دانلود پایان نامه

یونانیان نقش هایی ایفا می کند. اما همین شاه شورشی بزرگ در داخل را تجربه می کند و اوضاع دربار بسیار آشفته ای دارد درزمان او جنایات متعدد داخلی روی می دهد.
از سویی زمان تاریخی اردشیر دوم به شکل همه جانبه کمتر مورد بررسی قرار گرفته این شاه که گویا از بهره هوشی خوبی نیز برخوردار بوده شاید بیشتر به دلیل واقعه شورش کوروش شناخته شده باشد در حالی که سیاست خارجی وی جنگ ها و تعهد نامه هایی که در زمان وی امضا شده است بسیار قابل توجه بوده و اثر شایانی بر اوضاع اجتماعی ایران در زمان وی داشته است. پ
1-4 سوالات تحقیق
1- آیا اردشیر دوم در اداره امور داخلی موافق نیست؟
2- آیا احساسات زنانه در اداره امور داخلی زمان اردشیر دوم هخامنشی موثر بوده است؟
3- آیا اردشیر دوم توانسته است مشکلات امور داخلی را بدون تنش و درگیری با تدبیر و مصلحت حل نماید؟
4- آیا اردشیر دوم هخامنشی در اداره امور خارجی موفق است؟
5- چه عواملی باعث موفقیت های در اداره امور خارجی شده است؟
6- کدام توانمندی فردی در زمان وی به موفقیت های وی کمک نموده است؟
1-5 فرضیه های تحقیق
1- به نظر می رسد احساسات زنانه و دخالت آن دراداره امور کشور منجر به ناکامی اردشیر دوم هخامنشی در اداره شرایط داخلی شده است .
2- نوع واکنش شاه به مشکلات شرایط داخلی باعث برخی از ناکامی های داخلی شده است .
3- علت سایر کامیابی های شاه در همین شرایط در سیاست خارجی مربوط به توانمندی شاه استفاده از شرایط نامطلوب ملل به نفع سرزمین خود و زیرکی می باشد.
4- اینگونه به نظر می رسد که آشنایی اردشیر دوم هخامنشی با اصول جنگ و کشورگشایی در کامیابی های سیاست خارجی وی بی تاثیر نبوده است .
1-6 اهداف تحقیق
1- استفاده از اسناد و مدارک تاریخی
2- استفاده از نظریات معتبر جامعه شناسی سیاسی
1-7پیشینه ادبیات تحقیق
بیشتر آنچه که از گذشته های دور و تاریخ دوره هخامنشی در دست است از آثار هرودوت ، گزنفون و پلوتارک که معاصر این سلسله هستند است که گرچه هر سه مورخ یونانی بوده اند اما به دلیل تعامل و امپراطوری یونان با ایران ما مجبوریم از دریچه این مورخان به تاریخ شاهنشاهی هخامنشیان بپردازیم البته نظرات متناقض هم در بین همین مورخان وجود دارد بعنوان مثال نظر پلوتارک با هرودوت و گزنفون چندان همراه نیست.
در این آثار متاخرین نیز این تاریخ بیشتر از پنجره نگاه آلبرت اومستد ، رومن گریشمن ، بریان و پیکولوسکایا به رشته تحریر درآمده است که پژوهشگران ایرانی به مدد این منابع موجود تلاش کرده اند حقیقت تاریخی دوران شاهنشاهی هخامنشیان را روشن تر سازند در این میان آثار پیرنیا، زرین کوب و سایر پژوهشگران مطرح در این زمینه در این جستار مورد توجه بوده است.
در زمینهی پادشاهی هخامنشیان تحقیقات گسترده ای خصوصا در مورد کوروش کبیر و داریوش اول صورت گرفته است چرا که سنگ بنای دوران طلایی هخامنشیان در زمان حکومت این دو پادشاه رخ داده است دیگر پس از آن پژوهش های خاص و ویژهی پادشاهان هخامنشی به شکل جداگانه و گستردهای صورت نگرفته است .
