دانلود پایان نامه

وجود اين ، مرد مي تواند قدرت قانوني آغاز طلاق را به همسرش واگذار كند . از آنجا كه به ازدواج به عنوان يك قرارداد نگريسته مي شود ، برخي قيود و شروط را در آن لحاظ مي نمايند . به عنوان مثال در مورد حقوق مربوط به حضانت ، مادران در زمينه حضانت پسران خود تا دو سالگي و دختران خود تا هفت سالگي از حقوق ترجيحي برخوردارند . با وجود اين مادر به محض ازدواج مجدد حتي همان كمترين حقوق حضانتي خود را نيز از دست مي دهد . پدر قيم قانوني (ولي ) كودكانش مي باشد . آنان به طور اتوماتيك شهروندي و نام فاميلي خود را به آنان انتقال مي دهند .(فرزانه میلانی، بی تا: 10)
ويژگي مرد به عنوان نان آور بر قانون اساسي سايه افكنده است . او علاوه بر اينكه بواسطه برخي از خصايص اكتسابي و ذاتي رهبري خانواده را به عهده دارد (ماده 1105 قانون مدني ) ، همچنين مسئول حفظ و نگهداري واحد خانواده و اعضايش نيز مي باشد . تسليم زنان در برابر ” رييس “ خانواده با حمايت مالي متناسب با شان اجتماعي شان (نفقه ) جبران مي شود . از همين رو ، به اين سيستم به دليل آنكه نفقه را به عنوان تعهد مرد و حق زن تلقي مي كند ، به عنوان سيستمي متعادل نگريسته مي شود . نخستين تعهد زن اطاعت از شوهرش مي باشد . شوهر در مورد اندام هاي جنسي وي از حق مالكيت برخوردار است . جماع حتي در صورتي كه زن تمايلي به آن ندارد جزء وظايف همسري مي باشد . مهريه (ميراث زوجه يا قيمت عروس ) مرتبط با به فعل رساني ازدواج است . ماده 1086 قانون مادي مشعر بر آن است كه چنانچه زني از تسليم جنسي خود به شوهرش امتناع ورزد مهريه به او تعلق نمي گيرد . در مورد نفقه نيز وضع به همين گونه است . خودداري زن از برقرار نمودن روابط جنسي با شوهرش ، او را در عدم پرداخت نفقه محق مي سازد . (ماده 1108 ).(میلانی،بیتا:11).»
4-7-1-1- آموزش زن
نویسندگان مکتب تشیع زن را از کسب مدارج عالی تحصیلی منع نکردهاند و به او مشروط به رعایت حجاب و منع خودآرایی اجازه حضور در اجتماع را دادند.
«زن در موضوع تعلیم و تعلم و تربیت و روابط مشروع اجتماعی و معاشرت پسندیده کمترین تفاوتی با مرد ندارد و با این شرط که تظاهر بزینت و خودنمایی و عشوه گری ننموده و دامن بشهوت مردان نزند در توسعه معاشرت آزاد است.(علامه طباطبایی،1338: 25)».
متن به زنان نهیب میزند این آزادی نباید باعث دامن زدن به شهوت مردان شود. پس از انقلاب هر کجا که این شرط یک طرفه ؛ توسط زنان شکسته شد مشروعیت حضور آنان در جامعه خدشه دار شده و با آنان برخورد میشود. همانگونه که الزام به حجاب در کشور اجباری شد در برخی از دانشگاههای کشور تفکیک جنسی نیز اعمال شد. همچنین قانون ذاتگرایی اسلامگرایان سنتی ؛ موجب شد پس از انقلاب زنان از تحصیل در بسیاری از رشتهها منع شوند.
