در بخش‌هاي مختلف متفاوت بوده و گاه به صورت عدسي و زبانه ديده مي‌شوند. مجموعه ويژگي‌هاي ياد شده حاكي از يك محيط رسوبي آشفته و پر انرژي، براي رسوب گذاري آنها است. رنگ عمومي اين طبقات اگر چه سرخ است، با اين حال طبقات مارن قهوه‌اي، سبز و زرد نيز در لابه‌لاي اين توالي ديده مي‌شود. ميانگين ستبراي توالي ميوسن حدود 2000 متر است. اين توالي در مجاورت گسل تبريز به شدت دچار گسلش و چين خوردگي شده است. در شمال تبريز در لابه‌لاي اين تخريبي و رسوبي، لايه‌هاي توف و بِرِش با تركيب ريوليتي، داسيتي و آندذيتي ديده مي‌شود (فريدي و خدابنده، 1387)
MCS: طبقات سرخ رنگ مارن، كنگلومرا و ماسه سنگ، كه در لابه‌لاي آنها طبقات خورش سنگ و گل سنگ نيز ديده مي‌شود. كنگلومرا در بردارنده قلوه‌هايي از سنگ‌هاي كهن، به ويژه سنگ‌هاي آذرين SP، سيليس و قطعات گرد شده و سنگ‌هاي رسوبي فلش گونه كرتاسه است كه بسته به دوري يا نزديكي آنها از منشاء نيمه زاويه‌دار تا خوب گرد شده در ماتريكسي از ماسه‌هاي آغشته به رنگ، طبقات ستبري را تشكيل داده‌اند. ستبراي ميانگين آن حدود 500 متر است (فريده و خدابنده، 1387)
M4: لايه‌اي از توف با تركيبي ريوليتيتا داسيتي و بافت ويترو كلاستيك است كه ستبراي متوسط آن 100 متر بوده و در ميان طبقات سرخ ميوسن بين واحدهاي Mcs,Msm جاي گرفته است. درشت بلورهاي پلاژيوگلاز تركيبي از اليگوكلاز و آندزين، كوارتز، فلوسپات آلكالن و بيوتيت است. كه در زمينه‌اي از شيشه دو تيريفايد ريز بلورهاي كوارتز و فلوسپات جاي گرفته‌اند. رخنمون اين لايه در يال پر شيب قائم و برگشته تاقديس شمال تبريز ديده مي‌شود (فريدي و خدابنده، 1387)
Mcs: تناوب طبقات مارن قهوه‌اي با طبقات و زبانه‌هاي ماسه سنگي ستبر لايه و كنگلومرا به رنگ خاكستري متوسط لايه تا ستبر لايه فاقد گچ و به رنگ عمومي قرمز كم رنگ تا حنايي ديده مي‌شود. رخنمون صخره ساز اين واحد سنگي بخش مهمي از سطح ورقه كرگه را به خود اختصاص داده است و ستبراي آن حدود 400 متر برآورد مي‌شود. تغييرات رخساره به طور جانبي تداوم (CONTINUTY) ديده نمي‌شود. لنز شدگي و زبانه شدن سنگ‌هااز ويژگيهاي اين واحدت سنگي است (فريدي و خدابنده، 1387)
PLm : متشكل از مارن رنگين با ميان لايه‌هاي ماسه سنگ، سنگ اهك آب شيرين، سنگواره و صدف شكم پايان، زبانه‌ها و عدسي‌هاي ذغال نارس (ليگنيت) است. سه رخنمون مهم از اين واحد سنگي در امتداد گسل تبريز ديده مي‌شوند كه رخنمون باغميشه بزرگترين آنهاست. دو رخنمون ديگر در جنوب باختري ورقه آناخاتون و شرق روستاي زبرلو ديده مي‌شود. ليتولوژي ياد شده مستلزم يك محيط احيايي در ميوسن پسين – پليوسن است كه متفاوت با محيط اكسيدان حاكم بر حوضه گسترده طبقات قرمز ميوسن مياني بالايي مي‌باشد (شکل1-3و4-3) اين واحد سنگي به طور دگرشيب سنگ‌هاي ميوسن را پوشانده است كه امروزه اين مرز دگرريخت شده است (فريدي و خدابنده، 1387)
