دانلود پایان نامه

متمرکزتر شدن دولت ساسانی بخصوص بعد از اصلاحات انوشیروان روز به روز بر اهمیت و موقعیت اجتماعی آنها افزوده شد دبیران بودند که، حتی با سقوط دولت ساسانیان به دلیل تخصص و مهارت در زمینههای اداری و از طرف دیگر به دلیل نیاز اعراب به رتق و فتق امور اداری بخصوص بعد از تشکیل دیوان، نیازمند همکاری آنها بودند؛ البته در ممالک مفتوحه دیوان مربوط به امور مالی وجود داشت و نیازی نبود که از نو در ایجاد آن تلاش کنند به خصوص که با توجه به نداشتن افراد متخصص و زیادی حجم کار، در خود این صلاحیت را هم نمیدیدند. به همین جهت امور مالی را به دیوانهای موجود واگذار کردند.
این دیوانهای محلی در کشورهای فتح شده به همان نحو و بدون هیچ گونه تغییری مورد استفاده مسلمین قرار گرفت. آنان حتی مأمورین و اداره کنندگان آن دیوانها را هم از بین افراد محلی و احیاناً غیر مسلمان انتخاب مینمودند، زیرا اولاً در بین مسلمانان افرادی وجود نداشتند که بتوانند آن دیوانها را اداره کنند و ثانیاً اشتغال به فتوح و گرفتاریهای جنگی به آنها اجازه نمیداد که وقت خود را در اینگونه امور صرف نمایند(اجتهادی، 1363: 4-172).
به همین جهت تا مدتی بالغ بر شصت سال، دیوان خراج در مصر و شام به زبان محلی و به دست بومیان و در ایران هم به دست ایرانیان و به زبان فارسی اداره و نوشته میشد، تا اینکه در زمان حجاج بن یوسف ثقفی و به امر وی به وسیله صالح بن عبدالرحمن به عربی برگردانده شد. اما علی رغم نقل دیوان به عربی ما شاهد حضور دبیران زرتشتی در امور دیوانی خراسان در زمان حاکم اموی خراسان، نصربن سیار هستیم(فرای، 1380 : 4/ 494).
از دیگر گروههای جامعه ایرانی میتوان به کارگران و طبقات پایین شهری اشاره کرد که به دلیل نداشتن جایگاهی مقبول در نظام طبقاتی ساسانی و حتی بی مبالات و سست اعتقاد بودن آنها از نظر روحانیون زرتشتی، بواسطه موقعیت حرفهای و شغلی خویش، طبعاً آئین جدید را بیشتر با زندگی خویش سازگار و به مذاق خود گوارا یافتند(زرین کوب، 1362: 373).
آنان حتی انگیزهای برای دفاع و مقاومت در برابر مسلمانان نداشته و در موارد بسیاری با راهنمایی و هدایت یکی ازآنها، شهر یا ناحیهای به روی اعراب گشوده میشد.
با توجه به روند کند گرایش مردم به دین اسلام و نیز رونق دین زرتشتی حتی پس از سقوط دولت ساسانیان که مورخان و جغرافی نویسان قرون اولیه اسلامی بر وجود شعائر و اماکن مقدس زرتشتی در نقاط مختلف ایران از جمله فارس حتی در قرن چهارم تأکید میکنند که، «مجوسان در آنجا بینشانه راه میرفتند و آداب گبران بکار برده می شد»(مقدسی، 1361: 640).
زرتشت، نگاهبان روایات و شعائر ملی بود و روز به روز نیز از نفوذ و موقعیت سیاسی روحانیون زرتشتی کاسته می شد با این حال نفوذ معنوی آنها همچنان پا برجا بود؛ خصوصاً با از میان رفتن شاه و تضعیف اشراف، مؤبد مؤبدان که رئیس وحافظ دین شمرده میشد رئیس حقیقی ایرانیان زرتشتی بود. در حومه شهرها و روستاها نیز مؤبدان محلی غالباً پارهای از نفوذ گذشته خود را بر پیروانشان نگه داشتند.

