2-2-1 اوضاع اقتصادی جامعه هخامنشی 26
2-2-2 ارزش آزادی در جامعه 31
2-2-3 اقلیت های مذهبی 32
2-2-4 طبقه بندی اجتماعی 34
2-2-4-1 مغها یا روحانیان‏ 35
2-2-4-2 کشاورزان‏ 36
2-2-4-3 زنان در اجتماع هخامنشیان 37
2-2-4-3-1مداخله زنان در کار جنگ 40
2-3-1 پادشاه فاتح و پادشاه عدالت : 40
2-3-2 مجسمه داریوش 41
2-3-3 شاه بر روی تخت اش 42
2-3-4 بارعام شاهانه : 43
2-3-5 فرمانده جنگی : نمایش ها و واقعیت ها 45
2-3-6 شاه شکارچی : 48
2-3-7 سازنده باران و فرمانروای توفان 49
2-3-8 میان آدمیان و خدایان 50
2-3-9 فرهنگ قربانی کردن 51
2-3-10 دین‌ در زمان‌ هخامنشی‌ 52
فصل سوم 55
3-1اردشیر دوم هخامنشی 56
3-2 سیاست خارجی اردشیر دوم ( منمون) 58
3-2-1 گاه شناسی جنگ های اردشیر دوم در یادداشت های روزانه نجومی بابلی 59
3-2-3 اسپارت در کنار کوروش کوچک علیه اردشیر دوم 64
3-2-4 شاه اردشیر صلح شاه را به یونان تحمیل می کند 69
3-2-5 سخني درباره اردشير دوم 71
3-3سیاست امور داخلی اردشیر دوم 79
3-3-1سلطنت داريوش دوم 80
3-3-2 شورش كوروش جوان 86
3-3-3 نماد های فرهنگی اردشیر دوم 98
3-3-3-1 کتیبه های اردشیر دوم 98
3-3-3-2 تپه آپادانا و کاخ داریوش 98
3-3-3-3 معماری کاخ 101
3-3-3-4 ترجمه كتيبه 103
3-3-3-5 ترجمه كتيبه 105
3-3-3-6 باغ هاي كاخ شوش 106
3-3-3-7 تفاوت شوش و تخت جمشيد 106
3-4 دین در زمان هخامنشیان و تداوم آن در زمان اردشیر دوم هخامنشی 108
3-4-1 علل‌ تجدید حیات‌ مهرپرستی‌ در زمان‌ هخامنشیان‌ 108
نتیجه 115

چکیده
پژوهش حاضر در مورد اردشیر دوم هخامنشی یکی از پادشاهان سلسله هخامنشی است. در این پژوهش تلاش شده است تا ضمن ارائهی تصویری از شرایط سیاسی اجتماعی مذهبی حاکم بر دوران حکومت هخامنشیان تا قبل از دوران اردشیر دوم، شرایط سیاسی اجتماعی مذهبی دوران اردشیر دوم به شکل دقیق تر ترسیم شده و تاثیر آن بر شرایط کلی حاکم بر آن بررسی گردد.
اردشیر دوم هخامنشی به لطف اقتدار سلسله بزرگ و قدرتمندی که در آن به قدرت رسیده از اقتدار خوبی برخوردار است و حتی از این ابهت برای زیر دست نگه داشتن حکومت یونان که از حکومت های مطرح دنیای آن روز است موفق می شود اما توفیق چندانی در حفظ فضای امن داخلی ندارد و اتفاقات ناگوار داخلی زیادی در دوران وی رخ داده است.
در زمان وی خدمات فرهنگی و عمرانی عمده ای برای کشور ایران صورت نگرفته است و شاید بتوان گفت بزرگ ترین خدمت وی به خزانه کشور برای زراندوزی و مال اندوزی در قبال دریافت مالیات های سنگین می باشد. اما در زمینهی مسایل مذهبی او بدعتگذار ساخت معابد و تندایزد بانو آفرودیته بود و به نوعی در زمان وی آیین مهرپرستی رواج دوباره یافته است.