4-7-1-2- ازدواج
نویسندگان مکتب تشیع ازدواج را یک قراداد دانسته که به موجب آن مرد نسبت به زن و فرزندش حق مالکیت پیدا میکند و چون خون و نژاد برای اثبات این حق بسیار مهم میباشد و ارث و موازین ازدواج برپایه نسب استوار است، زن را از رابطه با غیر شوهر خود به شدت منع میکنند. این در حالیست که مرد به دلیل نداشتن این محدودیت میتواند با چند زن ازدواج کند.
اگر استدلال و توجیح عقلی این نویسندگان فقط نسب است؛ این مشکل را علم ژنتیک حل کرده و مردان به راحتی میتوانند حقانیت فرزند خود را ثابت کنند.
«درموضوع نکاح و ازدواج زن آزاد است با هر که بخواهد ازدواج نماید. ولی نظر به اینکه فرائض ارث و همچنین موازین ازدواج بر اساس نسب استوار است، زن نمی تواند با غیر یک شوهر که اتخاذ کرده با شوهر دیگر یا با هر مرد دیگر به هیچ وجه رابطه فراش پیدا کند. و در عین حال مرد می تواند بیشتر از یک زن بگیرد، مشروط به اینکه بتواند میان زنان خود با عدالت رفتار کند.(علامه طباطبایی،1338: 26)».

4-7-1-3- جهاد، قضاوت، حکومت مختص مردان است
«زن نمیتواند در جامعه اسلامی زمام حکومت و ولایت امر را به دست گیرد، زن نمیتواند به مسند قضاوت و حکم تکیه بدهد، زن نمیتواند مستقیماً در جهاد شرکت جسته و قتال را مباشرت نماید».(موسوی زنجانی،1341: 29)
اسلامگرایان سنتی پس از انقلاب زنان را قانوناً از حكمراني ، قضاوت و برخی مناسب اجرايي در سياست محروم کردند و زنان در واقع شهروند درجه دو محسوب میشوند. دلایل آنان برای این محدودیت عاطفه و احساس ذاتی زن میباشد.و اظهار میکنند:
«محدودیتی که زن سرپا مهرو عاطفت در اسلام دارد، در سه موضوع تعقلی است که اسلام زمام آنها را بدست تعقل سپرده است که از محیط عاطفه و احساس باید جدا شود و موضوعات سه گانه نامبرده، حکومت و قضاوت و جهاد میباشد.(موسوی زنجانی،1341: 29)
و اما امتیازاتی که بین زن و مرد در جامعه اسلامی از نظر حقوق و تکالیف عمومی اعتبار شده است عبارت است از: اختصاص حکومت و قضاوت و جهاد (نه دفاع) به مردان.(مصباح،1343: 183)».
زنان از جهاد نیز منع شدهاند و دلیل آن را جنس لطیف زن دانستهاند و در این نشریه حضور زنان در جهاد را به صورت نیروی کمکی در جنگها پذیرفتهاند.
«اگر وجود مردها برای دفاع کافی نبود لازم است زنان هم باستناد حقوق اولیه انسانی قیام نمایند.
ولی در صورت عدم احتیاج به انها، نمیتوان بان اصول تمسک کرد وبار سنگین و جانفرسای جنگ و نبرد را بر دوش جنس لطیف نهاد.(مصباح،1343: 175)».