3-7- دلایل گرایش زرتشتیان به اسلام

خلفای اموی کمتر در امور دینی تعصب نشان میدادند و در این دوره وضع دینی در تمام ایالات ایران به یک منوال نبود و در بعضی ایالات اسلام بیشتر و در بعضی دیگر کمتر نفوذ کرده بود. قبول اسلام از سوی ایرانیان روندی بسیار تدریجی داشت و آهنگ انتشار ایمان تازه برحسب ناحیه و طبقات مختلف جوامعی که در آن ناحیه میزیستهاند تفاوت داشت(فرای، 1380: 4/ 32).
ایرانیان تا روزی که اسلام را نمیشناختند با آن به دشمنی پرداخته و برای جلوگیری از آن و حفظ استقلال خویش سخت پایداری کردند ولی چون به گوهر دین پیبردند نه تنها از دشمنی باز ایستادند بلکه خود در صف مجاهدان قرار گرفتند. در پی دعوت به این دین از کار و کوشش دریغ نکردند، از طرفی به همان نسبتی که اسلام بتدریج در دلهای مردم ایران جا باز میکرد دین زرتشت از رونق میافتاد و از پیروانش کاسته میشد. در قرنهای نخست اسلام، زرتشتیان در ایران منزلت و جایگاه خود را از دست نداده و تا حدی از آزادی عمل برخوردار بودند(صدیقی، 1375: 68).
برخی از مهمترین دلایل گرایش زرتشتیان به اسلام در سدههای نخست را میتوان بدین صورت بیان نمود؛ البته این دلایل بنا به مقتضیات زمانی و مکانی و با توجه به ساختار اجتماعی هر طبقه در دورههای مختلف شدت و ضعفهایی داشته است.

3-7-1- وعدههای جذاب اسلام(اشتیاق به فرامین اسلام)
اولین عاملی که در این مورد باید ذکر شود و منابع تاریخی نیز به آن پرداختهاند، عدل، مساوات و فرامینی انسان دوستانه در دین اسلام بوده است. وعده عدالت و برادری که مسلمانان در مذاکراتشان به ایرانیها میدادند و اینکه همه انسانها فرزندان آدم و حوایند، برادر و از یک پدر و مادر هستند؛ چنان جذابیتی در بین مردم ایجاد کرد که موجب گردید تا یکی از همراهان رستم به دین اسلام درآید. با گفتههای مغیره بن شعبه با رستم مبنی بر اینکه: «ما مردم عرب همه برابریم و کسی از ما دیگری را به بندگی نمیگیرد، پنداشتیم شما نیز با قوم خویش برابرید، چنانکه ما عربان برابریم»(طبری، 1385: 5/ 90 و1679).
البته با توجه به ساختار طبقاتی جامعه ساسانی و ذکر چنین وعدههایی از طرف مسلمانان مبنی بر شکست حصارهای طبقاتی و آزادیهای اجتماعی، قطعاً تمایل به دین اسلام را تقویت میکرد. این یکی از حوادث شگفت انگیز تاریخ اسلام است که مردمان ساکن سرزمینهای فتح شده به دست مسلمانان با
کمال شادی دین اسلام را میپذیرفتند و از دین های قدیم خود دست بر میداشتند. البته این نکته را باید تذکر دهیم که در دوران بنی امیه به دلیل رفتار ناشایست و غیر اسلامی حاکمان(به استثنای دوره عمرو بن عبدالعزیز) این انگیزه به ندرت عامل گرایش به دین اسلام بوده است(هولت، 1380: 141).