گرچه پادشاهانی مانند خشایارشاه به دلیل اقدامات مهم و قدم های بزرگی که برداشته اند در اکثر پژوهشها بیشتر مورد توجه بودهاند؛ با اینحال اینکه پژوهش کاملا جداگانهای برای پادشاهی خاص به جز دو پادشاه کبیر صورت گرفته باشد در تحقیقات ما مشاهده نشد.
در خصوص اردشیر دوم تحقیق منسجم و یکپارچه ای صورت نگرفته است خصوصا که شرایط دوران حکومت وی را از تمامی زوایا بررسی کرده باشد یا حداقل در طی تحقیقاتی که ما از 4 کتابخانه دانشگاه آزاد اسلامی واحد شاهرود، کتابخانه عمومی شماره یک و دو شهرستان دامغان و کتابخانه دانشگاه پیام نور واحد ساری انجام دادیم چنین منبع منسجمی یافت نکردیم.
در منابع یافت شده منابعی که منسجم تر به اردشیر دوم پرداخته اند دیپلماسی هخامنشیان (از ماراتن تا گرانیک) یونانیان و ایرانیان از اصغر محمود آبادی و تاریخ سیاسی هخامنشیان اثر محمد.ع.داندامایف بوده است که در بخش هایی از کتاب خود اختصاصا به سیاست خارجی اردشیر دوم پرداخته اند.
ما در این پژوهش، تلاش کردیم تا از منابع متفاوت به پژوهشی منسجم و یکدست در خصوص اردشیر دوم دست بیابیم .

فصل دوم
بررسی اوضاع سیاسی اجتماعی هخامنشیان که بر دوران حکومت اردشیر دوم هخامنشی تاثیر داشته اند

فصل دوم بررسی اوضاع سیاسی اجتماعی هخامنشیان که بر دوران حکومت اردشیر دوم هخامنشی تاثیر داشته اند
2-1اوضاع سیاسی هخامنشیان قبل از اردشیر دوم
2-1-1 سیاست خارجی کوروش بزرگ
دوران زندگانی کوروش بزرگ و شیوه زمامداری او یکی از نقاط عطف بزرگ تاریخ دنیا است مقارن پادشاهی کوروش در انشان13 پیش از سقوط ماد چهار نیروی بزرگ ماد ،کلد ، لیدیه، مصر سراسر شرق نزدیک را میان خود بخش کرده بودند . کوروش با غلبه بر آستیاگ14 ،آخرین فرمانروای ماد و تسخیر هگمتانه در سال550 ق.م رسماً امپراطوری معظم را بنیان نهاد که تا آن زمان بی نظیر بود . از همان نخستین نبردی که به سقوط مادها منجر شد ، اساسی ترین اصل سیاست خارجی و داخلی کوروش یعنی تسامح و مدارا پایه ریزی شد زیرا وی پس از غلبه بر آستیاگ برخلاف پادشاهان گذشته با او به نرمی رفتار و مدارا کرد او با پایه گذاری این اصل مهم آزادی را بنیان اصلی حکوت خود نهاد وانقلابی بزرگ در عالم سیاست ایجاد کرد که تا آن زمان سابقه نداشت .
تصرف
سرزمین بزرگ و قدرتمند ماد به وسیله کوروش قدرت های بزرگ دیگر یعنی لیدیه ، بابل و مصر را به وحشت انداخت . اینان با یکدیگر داخل مذاکره شدند تا در مقابل کوروش اتحادی تشکیل دهند و بر وی بتازند. نخستین دولی که واکنش جدی نشان داد لیدی بود . کرزوس پادشاه لیدی که سیاست توسعه ی ارضی را دنبال می کرد به تدارک جنگ پرداخت و قبل از جنگ علاوه بر مستعمرات آسیای صغیر که با خود متحد ساخت سفیری نزد دولت اسپارت فرستاد و از آن تقاضای اعزام سپاه و کشتی جنگی کرد و با آمازیس15 فرعون مصر و نبونید پادشاه بابل هم قرارداد اتحاد بست. 16و از متحدان خویش تقاضای کمک کرد اما قبل از رسیدن قوای متحدین به قلمرو کوروش تجاوز کرد .