کلید واژگان: هخامنشیان، اردشیر دوم ، سیاست ، یونان ،مهرپرستی

فصل اول
کلیات

فصل اول كليات
1-1 مقدمه
هخامنشیان نام دودمانی پادشاهی در ایران پیش از اسلام است. پادشاهان این دودمان از پارسیان بودند و تبار خود را به «هخامنش» می‌رساندند که سرکرده طایفه‌ پاسارگاد از طایفه‌های پارسیان بوده است.هخامنشیان نخست پادشاهان بومی پارس و سپس انشان بودند ولی با شکستی که کوروش بزرگ بر ایشتوویگو1 واپسین پادشاه ماد وارد ساخت و سپس فتح لیدیه2 و بابل پادشاهی هخامنشیان تبدیل به شاهنشاهی بزرگی شد. از این رو کوروش بزرگ را بنیادگذار شاهنشاهی هخامنشی می‌دانند.
به قدرت رسیدن پارسی‌ها و سلسله هخامنشی ( 330-550 قبل از میلاد) یکی از وقایع مهم تاریخ قدیم است. اینان دولتی تأسیس کردند که دنیای قدیم را به استثنای دو سوم یونان در تحت تسلط خود در آوردند. شاهنشاهی هخامنشی را نخستین امپراتوری تاریخ جهان می‌‌دانند.
کشور و سرزمین
پارسی‌ها مردمانی آریایی نژاد بودند که مشخص نیست از چه زمانی به فلات ایران آمده بودند. آنان ازقوم آریایی پارس یا پارسواش3 بودند که درکتیبه‌های آشوری از سده نهم پیش از میلاد مسیح نام آنان آمده است. پارس ها همزمان با مادها به نواحی غربی ایران سرازیر شدند و پیرامون دریاچه ارومیه و کرمانشاهان ساکن گردیدند. با ضعف دولت ایلام، نفوذ قوم پارس به خوزستان‌ و نواحی ‌مرکزی فلات ایران‌ گسترش یافت.
برای نخستین بار درسالنامه‌های آشوری سلمانسر سوم در سال 834 ق. م، نام کشور « پارسوآ4» در جنوب و جنوب غربی دریاچه ارومیه برده شده‌است. بعضی از محققین مانند راولین سن5 عقیده دارند که مردم پارسواش همان پارسی‌ها بوده‌اند. تصور می‌شود اقوام پارسی پیش از این که از میان دوره‌های جبال زاگرس به طرف جنوب و جنوب شرقی ایران بروند، در این ناحیه توقف کوتاهی نمودند و در حدود 700 سال پیش از میلاد در ناحیه پارسوماش، روی دامنه‌های کوه‌های بختیاری در جنوب شرقی شوش در ناحیه‌ای که جزو کشور ایلام بود، مستقر گردیدند. از کتیبه‌های آشوری چنین استنباط می‌شود که در زمان شلم نصر ( 713-721 ق. م) تا زمان سلطنت آسارهادون6 (663 ق. م)، پادشاهان یا امراء پارسوا، تابع آشور بوده‌اند. پس از آن درزمان فرورتیش7 (632-655 ق. م) پادشاه ماد به پارس استیلا یافت و این دولت را تابع دولت ماد نمود.
شاهنشاهان هخامنشی تا اردشیر دوم
مهم‌ترین سنگ‌نوشته هخامنشی از نظر تاریخی و نیز بلندترین آنها، سنگ‌نبشته بیستون بر دیواره کوه بیستون است. سنگ‌نوشته بیستون بسیاری از رویدادها و کارهای داریوش اول را در نخستین سال‌های حکمرانی اش که مشکل‌ترین سال‌ها حکومت وی نیز بود
،به طور دقیق روایت می‌‌کند. این سنگ‌نوشته عناصر تاریخی کافی برای بازسازی تاریخ هخامنشیان را داراست.