3-7-2- سادگی احکام اسلام
فقدان چارچوب تشکیلاتی سختگیرانه برای ورود به جامعه اسلامی، ترغیب افراد را به این کار ساده تر میکرد. نو مسلمانان مجبور نبودند اطلاعات زیادی از اسلام داشته باشند مگر در مواردی که تردید وجود داشت. در حقیقت تعلیم رسمی در زمینه اصول اسلام، پیش شرط گرویدن به اسلام نبود. اعلام ساده شهادتین(خدایی وجود ندارد جز خدای یکتا، محمد فرستاده خداست) کافی بود(چوکسی، 1382، 111).
از طرف دیگر در مقایسه دین زرتشت با اسلام، متوجه میشویم که قوانین و مقررات دست و پاگیری بر پیروان دین بهی حاکم بوده است که هر فردی در مدت شبانه روز بر اثر اندکی غفلت دستخوش گناه وگرفتار پلیدی و نجاست میشد(کریستن سن، 1367: 141).
«زنی که خون حیض ببیند باید که در دشتی بی آب و علف و بدور از مقدسات به سر برد و فردی از فاصله دور برای او خوراک بریزد»
طبیعی است که اجرای این احکام بر مبنای این عقیده بود که جامعه دچار آلودگی و پلیدی نگردد و درمقایسه با احکام اسلام از شدت بیشتری برخوردار است. بنابراین جمود فکری و قشری نگری مذهب رسمی همراه با رسوم و آیینهای خشک و خسته کننده که از احکام رنج آور و بیهوده سرشار شده و تاثیر خود را از دست داده بود و دلایل مهم گرایش به اسلام محسوب شده است. آن هم اسلامی که سادگی آیین و بی اعتبار کردن خون، نژاد و امتیازات پدران از ویژگیهای بارز احکام فقهی آن بود(آرنولد، 1358: 301).
به گفته هانری ماسه همین سادگی و قابل فهم بودن احکام اسلامی باعث نیرومندی آن و تسلیم دین زرتشت شد. به طوری که تعدادی از زرتشتیان برای رهایی از این تنگناها، آیین مسلمانی را دینی پاک و آسان و درست یافتند و با شوق و مهر بدان گرویدند(ماسه،1339: 247).

3-7-3- وجود برخی تشابهات در احکام و عبادات و مفاهیم
دین اسلام در تعامل با عقاید زرتشتی از برخی جهات با هم مشترکاتی داشتند: آفرینش جهان در شش دوره، ملائکه، برانگیخته شدن جسم پس از مرگ، بهشت و دوزخ. حتی در جزئیات عبادات یومیه وجوه مشترکی مشاهده میشود. پس از گرایش به اسلام، طبق دستور دین جدید مؤظف به خواندن پنج نوبت نماز شدند همانطور که قبلا به دستور اوستا موظف بودند(آرنولد1358 :64 -46).

3-7-4- فعالیت مبلغان اسلام
در تاریخ صدر اسلام و در حیات پیامبر(ص) عدهای صرفا به منظور تبلیغ دین و آموزش معارف قرآن و اسلام به مناطقی اعزام میشدند. اما در دورههای بعد، بخصوص عصر فتوحات علی رغم اینکه اسلام دینی جهان شمول و تبلیغی بود اما متأسفانه نهادی مشخص و معین برای تربیت افراد و ایجاد طبقهای روحانی برای تبلیغ دین و آموزش معارف قرآن به غیر مسلمان نداشت و کار تبلیغ را در واقع خود سرداران و فرماندهان سپاه در قالب یکی از سه شرط پیشنهادی (پذیرش اسلام، جزیه و جنگ) انجام میدادند. در مواردی هم به همراه آنها عدهای را که در ایمان و دیانت نسبت به دیگران سرآمد بودند، میفرستادند.
در دوره امویان علیرغم، عدم تعصب دینی آنها اما در مواردی از طرف حکام بنیامیه افرادی برای تبلیغ دین اسلام به مناطقی چون خراسان و ماورالنهر اعزام می شدند. به طور نمونه در زمان ولایتمداری اشرس در خراسان به گفته طبری، وی چنین گفت: «یکی را بجویید که متقی باشد و فاضل که او را سوی مردم ماوراءالنهر فرستم که آنها را به اسلام فرا بخواند»(طبری، 1385: 4093).
ابوالصیدا نامی به اشرس معرفی شد و وی به شرط برداشتن جزیه مأمور این کار میشود و توانست عده زیادی را به اسلام متمایل نماید، بدین ترتیب عدهای هم بایستی با موعظههای اعراب متشرع ایمان آورده باشند(بویس، 1381: 180).