PIOc: مجموعه تخريبي بد طبقه بندي شده، متشكل از زبانه‌ها و عدسي‌هاي متعدد از كنگلومراي با جورشدگي ضعيف و ماسه سنگي توفي، سست و كمتر تحكيم يافته است. اين مجموعه، گاه فرسايش هزار دره را از خود به نمايش گذاشته است. اين مجموعه به صورت دگرشيب بر روي واحد سنگي ميوسن Msm قرار گرفته است اين واحد سنگي كنگلومرا ستبر لايه 5/1 – 1 متر است و در چند نقطه مسير اتوبان رخنمون دارد. (فريدي و خدابنده، 1387)
2-5- آبرفت‌ها و رسوبات كواترنر
آبرفت‌هاي سطح شهر و دشت تبريز كه از تخريب و فرسايش ارتفاعات منطقه و رسوبات اطراف آن حاصل شده است، داراي دانه‌بندي متفاوتي در مناطق مختلف مي‌باشد. بخشي از آنها كه در نزديكي ارتفاعات قرار دارند، داراي دانه بندي درش، ولي در نواحي مركزي دشت، عمدتاً دانه ريز مي‌باشند.
ستبراي رسوبات آبرفتي از سمت ارتفاعات به مركز شهر افزوده مي‌گردد. بر اساس اطلاعات چاه‌هاي منطقه، در محدوده چهار راه آبرسان اين ضخامت به حدود 35 متر مي‌رسد، در صورتي كه در مركز شهر و نزديكي بازار ضخامت رسوبات آبرفت 75متر بوده كه به دو سمت شمال و جنوب از ضخامت آبرفت كاسته مي‌شود. اغلب شهرك‌هاي جديد شهر بروي واحدهاي قديمي‌تر بنا شده‌اند. (فريدي و خدابنده، 1389)
2-5- زمين شناسي ساختاري منطقه
گسل شمال تبريز مهمترين عنصر ساختاري در اين ورقه بوده و از لحاظ پويايي يكي از گسل‌هاي فعال آذربايجان است.
از ديدگاه زمين ساختي، گسل تبريز منطبق بر سامانه زمين درز برخوردي كمان – كمان نئوتتيس است. در امتداد اين زمين درز بخشي از كمان اروميه – دختر (تبريز – ساوه) با مجموعه ماگمايي البرز برخورد كرده است (1991 و Alavi)
به گفته ديگر در امتداد اين زمين درز بخشي از ليتوسفر اقيانوسي نئوتتيس همانند يك retra arc basin به زير خود قاره ايران فرو رانده و ناپديد شده است. دره‌هاي سعيد آباد چاي و آجي چاي در شرق روستاي اسكندر و غرب ونيار همچنين كوههاي ميشو كه همگي در سامانه گسل تبريز واقع هستند، رخنمون‌هايي از مجموعه افيوليتي آب داكت شده را به نمايش گذاشته‌اند. فراواني سنگ‌هاي آتش فشاني ائوسن در مجموعه وابسته به كمان ماگمايي البرز مي‌تواند در ارتباط با فرآيند فرو رانش ياد شده، در اوايل ترشيري و گسترده شدن اين فوران‌ها به كواترنري (دماوند، سبلان و آرارات) به ادامه فعاليت و ذوب بخشي تاخيري گوه استنوسفر نسبت داده مي‌شود.
گسل تبريز منطبق بر اين زمين درز است و بنابراين سطح ضعيف مهم پوسته در فلات اذربايجان را تعريف مي‌كند كه امروزه فعاليت

دسته بندی : No category

دیدگاهتان را بنویسید