تیم قزاقستان را گرفتیم و به صحن حرم امام حسین (ع) رفتیم.

[ad_1]

علی اصغر مدیر روستا سال هاست یکی از نام های شناخته شده مهاجمان تیم ملی است. ، حالش بهتر بود.

به گزارش ایسنا، علی اصغر، مدیر روستا، یکی از مهاجمان شناخته شده فوتبال ملی ایران است که در طول دوران ورزشی خود در تیم هایی مانند پاس و پیکان بازی کرده است و علیرغم پیشنهادی که از استقلال و پرسپولیس دریافت کرده، هرگز نپوشیده است. پیراهن یکی از دو تیم سرشناس پایتخت؛ اتفاقی که سال ها بعد از پایان دوران بازیگری او می گذرد، به نوعی به یکی از معضلات اصلی پیش روی این پیشکسوت فوتبال تبدیل شده است.

به بهانه فرا رسیدن سال جدید گفت وگویی با این ملی پوش سابق انجام دادیم که در ادامه می خوانید:

خاطره ای از روزهای بازیگری تان مرتبط با نوروز دارید؟

یادم هست گاهی اوقات در عید نوروز تمریناتمان را انجام می دادیم. حتی یادم هست که در میادین ملی بودیم و بازی می کردیم اما خوب یادم نیست.

در دوران حضورت در تیم ملی با کدام مربیان کار کردی؟

مهدی مناجاتی، علی پروین، استانکو و محمد مایلی کهن افرادی هستند که افتخار همکاری با آنها را داشتم.

با علی پروین هم کار کردی؟

او سه چهار سال سرمربی تیم ملی بود و من در آن زمان در تیم ملی بازی می کردم.

شما در مقطعی به تیم ملی دعوت شدید که حمله به ایران نامی آشنا و باشکوه داشت.

فرشاد پیوس، صمد مرفاوی، کریم باوی، ناصر محمدخانی و… ستون های تیم ملی بودند. جمشید شاه محمدی و علی دایی هم از اعضای تیمی بودند که در دوران حضورم در تیم ملی با آنها بازی کردم.

سوالی که همیشه مطرح می شود این است که چرا به استقلال و پرسپولیس نرفتی؟ چی شد؟

از سال 67 تا 80 مرتب به این دو تیم پیشنهاد دادم اما نشد. گاهی پاس اجازه نمی داد و گاهی حال و حوصله نداشتم.

قبول داری حضور در استقلال و پرسپولیس روی اعتبار هر بازیکنی تاثیر می گذارد و می تواند حال و آینده آنها را مختل کند؟

حضور در این دو تیم روی موفقیت همه تاثیر داشت اما افق دید ما کم بود. در آن زمان افراد مجربی وجود نداشتند که در این زمینه کمک کنند. مدیر برنامه نداشتیم. مشکلات زیادی وجود نداشت من بازیکن تیم ملی در پاس بودم و شرایطی را ندیدم که بخواهم به این دو تیم بروم. ضمن اینکه خیلی از بازیکنان قبل از حضور در استقلال و پرسپولیس نتوانستند برای تیم ملی بازی کنند اما من در تیم ملی بودم، درآمد خوبی داشتم و فکر می کردم نیازی به آن نیست.

دوست داری به این دو تیم بری؟

خودم میخواستم برم ولی جدی نگفتم. اوم، من دو سال این موضوع را خیلی جدی دنبال کردم، اما هنوز این اتفاق نیفتاده است. وقتی دیدم حالم خوبه گفتم چیه؟ دیدم که افق آنقدر بلند نیست که بتوان آینده را دید.

در حال حاضر شانس کلی با پیشکسوتانی است که در این دو تیم بازی کرده اند و راحت تر می توانند مقام و مقامی کسب کنند.

درست است. ما در آن زمان به آینده فکر نمی کردیم. دلیلش هم این بود که ملی گرا بودم و جدی نبودم که پاس را بدهم. این توفیق خدا بود که ما را حفظ کند.

خارج از کشور بازی کردی؟

یک سال در القادسیه کویت و دو سال در الاهلی فجر امارات بازی کردم. ما بعد از 24 سال با الاهلی فجری توانستیم به لیگ برتر کشور صعود کنیم.

الاهلی فجریه همچنان فعال است؟

آره در لیگ دسته دوم امارات. دو سال پیش مارادونا به عنوان سرمربی به خدمت گرفته شد. تیمی محبوب در امارات است و با کمک هم تیمی هایم این تیم را به سطح اول فوتبال امارات رساندیم.

در اواخر دوران فوتبالت به امارات رفتی؟

بعد از آن سه چهار سال بازی کردم.

چه شد که به ایران برگشتی؟

من نمی خواستم در این کشور بمانم و ایران را ترجیح دادم.

در طول دوران فوتبالت با کدام بازیکنان بیشتر دوست بودی؟

ما از زمانی که در پارس بودیم گروه بودیم و رابطه خیلی نزدیکی با هم داشتیم. حمید استیلی، محمد خاکپور، یوسفی، رضای منش، بهزاد غلامپور و گروسی از جمله افرادی بودند که صمیمی بودند و همچنان در ارتباط بودند. علاوه بر این افراد با احمدرضا عابدزاده، علی دایی و جمشید شاه محمدی نیز در ارتباط هستم.

چند نفر از همین افراد به پرسپولیس رفتند.

آره استیلی، خاکپور و رضایی منش برای پرسپولیس بازی کردند.