به واقع با وجود فراوانی منابع میانرودانی، مصری، یونانی و لاتین نمی‌توان با تکیه بر آنها نسب‌شناسی کاملی از خاندان هخامنشی از هخامنش تا داریوش را به دست آورد. برای این منظور متن سنگ‌نوشته بیستون فرصت مناسبی را در اختیار مورخ قرار می‌‌دهد که در آن شاه شاهان نوشته بلند خود را با تایید مجدد رابطه اش با خاندان شاهنشاهی پارسیان آغاز می‌‌کند و به تدریج اخلاف خود را نام می‌‌برد: ویشتاسپ8، آرشام9، آریارمنه10، چیش پش11 و هخامنش. این تبارشناسی به دلایل مختلف مدت‌های طولانی مورد ایراد قرار گرفته بود. زیرا در این فهرست نام دو نفر از شاهان هخامنشی که پیش از داریوش حکومت می‌‌کردند یعنی کوروش کبیر و کمبوجیه اول به چشم نمی‌خورد.
همین مسأله موجب شده است که مفسران سنگ‌نوشته نسبت به محتوای سنگ‌نوشته داریوش با شک و تردید نگاه کنند و او را غاصب پادشاهی هخامنشیان بدانند که با نوشتن این سنگ‌نوشته سعی داشته است برای مشروعیت بخشیدن به حکومت خود از نگاه آیندگان، شجرنامه خود را دست کاری کند.
موافق نوشته‌های هرودوت، لوحه نبونید پادشاه بابل، بیانیه کوروش بزرگ (استوانه کوروش)، کتیبه بیستون داریوش اول، و کتیبه‌های اردشیر دوم و اردشیر سوم هخامنشی، ترتیب شاهان این سلسله تا داریوش اول چنین بوده‌است: (لازم به ذکر است درستی این جدول از هخامنش تا کوروش بزرگ مورد تردید است).
هخامنش
1- چیش پش اول
2- کمبوجیه اول
3- کوروش اول
4- چیش پش دوم
شاخه اصلی:
5- کوروش دوم
6- کمبوجیه دوم
7- کوروش بزرگ(سوم)
8- کمبوجیه سوم ( فاتح مصر )

شاخه فرعی:
آریا رومنه
ارشام
ویشتاسب
9- داریوش بزرگ(اول)
با تحلیل کلی تمامی منابع می‌‌توان به این شکل نتیجه گرفت. در ربع نخست سده ششم ق.م چیش پش پسر هخامنش حکمرانی پارس را به پسر بزرگ‌ترش آریارامنه اعطا کرد در حالی که پسر کوچک‌ترش، کوروش اول به حکمرانی انشان منصوب شد. پس از مرگ آریارامنه، پسر وی آرشام جایگزین وی شد ولی پس از کوروش اول پسرش کمبوجیه اول و پس از او نیز پسر وی کوروش دوم جانشین او شد. این رویدادها در اواسط سده ششم پیش از میلاد به وقوع پیوست.
در این دوران، کوروش بزرگ توانست مادها را به تبیعت خود در آورد و به افتخار و ثروت دست یابد. مدتی بعد کوروش بزرگ بخش‌های بزرگی از مناطق خاورمیانه را به تصرف خود در آورد. بعد از او نیز کمبوجیه راه فتوحات پدرش را ادامه داد و بر گستره شاهنشاهی هخامنشی افزود.
کمبوجیه در بازگشت از مصر فوت کرد. برخی دلیل مرگ وی را بیماری و برخی دیگر توطئه اطرافیان می‌‌دانند اما مسلم است که وی در مسیر بازگشت از مصر مرده است ولی دلیل آن تا کنون مکتوم باقی مانده است.
پس از مرگ کمبوجیه کسی وارث پادشاهی هخامنشیان نبود. ولی از شاخه دیگر تاج سلطنتی به آرشام یا پسرش ویشتاسب پدر داریوش می‌‌رسید. آنچه به نظر واقعی می‌‌رسد این است که داریوش در زمان حیات پدر و پدر بزرگش، با موافقت آنها، حکومت را به دست گرفت. چرا که در زمان ساخت کاخ داریوش در شوش در اوایل حکمرانی وی، بر اساس اطلاعات الواح مکشوفه از پی بناها، این دو زنده بودند.