جنگ،دولت،قدرت،صلح،امنیت و عدالت مفاهیمی به شمار میآیند که ذهن را به سمت مسائل سیاسی سوق میدهد. این مفاهیم در حوزه مردان نمود بیشتری مییابد و با جذابیت از سوی جنس مذکر د
نبال میشود. باز تولید این گونه مفاهیم برای مردان گویای بارز یک حس خوب در جایگاه شهادت، جهاد، فرماندهی، ایثار، سرباز، دفاع از ناموس و سرزمین و…است، اما برداشت زنانه در کشور ما از جنگ چگونه است؟ زنان بزرگترین قربانیان جنگها بودهاند؛ تجاوز جنسی به زنان در جنگها، استخدام زنان در اردوگاهها و مجتمعهای تفریحی و مسکونی نظامیان، اندوه ناشی از مرگ همسر و فرزندان بازنمایی تصویری منفی و اندهناک را از خاطر آنان میگذراند. خدمات زنان در پشت جبههها و بیمارستانها و تدارکات، مثبتترین نگاه آنان میتواند باشد. شاید یکی از عللی که “مردان” در کشور ما همیشه طراحان اصلی بازیهای سیاسی میباشند همین باشد. زنان و دختران ما سعی میکنند به صورت خودکار از این دست گفتگوها دوری جویند و گفتمانهای سیاسی را به صورت ذاتی گفتمان مردانه میپندارند. درست است که مردان نیز در جنگها در معرض انواع فشارها همچون انواع بیماریها، اسارت، معلولیت و حتی از دست دادن جان خود و…قرار میگیرند اما زنان علاوه بر فشارهای خاص در دوران جنگ، پس از جنگ و رسیدن به صلح یا پیروزی از صحنه قدرت خارج میشوند یا ایثار زنان در یک محیط مردانه وظیفه یا برگرفته از حس زنانه و مادرانه تلقی خواهد شد و ایثار مردان دارای ارزشهای حاوی قدرت و یک امر سیاسی با جایگایی خاص در جریان قدرت مورد توجه قرار میگیرد.
4-7-1-4- فعالیتهای اجتماعی زن
«زن در جامعه اسلامی میتواند مالک شود، در اموال خود تصرف کند، تحصیل علم کند و حتی به طریق مشروع کسب و تجارت نماید چنانکه «زینب عطاره» عطر فروشی میکرد و پیغمبر اکرم (ص) از او عطر میخرید، و از نظر معاشرت و شرکت در امور اجتماعی تا حدودی که با عفت و پاکدامنی منافاتی نداشته باشد آزاد است.».(مصباح،1343: 182)
بر اساس این متن نویسندگان مکتب تشیع صراحتاً و رسماً مشروعیت حضور در عرصه عمومی را مشروط به حفظ عفت ، پاکدامنی و تقدس به زنان میدهند. و در حکومت و جامعه اسلامی آرمانی خود به حضور زنان در عرصه عمومی رسمیت داده و با شروطی که ذکر شد و مهمترین آن حجاب و تفکیک جنسی در عرصه عمومی بود زنان را از خانهها بیرون آوردند.
4-7-2 . زن مقدس
در نشریه مسجد اعظم زن در کانون خانواده معنا پیدا میکرد و باید در جایگاه راستین خود در خانه باقی میماند. زیرا وظیفه اصلی زن یعنی تولید مثل و خانهداری و شهوت مردان اینگونه ایجاب میکرد تا مردان متعلق به حوزه عمومی و زنان در حوزه خصوصی و در خانه باشند. در قسمت اول نشریه مکتب اسلام نیز دیدیم زن با بیرون آمدن از خانه و وررد به عرصه مردانه به زن فاسد تبدیل شده بود اما نکته مهم در این فصل تغییر جایگاه زن است. و زن به موجودی مقدس تبدیل میشود. فردی قابل احترام که با مادر شدن جنبه تقدس پیدا میکند. در این مفهوم جدید از زن، زن همان وظیفه قبلی خود یعنی ازدیاد نسل و مادر بودن را انجام میدهد اما عبارت مقدس وظیفه سنگینی به تمام وظایف دیگر او داده و زن متعلق به آرمانهای اخلاقی مدینه فاضله ینیادگرایان میشود.