خاطره ای از دوران بازیگری خود با این بازیکنان دارید؟

خاطره ای دارم اما قابل انتشار نیست (می خندد). چیزهایی که به یاد دارم قابل توضیح نیست. خاطره ای معنوی مربوط به حضورم در تیم بهمن دارم. سال 73 با بهمن در جام باشگاه های آسیا شرکت کردیم و باید با وستوک از قزاقستان بازی می کردیم. برنده این دیدار به عراق می رفت و با نماینده آن کشور بازی می کرد. ما در تهران یک بر صفر وستوک را بردیم اما بازی برگشت در شرایطی برگزار شد که هوا برفی بود و زمین کاملا یخ زده بود. تا آن زمان به زیارت امام حسین (ع) نرفتم. شب قبل از بازی خواب دیدم کربلا هستم و در صحن حرم ایشان هستم. حمید استیلی هم اتاقی من بود و به او گفتم حمید نگران نباش این بازی را می بریم. استیل گفت: “پدر یخ زده است.” “ما چطور می تونیم؟” بازی شروع شد و تا دقیقه 70 با دو گل از وستوک عقب بودیم. وقتی گل دوم را زدیم استیلی به من گفت خوابت چی شد؟ بعد از آن بازی را ادامه دادیم و یک گل و یک پاس گل زدم که بازی را 2-2 کرد و ما به عنوان اولین کاروان ایران بعد از هشت سال جنگ راهی عراق و عتبات عالیات شدیم. این موفقیت نصیب ما شد و بعد از جنگ و آن همه خونریزی، اقبال به ما رسید. وقتی به صحن حرم امام حسین رسیدیم به خوابی که دیده بودم پی بردیم و همه با سینه بالا وارد بارگاهش شدیم.

بعد از گلی که زدی حمید استیلی چیزی نگفت؟

بعد از گل من همه به یک سمت می دویدند یا حسین یا حسین می گفتند. روزی که به عراق رفتیم همه زیارتگاه ها مثل نجف، کربلا، سامرا و کاظمین را زیارت کردیم. به ما گفتند بازی نداری؟ گفتیم بازی مال شماست. البته بازی رفت را در تهران باختیم و در آنجا پیروز شدیم تا اینکه در وقت اضافه شکست خوردیم.

خاطره ای از دوران حضور خود در تیم دارید؟

یکی از خاطره انگیزترین بازی ها، بازی ایران و الجزایر در سال 1970 در یک تورنمنت بین قاره ای بود. بازی برگشت در تهران بود و 110 هزار تماشاگر راهی ورزشگاه آزادی شدند. تماشاگران روی دیوارهای ورزشگاه نشسته بودند. تیم ملی خیلی خوب بازی کرد. همه عالی بودند مجید نامجومطلق در آن بازی یک پله از همه بالاتر بود و حتی میهمان پاری سن ژرمن بود. البته در آن زمان هیچ ارتباط لازمی وجود نداشت و هیچ کس نمی دانست چگونه لژیونر شود. مجید هفته بعد در بازی استقلال و پاس مصدوم شد.

چرا مردم مثل گذشته فضای این بازی ها را حس نمی کنند و کمی تماشاگران به ورزشگاه می آیند؟

مردم دیگر آن احساسی را که نیاز دارند ندارند. آن زمان بازیکنان درگیر بحث مالی نبودند و با مردم بودند. ارتباطات بسیار نزدیک و خوب بود. مردم هوای انتخابی بیشتری داشتند.

مردم وقتی شما را می بینند چه می گویند؟

در یکی از بازی های تیم ملی در چین توپ را با سینه نگه داشتم و شوتی زدم که وارد دروازه چین شد و این گل در خاطر مردم مانده است. هرجا نگاه می کنند می گویند آن گل را فراموش نمی کنیم.

مدیر روستا اصالتا اهل کدام منطقه است؟

اصل ما کرجی است اما من متولد تهران هستم. من در منطقه ای به نام کمالشهر بزرگ شدم اما در جوادیه تهران به دنیا آمدم. تا پنج سالگی در همین منطقه بودیم. بازی های مقدماتی جام جهانی 78 در آرژانتین را در کودکی به یاد دارم. فوتبالیست هایی مثل غفور جهانی، حسن روشن، ناصر حجازی، ابراهیم قاسم پور، حسین فرکی و حسین کازرانی را به خوبی به یاد دارم. او در آن زمان 9 ساله بود.

کدام بازی را بیشتر به خاطر دارید؟

بازی ایران و کره جنوبی که با تساوی 2 بر 2 به پایان رسید و حسن روشن نیز یکی از گل ها را به ثمر رساند. یادم هست وقتی غفور جهانی گل زد، گزارشگر گفت غفور جهانی بازیکن جهان (با خنده).

الگوی شما کدام بازیکن فوتبال بود؟

من به عنوان پیشکسوت حسن روشن را دوست داشتم که از کودکی دوستش داشتم، اما وقتی انقلاب شد و روشن به دوبی رفت، بازی غفور جهانی و حسین فرکی و بعد از آن حمید علیدوستی را دوست داشتم.

حمید علیدوستی هم یکی از بازیکنانی است که به استقلال و پرسپولیس نرفت.

حمید خان که بازیکن شش دانگ بود. من به خاطر او به آن دو تیم نرفتم. من از او تقلید کرده بودم. خودش را می شناسد. این را در مستندی که برایش ساخته شده به او گفتم.

انتهای پیام

[ad_2]
Source link

درباره ی admin_asooweb

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.