کوروش که استراتژیستی فوق العاده بود با وجود اینکه هنوز پایه های قدرتش تثبیت نشده بود تصمیم گرفت به مقابله او بشتابد و به دشمن فرصت ندهد که بر وی بتازد طبق گفته دیودور17 سیسیلی18 کوروش پیش از آغاز جنگ پیکی را نزد کرزوس فرستاد که اگر وی داوطلبانه خود را تسلیم کوروش کرده ابزار بندگی کند کوروش او را بخشیده، به عنوان والی لیدی منصوب خواهد کرد کرزوس نپذیرفت و پاسخ داد باید کوروش و پارسیان که قبلا بنده مادها بوده اند نسبت به شاه لیدی اظهار بندگی کنند نه من19 اگر این گفته دیودور درست باشد باید گفت کوروش قصد نداشت برای حل و فصل مناقشات به خشن ترین ابزار سیاست خارجی یعنی جنگ متوسل شد ، بلکه تمایل داشت از راه های دیپلماتیک ضممن دست یافتن به هدف خویش به مناقشه فیصله دهد.
سرانجام کوروش در حمله ای غافلگیرانه در سال 546 ق. م به حیات دولت مقتدر لیدی پایان داد و پس از فتح سارد پایتخت لیدی با کرزوس همان معامله ای را کرد که با آستیاگ کرده بود در اینجا نیز او کرزوس را مورد عفو بزرگ منشانه خود قرار داد و با وی مهربانی و مدارا کرد و حتی وی را مشاور افتخاری دربار خود قرار داد علاوه بر آن به استناد نوشته ی کتزیاس پس از آنکه کوروش کرزوس را به ایران برد ، در سرزمین ماد ولایتی را به نام بارنه در حوالی اکباتان با دستگاه شاهانه به عنوان تیول به او بخشید20.
واکنش دولت های بزرگ زمان کوروش و اتحاد آنان درمقابل دولت نوبنیاد کوروش اهداف سیاست خارجی دولت هخامنشی را مشخص کرد مسلم بود که کوروش در آینده تصرف سرزمین های متحدین مزبور را در راس اهداف سیاست خارجی خود قرار خواهد داد . تحولات پس از سقوط ماد و تهاجم لیدی ، کوروش را بر این کار مصمم کرد چرا که در منازعه ایران و لیدی مجدداً دولت های مصر و بابل و حتی اسپارت علیه ایران یا پادشاه لیدی عقد اتحاد بستند بنابراین مهم ترین اهداف سیاست خارجی کوروش با موضوع گیری دولت های مخاصم رقم خورد او نمی توانست اتحاد دشمنان را نادیده بگیرد و اقدامی نکند .