«موضوع بارداری و زایمان یک وظیفه مقدسی است.»(مصباح،1343: 167)
منطق قرآن در تعدیل محدودیت زن نسبت به پارهای از امور اجتماعی این نیست که بارداری و زایمان برای زن مانع از شرکت در آنها میشود.و ما هم نمیخواهیم از این راه مستقیماً محدود بودن وی را اثبات کنیم بلکه منظور ما فقط این است که نقش زن در توالد بسیار مهمتر از نقش مرد بوده.»(مصباح،1343: 169)
متن از یک وظیفه مقدس سخن میگوید. عمل مقدس باعث تقدس عامل یا سوژه نیز میشود. به زن خطاب میشود که قصد از منع زن در اجتماع به دلیل جنس اوست اما نه جنس شهوانی؛ بلکه جنسی که به دلیل قدرت بارداری او را مقدس و برتر ساخته و این امتیاز برتر او نسیت به مردان به زن جنسیت مقدسی داده است. زن روزگاری به دلیل فاسد شدن اجتماع در خانه میماند و اکنون به دلیل تقدسی که نباید به گناه آلوده شود، به خاطر وظیفه مقدسی که باید سعی کند به خوبی از عهدهی آن برآید از او خواسته میشود در خانه بماند. در مقابل حقوق مساوی با مردان و حق شرکت در سیاست و اجتماع که غرب با خود آورده بود، لباس تقدس پوشاندن به وظایف یک زن میتوانست بهترین توجیه برای ادامه وظایف سنتی زن باشد. البته اسلامگرایان با حجاب و تفکیک جنسیتی به حضور زن در خارج از خانه مشروعیت میدهند.
اسلامگرایان همانطور که با فاسد شدن زن در حکومت پهلوی مشروعیت گفتمان غالب را زیر سوال بردند با دادن تقدس به سوژه به حکومت دینی خود مشروعیت دادند. در واقع اسلامگرایان با بازنمایی یک انقلاب و جهاد دینی تقدس از دست رفته زنان را به آنان باز گردانند.

4-8 . جمعبندی:

این مجله در سال 1338 یعنی تقریبا همزمان با نشریه مکتب اسلام شروع به کار کرد. و در سال 1343به دلیل آنکه مسوولین این نشریه تهت فشار ساواک بودند متوقف شد. از نقاط قابل توجه آن است که این نشریه به دلیل آنکه پایگاه فکری آیتالله خمینی(ره) شود به پیشنهاد آقای هاشمی رفسنجانی تأسیس شد. نکات جالب این نشریه درباره زنان را در همزمانی آن با مکتب اسلام میتوان دریافت. همچنان که در روایت نخست دیدیم تا سال 1343 زن اجتماعی در مکتب اسلام(1) زن فاسد پنداشته میشد اما درست در همان دوره مکتب تشیع بیرون آمدن زنان از خانه را پذیرفته بود و با دلایل و توجیهات عقلی به ذکر حقوق زن پرداخته و به زن در چارچوب حقوقی که شرع به او داده بود اجازه حضور در اجتماع را میدهد. در این نشریه درست در همان زمانی که به وسیله نشریه مکتب اسلام زن اجتماعی فا
سد خطاب میشود با رعایت حفظ حجاب و تفکیک جنسیت در جامعه به زن لباس تقدس پوشانده و وی را مقدس مینامند. نویسندگان این نشریه نیز زن را موجودی منفعل و فاقد کنش میدانند و با دادن الگوی واحد از حقوقی که در صدر اسلام به زنان داده شده سودای بازگشت به دوره طلای و صدر اسلام را دارند.

نویسندگان این نشریه برآنند زن در گذشته و پس از ظهور اسلام در چارچوب شرع حق آزادی داشت و اسلام او را انسان شناخت و به وی حق داد. اما اتفاقی که افتاد آن بود که زن و مرد دچار اختلاط و گناه و ایجاد فساد در اجتماع شدند و عفت ملی به خطر افتاد. عاملی که موجب این بیبندوباری و ناهنجاری در کشور اسلامی شد حکومت غرب زده است. حکومتی که به تقلید از غرب میپردازد و سرسپرده غرب است. حکومت غرب زده با عدم تفکیک جنسی و تقلید از غرب به زنان آزادی غربی و حقوق غربی از جمله تساوی حقوق زن و مرد داد. و


دیدگاهتان را بنویسید