کوروش بزرگ
کمبوجیه
–بردیای دروغین (گئوماته مغ)
داریوش بزرگ
خشایارشا (خشیارشا)
اردشیر یکم (اردشیر درازدست)
–خشایارشای دوم
–سغدیانوس
اردشیر دوم
اسم این پادشاه ارشک بود ، ولی پس از آنکه به تخت نشست ، به اردشیر موسوم گردید یونانی ها او را من من یعنی با حافظه گفته اند زیرا حافظه فوق العاده داشته است و کوروش پسر داریوش دوم و پروشات که در آسیای صغیر والی و هم رئیس قشون بود در حیات پدر می خواست اردشیر دوم را از تخت دور کند و چنین تشخیص داده بود که به اسپارت نزدیک شده و تصمیم دارد قشون کاری از ایرانی ها در تخت معلمین یونانی تشکیل دهد . تیسافرن ، داریوش را از خیالات کوروش مسبوق نمود و در نتیجه او به دربار احضار شد ، ولیکن وقتی رسید که داریوش فوت کرده بود.
در موقع تاجگذاری اردشیر در پاسارگاد کوروش خواست شاه را بکشد ، تیسافرن ، اردشیر را اگاه نمود و حکم اعدام او صادر شد ولی پروشات گیسوان خود را به گردن کوروش بست و طوری او را در بر گرفت که اجرای حکم بدون اینکه آسیبی به ملکه برسد ، ممکن نبود . بالاخره شاه از کشتن او گذشت و به آسیای صغیر تبعیدش کرد کوروش بعد از مراجعت به آسیای صغیر سپاهی به عده صد هزار نفر ترتیب داده و سیزده هزار نفر از مردمان جنگی یونانی به خدمت خود در تحت ریاست کل آرخ12 اجیر کرده به عزم تصرف سلطنت از آسیای صغیر تا نزدیکی بابل آمد .
جستار حاضر به بررسی اوضاع سیاسی، اجتماعی و فرهنگی اردشیر دوم هخامنشی پرداخته است.
1-2 بیان مساله
اردشیر دوم هخامنشی از سال 404 تا سال 358 به مدت 46 سال پیش از میلاد بر سرزمین ایران حکومت کرده است او پس از پدرش داریوش دوم به سلطنت رسیده است که در آن زمان چهل سال داشته است، او در واقع نهمین پادشاه هخامنشیان محسوب می گردد.دوران سلطنت وی شامل یک سلسله توطئه های پایان ناپذیرسیاسی و حرمسرایی آکنده از حسادت ها و اغراض بوده است تا جایی که پروشات تیرای یکم همسر اردشیر دوم را با خوراندن زهر به قتل رسانده است و با تمام کامیابی های که شاه در سیاست خارجی خود داشته به دلیل وجود این فضای نامطلوب در امور داخلی دچار چالش های فراوان گشته است از این رو تلاش
بر این نیست تا در این جستار به بررسی رخدادهای سیاسی و مذهبی و اجتماعی ایران در دوره اردشیر دوم هخامنشی پرداخته شود . در واقع د راین بررسی تلاش می شود تا علل تاریخی ریشه ای چالش های داخلی و مشکلات ناشی از حرمسرا و چگونگی وقایع و برخورد شاه بعنوان شخص ا ول حکومتی نسبت به وقایع داخلی بررسی شود و سپس شرایط سیاست خارجی علل کامیابی یا ناکامیابی ها چگونگی رخدادها و وقایع و نقش شخصیت ها در شرایط کل سیاست خارجی زمان اردشیر دوم هخامنشی بررسی گردد و در پایان تاثیرات این رخدادها بر شرایط مذهبی و اجتماعی ایران در آن زمان بررسی می گردد.
1-3 اهمیت و ضرورت تحقیق
بررسی شرایط اجتماعی و تحولات صورت گرفته در زمان اردشیر دوم در آن جاست که اردشیر شاهی مقتدر و پیش رو در استفاده از ترفندهای سیاسی برای زیر سلطه آوردن حکومتی مانند یونان است. آنقدر که یونانیان برای انجام هر کاری در آتن ابتدا از اردشیر که به او ممنون می گفتند کسب اجازه می کردند. این تسلط تا آن جا بوده که اردشیر در همه مسایل و حتی خصوصی دربار

دسته بندی : پایان نامه ها

دیدگاهتان را بنویسید