3-7-5- حفظ موقعیت اجتماعی
از مهمترین انگیزههای دیگر زرتشتیان برای پذیرش اسلام حفظ موقعیت اجتماعی خویش بوده است البته این مطلب بیشتر در مورد اعیان و اشراف صادق است؛ یعنی کسانی که اعراب به خدمات آنها نیازمند بودند. دهقانان که در گذشته عهدهدار جمع آوری مالیات و به منزله چرخهای ضروری دولت بودند(کریستن سن، 1367: 132).
بعد از سقوط ساسانیان نیز بخاطر نیاز عربها هم چنان در مناصب خود ابقا شدند و بعضاً با گرایش به اسلام سعی در حفظ موقعیت سیاسی و اجتماعی خویش داشتند. این گرایش به اسلام برای طبقات دهقان و نیز بزرگان و اشراف و اعیان از یک طرف باعث حفظ حاکمیت محلی آنها بر اتباع زیر دستشان از قبیل رعایای کشاورز و شهری میشد و از طرف دیگر از پرداخت جزیهها معاف میشدند، نه از این جهت که بار مالی از دوش آنها برداشته میشد بلکه از آن جهت که پرداخت آن را به اعراب نوعی اهانت و تحقیر و کسر شأن اجتماعی میدانستند(بویس، 1381: 179).
چون اینان در زمان ساسانیان جزء طبقاتی بودند که از پرداخت جزیه(گزیت) معاف بودند و در آن دوره پرداخت گزیت مخصوص طبقات پایین جامعه بود، بدین صورت با گرایش به اسلام از خفت پرداخت جزیه مصون می ماندند. این تحقیرهای جزیه دیگران را وا داشت تا از دین قدیم خود دست بکشند(همان، 179).
همچنین وقتی که تازیان به ایران آمدند نهادهای ایرانی مستلزم تشکیل امپراطوریای بود که آنها ناگزیر به اداره آن بودند. آنها صحرا گرد بودند و صحرا گردان فاقد دیوانسالاری بودند؛ اما ایرانیان دیوانسالاری داشتند و طبقه دبیران د
ر ایران تاریخی طولانی داشت. با روی کار آمدن عربان با توجه به این مسأله سعی در استفاده از شیوه و اصول کشورداری ایرانیان کردند و ضرورت نیاز به دبیران احساس شد. دبیران نیز برای حفظ موقعیت خود با آنها همکاری نمودند از جمله آنها میتوان به صالح بن عبدالرحمن در زمان حجاج اشاره کرد(بلاذری، 1367: 108).
البته اجباری درتغییر کیش وجود نداشت تا اینکه در سال 124هـ یوسف بن عمر فرمانی صادر کرد که تنها از دبیران مسلمان در دفاتر مالی و دیوانی استفاده شود و احتمال داردکه دبیران زرتشتی که تا این زمان مشغول به کار بودند برای حفظ و تداوم موقعیت شغلی و اجتماعی خویش به اسلام گرویده باشند(فرای،1380: 109-108).

3-7-6-انگیزه های مالی و اقتصادی
مهمترین مالیات‌های مسلمانان در این دوره اقتباسی بود از نظام مالیاتی دوره ساسانی که شامل جزیه و خراج میشد که با توجه به نوع تصرف منطقهای و یا برخورد اهالی


دیدگاهتان را بنویسید