کوروش پس از تصرف لیدی متوجه مرزهای شرقی و شمال شرقی ایران شد تا ا منیت را در آن ممالک برقرار سازد به زودی سرزمین های یاد شده به تسخیر کوروش درآمد وسعت و عظمت امپراطوری افزایش یافت اکنون وقت آن رسیده که بابل این تواناترین نامی ترین و مستحکم ترین شهر دنیای کهن را که پس از نینوا پایتخت شده بود و شکوه و جلال آن به نوشته هرودوت در جهان بی همتا بود21 تصرف کند . سرانجام بابل در سال 539 ق.م به تصرف کوروش درآمددر باب تسخیر بابل هرودوت نوشته است : «بابلی ها در بیرون شهر بابل به لشکر پارسی ها تاختند اما شکست خوردند و ناگزیر به درون بابل عقب نشینی کردند چون محاصره ی شهر به درازا کشید به دستور کوروش رود فرات را برگردانده و به طرف دریاچه ای مصنوعی هدایت کردند و پس از آنکه آب در مجرای قدیم کم شد قشون ایران که عده ای در مدخل رودخانه به شهر و بقیه در محل خروج رود از شهر موضع گرفته بودند از مجرای رود وارد بابل شدند و آن را تسخیر کردند22» کوروش که رمز موفقیت ثبات و بقای امپراطوری را در گرو اصل مدارا و تسامح می دید در واقع فتح بابل کماکان علاوه بر عامه ی مردم نبونید پادشاه بابل را نیز براساس همین اصل مدارا و تساهل مشمول رافت و گذشت خود قرار داد وی طبق عادت در کمال آزادمنشی با نبونید رفتار کرد و در سال بعد هنگامی که او درگذشت عزای ملی اعلام شد و خود کوروش هم در آن شرکت کرد.23 اونه تنها دین و خدای خود را بر مغلوبین تحمیل نکرد بلکه به معبد بزرگ بابلیان رفت و به مردوک خدای خدایان بابل احترام گذارد و حتی خود را به عنوان فاتح و پادشاه پارس معرفی نکرد بلکه خود را برگزیده مردوک و پادشاه بابل خواند : منم کورش ، پادشاه عالم ، شاه بابل شاه سومر و اکد24.
یکی از وقایع مهم پس از فتح بابل آزادی یهودیان است که در زمان بخت النصر پادشاه بابل از فلسطین به بابل تبعید شده بودند کوروش پس از فتح بابل فرمان آزادی همگانی را صادر کرد و بر همین اساس نه تنها تمامی یهودیان از اسارت آزاد شدند و مورد لطف و رحمت کوروش قرارگرفتند بلکه او امکانات لازم را برای بازگشت آنان به وطن اصلی شان بیت المقدس فراهم کرد و به بازسازی اورشلیم و معابد آن پرداخت . در کتب عهد عتیق پیامبران یهود سخنان فراوان راجع به کوروش و عنایات او به قوم یهود نوشته اند :
عزرا در کتاب مقدس میگوید:
«کوروش پادشاه فارس چنین می فرماید : یهوه خدای آسمان ها جمیع ممالک زمین را به من داده و مرا امر فرموده است که خانه ای برای او در اورشلیم که در یهودا است بنا نمایم25»
اشعیای نبی در کتاب مقدس میگوید: : درباره کوروش می گوید که او شبان من است و تمامی مسرت مرا به اتمام خواهد رساند.26
در باب چهل و پنجم آمده است : خداوند به مسیح خویش یعنی به کوروش می گوید که دست
راست او را گرفتم تا به حضور وی امتها را مغلوب سازم و کمرهای پادشاهان را بگشایم تا درها را به حضور وی مفتوح نمایم و دروازه ها دیگر بسته نشود27
به طور کلی در منابع یهودی چهره ی کوروش بدون قیدو شرط ستایش شده است و از او به عنوان منجی و نجات دهنده یهود از بدبختی ها یاد شده است کاملا متحمل به نظر می رسد که اگر کوروش نبود مردمان یهود در خارج از موطن خود و به عنوان گروهی منزوی در قرن پنجم قبل از میلاد جان می باختند.28
کوروش با پایه گذاری اصل مدارا و تسامح انقلابی بزرگ در عالم سیاست به وجود آورد که تا آن زمان سابقه نداشت او به همگان ثابت کر که مغلوبین ، مغضوبین و نفرین شدگان ابدی زمین نیستند و نه تنها خود آنان بلکه اعتقادات معابد و خدایان آنان نیز مورد احترام است او با سیاست تساهل و مدارای خود تفکر همزیستی مسالمت آمیز ملل مختلف با فرهنگ های گوناگون را در صحنه بین المللی مطرح کرد کوروش که تسامح جز خصایص ذاتی اش بود با مبنا قرار دادن چنین سیاستی موجبات گسترش عظمت و حفظ امپراطور


دیدگاهتان را بنویسید